توجه ! این یک نسخه آرشیو شده می باشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمی کنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : كاملترين اطلاعات درباره حيوانات
sattarz
12-30-2009, 04:36 PM
قبول دارید ماهی ها هم دارای ضرایب متفاوتی از IQU هستند؟
وقتی که شروع به نگهداری ماهی کردم هیچ گاه فکر نمی کردم که این موجودات هم ممکن است دارای درک قابل توجهی باشند. خیلی از حیوانات – به استثنای بعضی گونه ها - تمام فعالیت هایشان تنها از روی غریزه است و مغز آنها آنقدر پیشرفته نیست که کاری را از روی فکر، اندیشه و با طرح نقشه قبلی انجام دهند. حتی تصور اینکه یک ماهی قدرت تشخیص چهره افراد را داشته باشد و یا اینکه مثلاً سعی کند برخی از کارهایش را از صاحبش مخفی کند برای من بسیار جالب بود.
در بین ماهی ها – حتی بین ماهی های یک گونه – ممکن است برخی دارای هوش بالایی بوده و برخی چندان بهره ای از هوش نبرده باشند.
مدتی قبل تعدادی ماهی از جمله چهارparrot Fish ( طوطی ماهیِ )، دو پنکوسی،تعدادی گلدفیش، دو گوآرامی و چند بچه ماهی اسکار داشتم. یکی از مسائلی که در ابتدا هنگام غذا دادن به ماهی ها متوجه شده بودم و حتماً همه شما نیز چنین حالتی را تجربه کردید این بود که پس از مدت کوتاهی آنها مرا به عنوان صاحب خود به طور دقیق می شناختند و حتی در مقاطعی که غذای آنها را روزانه بطور منظم و دقیق می دادم در همان ساعت بخصوص شاهد تغییر واضحی در حالات و حرکات آنها بودم ( حتی اگر بدون غذا در مقابل آکواریم می نشستم )
اما نكته جالب تر اينكه آنها علاوه بر خود من نوع غذايي را كه قصد دادن آن را داشتم نيز تشخيص مي دادند. مثلاً يك جفت ماهي اسكار بزرگ داشتم كه از وقتي كوچكتر بودند فقط به خوردن ماهي جوبي عادت كرده بودند و زياد تمايلي به خوردن دل گاو از خود نشان نمي دادند. بزرگتر هم كه شدند ماهي كيلكا برايشان مي انداختم. طوري كه هر كدام هر روز يك وعده يا گاهي دو وعده، يك ماهي كيلكاي كامل را مي خوردند. در عوض طوطي ماهي ها و بچه اسكارها علاقه شديدي به دل گاو داشتند و گوآرامي ها و گلدفيش ها هم بيشتر به غذاهاي روي آبي و يا نوزاد ميگو تمايل داشتند.
و اما نكته اي كه برايم جالب بود اين است كه هر گاه با ظرف محتوي ماهي كيلكا جلوي آكواريم مي نشستم، فقط همان دو ماهي اسكار بودند كه با حركات جالب خود در جلوي شيشه و نگاه مستقيم به من و ظرف ماهي بيصبرانه انتظار غذا را مي كشيدند. بلافاصله وقتي كه با تكه اي دل گاو جلوي آكواريم مي نشستم در فاصله اي كه مشغول ريز كردن آن بودم، طوطي ماهی ها و بچه اسكارها كه تا قبل از اين به حركات معمولي و هميشگي خود مشغول بودند، خود را بيصبرانه به اصطلاح به در و دیوار مي كوبيدند و يكديگر را كنار مي زدند تا شايد اولين قطعه گوشت نصيبشان شود. در تمام اين مدت گوآرامي ها و گلدفيش ها وضعيت طبيعي خود را داشتند. آنها هم ظرف صورتي رنگ محتوي غذاي خود را خوب مي شناختند بطوري كه وقتي همراه آن ظرف به آكواريم نزديك مي شدم هنوز كاملاً جلوي آكواريم مستقر نشده، با تجمع ملتمسانه آنها روبرو مي شدم كه چشم به ظرف غذا دوخته بودند. تا اينجا شايد نياز خاصي به هوش سرشار احساس نشده باشد و بتوان گفت كه با اندك دركي كه هر حيواني دارد قادر به شناسايي اينگونه موارد است كه ارتباط مستقيم با نيازهاي طبيعي آنها دارد. درواقع همان كمي هوش براي شناسايي يك چنين موقعيت هايي كافي بنظر مي رسد.
