Eskandar
05-10-2009, 11:01 AM
سَرباز در معنا کسی است که از جانش در پی آرمانی گذشته باشد.ولی معنای کاربردی این واژه برای کسی به کار برده می**شود که پیشه نظامی*گری داشته باشد و در ارتش و سپاه خدمت کند که بدین معنا سپاهی و لشکری هم می**گویند.
سرجوخه از درجه*های ارتش و سپاه است و به فرمانده ۴ یا پنج سرباز گفته می*شود.
پیش از دوره رضاشاه به سرجوخه "سرجوقه" می*گفتند. درجه سرجوخه بر روی دوش نصب نمیشود. در ارتش ایران بر روی قسمت پایین آستین و در سپاه بر روی بازو قرار میگیرد.
اخیراً در ارتش ایران کلیه درجات سربازان و سرجوخگان بر روی بازو نصب می گردد.
گروهبان نام یکی از درجات نظامی است. در ارتش و سپاه به کسی گروهبان گفته می*شود که فرمانده یک گروه باشد. گروه، نام از یگان*های ارتشی است که معمولاً از ۸ تا ۱۲ نفر تشکیل شده است. هر گروه خود معمولاً از دو جوخه تشکیل می*شود.
درجه گروهبان در نیروی زمینی برابر با درجه مهناوی در نیروی دریایی است. پیش از دوره رضاشاه به گروهبان "وکیل" می*گفتند.
اُستُوار درجه ايست در ارتش ایران ميان گروهبان و ستوان.
درجه استوار دو مرحله دارد:
استوار دوم
استوار يکم
سُتوان نام یکی از درجات نظامی است. در ارتش به کسی ستوان گفته می*شود که فرمانده یک دسته باشد. دسته از یگان*های ارتشی و سپاهی است که معمولاً ۳۰ تا ۴۰ نفر تشکیل شده است. در مرحله ستوانی نیز امکان ارتقاء وجود دارد و به این منظور درجات ستوان یکمی و ستوان دومی نیز داده می*شود. ستوان نخستین درجه از درجه*های افسری است.
خود واژه ستوان یا استوان در فارسی به معنی محکم و قابل اعتماد و موثق است. تلفظ این واژه در پارسی*میانه اُستیگان بوده است.
پیش از دوره رضاشاه به ستوان "نایب" می*گفتند.
سَروان فرمانده یک گروهان ارتش است. گروهان یکی از یگان*های ارتشی و سپاهی است که معمولاً از ۱۰۰ تا ۴۰۰ سرباز تشکیل شده است. درجه سروانی یکی از درجات ارتش و سپاهاست.سروان درجهء بالاتر از ستوان و پایینتر از سرگرد است.
در ایران پیش از دوره رضاشاه به سروان "سلطان" می*گفتند. در فارسی دری افغانستان برای درجه سروان واژه تورن و برای سروان بلندپایه*تر جکتورن بکار می*رود.
سَرگُرد از درجه*های نظامی ایران است. سرگرد فرمانده یگ گردان است که ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ سرباز دارد. سرگرد درجهء بالاتر از سروان و پایینتر از سرهنگ است.
پیش از دوره رضاشاه به سرگرد "یاور" می*گفتند. معنای خود واژهء سرگرد "فرمانده دلاوران" است. گُـرد در پارسی معنای پهلوان و دلیر و جنگاور را می**رساند.
سَرهَنگ مقامی است در ارتش و سپاه که بالاتر از سرگرد و پایین تر از سرتیپ
درجهٔ سرهنگ را در فارسی افغانستان دگروال می*گویند که واژه*ای است پشتو.
درجه برابر با سرگرد در نیروی دریایی درجه ناخدا سوم است.
سرجوخه از درجه*های ارتش و سپاه است و به فرمانده ۴ یا پنج سرباز گفته می*شود.
پیش از دوره رضاشاه به سرجوخه "سرجوقه" می*گفتند. درجه سرجوخه بر روی دوش نصب نمیشود. در ارتش ایران بر روی قسمت پایین آستین و در سپاه بر روی بازو قرار میگیرد.
اخیراً در ارتش ایران کلیه درجات سربازان و سرجوخگان بر روی بازو نصب می گردد.
گروهبان نام یکی از درجات نظامی است. در ارتش و سپاه به کسی گروهبان گفته می*شود که فرمانده یک گروه باشد. گروه، نام از یگان*های ارتشی است که معمولاً از ۸ تا ۱۲ نفر تشکیل شده است. هر گروه خود معمولاً از دو جوخه تشکیل می*شود.
درجه گروهبان در نیروی زمینی برابر با درجه مهناوی در نیروی دریایی است. پیش از دوره رضاشاه به گروهبان "وکیل" می*گفتند.
اُستُوار درجه ايست در ارتش ایران ميان گروهبان و ستوان.
درجه استوار دو مرحله دارد:
استوار دوم
استوار يکم
سُتوان نام یکی از درجات نظامی است. در ارتش به کسی ستوان گفته می*شود که فرمانده یک دسته باشد. دسته از یگان*های ارتشی و سپاهی است که معمولاً ۳۰ تا ۴۰ نفر تشکیل شده است. در مرحله ستوانی نیز امکان ارتقاء وجود دارد و به این منظور درجات ستوان یکمی و ستوان دومی نیز داده می*شود. ستوان نخستین درجه از درجه*های افسری است.
خود واژه ستوان یا استوان در فارسی به معنی محکم و قابل اعتماد و موثق است. تلفظ این واژه در پارسی*میانه اُستیگان بوده است.
پیش از دوره رضاشاه به ستوان "نایب" می*گفتند.
سَروان فرمانده یک گروهان ارتش است. گروهان یکی از یگان*های ارتشی و سپاهی است که معمولاً از ۱۰۰ تا ۴۰۰ سرباز تشکیل شده است. درجه سروانی یکی از درجات ارتش و سپاهاست.سروان درجهء بالاتر از ستوان و پایینتر از سرگرد است.
در ایران پیش از دوره رضاشاه به سروان "سلطان" می*گفتند. در فارسی دری افغانستان برای درجه سروان واژه تورن و برای سروان بلندپایه*تر جکتورن بکار می*رود.
سَرگُرد از درجه*های نظامی ایران است. سرگرد فرمانده یگ گردان است که ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ سرباز دارد. سرگرد درجهء بالاتر از سروان و پایینتر از سرهنگ است.
پیش از دوره رضاشاه به سرگرد "یاور" می*گفتند. معنای خود واژهء سرگرد "فرمانده دلاوران" است. گُـرد در پارسی معنای پهلوان و دلیر و جنگاور را می**رساند.
سَرهَنگ مقامی است در ارتش و سپاه که بالاتر از سرگرد و پایین تر از سرتیپ
درجهٔ سرهنگ را در فارسی افغانستان دگروال می*گویند که واژه*ای است پشتو.
درجه برابر با سرگرد در نیروی دریایی درجه ناخدا سوم است.