sattarz
12-30-2009, 04:37 PM
و اما ماهي با هوش؛ برخي ماهي ها واقعاً هوش سرشاري دارند و از اين لحاظ يك سرو گردن از بقيه گونه ها و حتي از همنوعان خود بالاترند. به عنوان نمونه مي توانم يكي از بچه اسكارهايم را نام ببرم كه با حركتش بي نهايت من را شگفت زده كرد. يك روز كه حال و حوصله ام برقرار بود و با علاقه و توجه به ماهي ها غذا مي دادم با كمال تعجب متوجه شدم وقتي دل گاو را درون آكواريم مي ريزم در بين همه پَروت ها و بچه اسكارها كه به طور طبيعي وعده اي را كه نصيبشان مي شد مي خوردند، يكي از بچه اسكارها با حركاتي سريع و زبلانه تكه هاي بزرگ گوشت را از جلوي دهان بقيه هم كه شده شكار كرده و بسرعت فرار مي كند و به پشت يكي از سنگها كه به گوشه آكواريم تكيه داده شده بود پناه مي برد. پيش خودم از زبلي اين بچه اسكار خوشم آمد. ولي وقتي كمي بيشتر دقت كردم ديدم كه خيلي زودتر از حالت طبيعي دوباره به دنبال غذا آمده و هنوز بقيه فرصت كامل بلعيدن لقمه اول را پيدا نكرده اند، اين بچه اسكار به همين ترتيب، سه چهار تكه غذاي بزرگ شكار مي كند. هر چه فكر كردم نتوانستم قبول كنم كه به اين سرعت ميتوانداين غذاها را بخورد اين بود كه به گوشه آكواريم رفتم و با كمال تعجب ديدم كه اين غذاها را پشت آن سنگ برده و در گوشه اي رها مي كند و بسرعت برمي گردد. آنقدر اين كار را تكرار مي كند تا تكه گوشت هاي شناور در آب تمام مي شود و دراين هنگام كه ماهي ها از يافتن يك لقمه چرب و نرم ديگر نااميد مي شوند و به دنبال خرده غذاهاي ریز ته آب مي روند، بچه اسكار زبل به پشت آن سنگ رفته با تكه هاي چرب و نرم گوشت حسابي براي خود جشن مي گيرد و به سختي هم از آن ناحيه دفاع مي كند. كار دفاع هم زياد سخت نيست، چون زورش به علت تغذيه خوبي كه داشت به ساير بچه اسكارها مي چربيد و از ناحيه ماهي هاي بزرگتر هم نگراني نداشت، چون به علت بزرگي، اصلاً نمي توانستند به قلمرو تنگ و باريك او حتي نزديك شوند. ( وقتی که این موضوع را با همسرم و سایر افراد خانواده در میان گذاشتم تا مدتی از غذا دادن به ماهی ها محروم بودم، چون آنها که تا آنروز چندان تمایلی به اینکار نشان نمی دادند، تا مدتی موقع غذا دادن به ماهی ها که می شد، همگی جلوی آکواریم صف می کشیدند تا شاهد این صحنه ها باشند !)
sattarz
12-30-2009, 04:37 PM
و اما چه بگویم از ماهی های کودن!!!. به عنوان مقدمه بگویم که من در ابتدا دو بچه پَروت سرخ رنگ داشتم که به مرور بزرگ شدند و مشخص شد که هر دو ماده هستند، ولی چون خوشرنگ هستند و بسیار به آنها علاقه مند شدم به فکر تعویض هیچ کدام نیافتادم و دو بچه پَروت زرد هم خریدم که اتفاقاً این دفعه هر دو نر از آب در آمدند. خلاصه اولین ماجرا نحوه غذا خوردن این دو بچه پَروت بود. یکی با هوش معمولی و دیگری آخر خپلی. هر دو را یک اندازه انتخاب کرده بودم ولی الان اندکی اختلاف سایز دارند و مربوط می شود به نحوه غذا خوردن آنها. اولی مثل همه ماهی ها غذا می خورد، ولی دومی که من فکر می کنم بجای هوش صفت طمع در عقل او تزریق شده، وقتی که غذا به آکواریم ریخته می شود، بسرعت و شاید به اصطلاح خودش با زرنگی تمام، به سمت بزرگترین تکه گوشت حمله ور شده و آنرا به دهان می گیرد. ولی لقمه بزرگتر از دهان گرفتن عاقبتش بهتر از این نمی شود. بله ، این پَروت مثلاً زرنگ ما، وقتی از خوردن تکه گوشت بزرگ مأیوس می شود که دیگر لقمه ای اندازه دهانش باقی نمانده است و تنها چیزی که برایش می ماند ناکامی است و گرسنگی. (حالا بماند که چقدر تلاش می کنم که این پَروت کودن را به طور اختصاصی سیر کنم) و اما بشنوید از دست گل جدید این ماهی خپل که مدتی است او را بی خانمان هم کرده. این جریان مربوط به همین اواخر است. در واقع مدتی پیش ماهی های اسکار را به علت رشد زیاد و نیاز به فضای بیشتر فروخته ام و از زمان فروختن آنها، یکی از پَروت های ماده که ظاهراً دیگر عامل مهاجمی در آکواریم احساس نمی کند، به تخم افتاده و تقریباً هر سه هفته یکبار تخم می کند و جالب اینکه در موعد هر تخم ریزی، دو بچه پَروت زرد بر سر جفت شدن با او رقابت می کنند و جالب اینکه در سه یا چهار مرتبه ای که این اتفاق افتاده فقط یک بار آنهم همان اول پَروت خپل ما برنده شده بود. ( که خود جای تعجب دارد) به هر حال این جریانات می گذشت تا ماه پیش که دکوراسیون آکواریم را تغییر دادم و بعد از تمیز کردن آن یک کوزه بزرگ در یک گوشه آکواریم قرار دادم، چون می دانستم که پَروت ها به کوزه علاقه شدیدی دارند. خلاصه یک طرف دیگر آکواریم هم دستگاه تصفیه دست سازی را که حدود 45 سانت طول دارد بطور مایل قرار دادم و یک سنگ به دیواره آن تکیه داده ام که فضایی شبیه غار بوجود آورده است. ( البته این قسمت از اول به همین شکل بود) برایم جالب بود که بدانم کدام یک از پَروت های ماده کوزه را برای خود تصرف خواهد کرد. بالاخره بعد از اینکه مدتی اوضاع داخل آکواریم را بررسی کردند آن یکی که تخم ریزی نمی کند جرأت کرد وارد کوزه شود و آن را صاحب شد. ( به همین راحتی !) خلاصه مگر کوزه را ول می کرد. ماهی تخم گذار هم تازه فهمید چه فرصتی را از دست داده. (بخصوص اینکه داخل کوزه امن ترین جا برای تخم ریزی بود و خودم هم بیشتر دوست داشتم ماهی تخمگذار آن را تصرف کند، چون به هر حال همانطور که می دانید تخم پَروت ها بعلت عدم توانایی 99% از نرهایشان، باز نمی شود و با توجه به این مسئله که بعد از چند روز تخم ها به علت تجمع باکتریها سفید می شوند و باعث آلودگی آب می گردند، خارج کردن آنها هم به این شکل راحت تر بود) خلاصه ماهی تخمگذار هم شاید به همین تصور که محیطی امن برای تخمگذاری بدست آورد، بر سر فتح کوزه روی به جنگ آورد. ولی بعد از چند روز کشمکش ناامید شد و به همان فضای غار مانند زیر لوله تصفیه قناعت کرد. اوضاع آرام شد و پَروت تخمگذار هم برای اوقاتی که احساس می کرد نیاز به تنهایی دارد به پناهگاه خودش می رفت. و اما بشنوید از وضعیت بچه پَروت های نر. پَروت بزرگتر که طبق معمول همیشه با ماهی تخمگذار بود گهگاه به پناهگاه او می رفت ولی ماهی ماده دیگر حتی فرصت نزدیک شدن به دهانه کوزه را هم به او نمی داد. این در حالی بود که پروت نر خپل، که شانس به او روی آورده بود، بدون دردسر می توانست داخل کوزه رفت و آمد نماید. ولی مگر کودنی می گذارد کسی با شانس هم به جایی برسد. بله، این اوضاع به همین منوال بود تا این دفعه آخر که ماهی تخم گذار، تخم ریزی کرد. ( البته احتمالاً به دلیل جریانات آب زیر تصفیه ترجیح داده بود تخمهایش را در قسمت دیگری از آکواریم بگذارد ). و اما نکته جالب توجه این بود که این بار ماهی کودن ما بالاخره موفق شده بود که در رقابت پیروز شود و او بود که به عنوان جفت ماهی تخمگذار از تخمها مراقبت می کرد! حتماً حدس زدید چطور؟
sattarz
12-30-2009, 04:37 PM
بله، ظاهراً ماهی نر زرنگ از این فرصت استفاده کرده و با کوتاه آمدن و تعویض جفت بالاخره به رؤیای خودش که رسیدن به کوزه بود دست یافت. جالب تر از همه اینجاست که حالا بعد از تمام شدن قضیه تخم ها طوطی ماهی خپل ما نه اجازه ورود به کوزه را دارد و نه طوطی ماهی تخم گذار او را به پناه گاه خود راه می دهد. خلاصه حسابی از اینجا رانده و از آنجا مانده شده است و ویران و سرگردان و بی خانمان در آکواریم پرسه می زند.
sattarz
12-30-2009, 04:37 PM
يك گروه از محققان دانشگاه بركلى با فيلمبردارى از رفتار هشت پا در اعماق دريا موفق شده اند از شگرد حيرت آور نحوه عمل اين جانور دريايى در استتار خود اطلاعات دقيقى به دست آورند. اين محققان در تلاش براى تهيه فيلم از شيوه عمل دو گونه هشت پا با شگفتى متوجه شدند زمانى كه دوربين به اين جانوران نزديك مى شود، آنها خود را به صورت يك توپ گرد
درمى آورند و سپس با استفاده از دو بازوى عقبى خود كه از آن به عنوان دو پا استفاده مى كنند، مى كوشند خود را از صحنه خطر دور سازند بدون آنكه حساسيتى در تعقيب كننده برانگيزند. محققان دانشگاه بركلى كه نتايج مشاهدات خود را در نشريه علمى «ساينس» درج كرده اند متذكر شدند در ميان دو گونه مورد بررسى، تفاوت هاى كوچكى در نوع راهبرد استتار به چشم مى خورد. يكى از اين دو گونه كه بومى اندونزى است چنانچه توضيح داده شد خود را به صورت يك توپ گرد يا يك نارگيل گرد بزرگ در مى آورد و وانمود مى كند كه نظير نارگيلى كه در آب افتاده همراه جريان آب در حركت است. اين جانور براى حركت به طور ظريفى از دو بازوى عقب خود استفاده مى كند. گونه دوم كه بومى استراليا است از شش بازوى خود براى تبديل خود به يك علف دريايى بزرگ استفاده مى كند و سپس در همان حال كه شكل علف به خود گرفته به آرامى و با سرعت ۱۴سانتى متر در ثانيه از محل خطر فرار مى كند. در اينجا نيز جانور به گونه اى رفتار مى كند كه گويى جريان آب سرگرم حركت دادن علف دريايى است. به اعتقاد محققان شيوه استتار هشت پا كه براى اولين بار مشاهده شده به اندازه كافى فريب دهنده است و به راحتى مى تواند جانورانى كه قصد حمله به هشت پا را دارند در خصوص تشخيص خود در مورد وجود هشت پا دچار ترديد كند.
sattarz
12-30-2009, 04:37 PM
ماهيهای پيرانا به خاطر قدرت تاييد شده شان در بلعيدن حيوانات بزرگ –و حتی انسانها- در زمانی کم شناخته شده هستند. اگرچه تا کنون رويدادی از مرگ انسان به وسيله ی اين ماهی ثبت نشده است. بر خـلاف انسانـها پيرانا را برای مصرف غذايـی صيـد می کنند زيرا گوشت پيرانا خوش طعم و مطبوع است.
پيرانا معمولا از ماهيهای کوچکتر تغذيه می کند و اين کار اغلب به سادگی با گازگرفتن از فلس يا باله ی آنها صورت می پذيرد. ولی اين ماهيها تحت شرايط معين به خصوص اگر در يک درياچه ی خشک به دام بيافتند به هر نوع حيوان ديگری که اشتباهاً در آب بيافتد حمله خواهند کرد. البته فقط چهار يا پنج گونه از مجموع 20 گونه ی پيرانا از اين لحاظ خطرناک هستند.
ماهی های پيرانا منطقه هايی از آبهای آمريکای جنوبی را که دارای آبهای تازه است به عنوان محل زندگی انتخاب می کنند، و گونه های گوشتخوار درقالب دسته های بزرگ ماهی به سوی خون و همچنين حرکت در آب جذب می شوند.
بعضی از قبايل هندی ساکن آمريکای جنوبی به طور سنتی از دندانهای پيرانا به عنوان ابزارهای بريدن استفاده می کنند.
محل زندگی پيرانای شکم سرخ يک منطقه ی کاملا وسيع در آمريکای جنوبی است و تقريباً در هر شاخه از رودخانه ی آمازون لانه می گزيند.
با اين که پيرانا به درنده خويی مشهور است، کودکان هندی بدون هيچ درنگی به درون رودخانه هايی می پرند که پر از پيراناست. زيرا افراد محلی می دانند که پيرانا هيچگاه در رودخانه ای که پر از انواع ماهی های ريز است، به انسان حمله نمی کند. زيرا در آنـجا غذای کافـی برای او وجـود دارد. پيرانـاها فقط در صورتـی خطرناک می شوند که بدون غذای کافی در مردابهای در حال خشک شدن اسير شوند و شديدا به حال گرسنگی بيافتند.
با اين همه پيرانا ماهی مهاجم و درنده ای است که بايد با احترام قابل ملاحظه ای در آکواريومها نگه داشته شود زيرا ممکن است با دندانهای غيرعادی خود صاحبان آکواريوم را گاز بگيرد!
با اين همه بسياری از افراد ممکن است علاقه داشته باشند پيرانا را در آکواريومهای شخصی نگه داری کنند. در واقع بايد گفت پيرانا – مخصوصا ماهی بالغ- برای يک آکواريم خانگی مناسب نيست. البته يک گروه از ماهيهای جوان پيرانا را می توان چندين مـاه در يک آکواريـوم 150 ليتری نگهداری کـرد ولی وقتی ماهيـها بالـغ می شوند به طور معنی داری به افزايش فضای زيست احتياج پيدا می کنند.
با اين که ماهيهای پيرانا به طور دسته جمعی زندگی می کنند ولی هر فرد بالغ از اجتماع اين ماهيها به فضای امن کافی برای زندگی نياز دارد. و در صورت محدود شدن فضای زيست آنها يک جريان دور زننده به وجود می آيد به اين صورت که ماهيهای بالغ نسبت به هم عصبانی و متشنج و بسيار پرخاشگر می شوند. و به زودی حملات جدی و شديدی را آغاز می کنند که در پايان فقط ماهيهای قويتر از اين برخوردها جان به در می برند و اين حالت برای ماهی پيرانا به هيچ وجه مناسب نيست زيرا همان طور که گفته شد پيرانا يک ماهی اجتماعی با زندگی دسته جمعی می باشد. به طور متوسط برای هر پيرانای بالغ به اندازه ی 100 ليتر حجم بايد در نظر گرفته شود که اين به معنی 600 ليتر برای شش پيرانای بالغ می باشد.
جنسيت پيرانا قبل از بلوغ از نظر ظاهری قابل تشخيص نيست (هر دو 12 سانتيمتر طول دارند)، ولی در هنگام بلوغ پيرانای نر دارای پوستی تيره تر و پيرانای بالغ دارای شکمی بزرگتر می شود.
ماهيهای پيرانا برخلاف ديگر اعضای خانواده ی خود يعنی کاراسينها، تخمهای خود را نمی خورند بلکه از آنها مراقبت می کنند.
نام «پيرانای شکم سرخ» به دوگونه ی مختلف از ماهی پيرانا اطلاق می شود که عبارتند از: پيگوسنتروس نترری (مربوط به مناطق آمازون و راه آبهای آن)، پيگوسنتروس پيرايا (که يک نمونه ی 57 سانتيمتری از اين جنس بوده و فقط در ريو سان فرانسيسکو يافت می شود).
ساير گونه های بدنامی که اعضای جنس سراسالموس هستند، مثل پيرانا به وحشی بودن معروف نيستند.
يک واقعيت جالب توجه در مورد ماهيهای پيرانا اين است که آنها دندانهای خود را مانند جنس کروکوديل، در طول دوران زندگيشان جايگزين می کنند. البته آنها به جای جايگزين کردن دندانها به طور يکی يکی، کل رديف دندانهايشان را به چهار قسمت تقسيم کرده (يعنی هر رديف به دو قسمت)، و سپس هر يک چهارم از دندانها را که جايگزين کردند نوبت به يک چهارم بعدی می رسد و همين طور تا آخر؛ و اين روند بدان معنی است که در يک زمان حداکثر يکی از چهار قسمت تعيين شده ممکن است بدون دندان باقی بماند. و دندانهای جديد دو روز بعد در جای دندانهای قبلی که افتاده اند، رويش پيدا می کند. علت اين نحو ريختن دندان، شکل خاص استخوان بندی دندانی در پيرانا است که در آن هر دندان در دندانهای اطراف خود قفل می شود. و اين يعنی در بين دندانهای پيرانا درز وجود نداشته و لثه ی آن نيز فقط در قسمت فوقانی دندانها بوده و تا بين دندانها پيش روی نمی کند پس کل رديف دندانها مثل لبه ی يک چاقوی برنده به هم چفت می شوند که اين قابليت به آنها امکان می دهد تکه های بزرگی از گوشت شکار خود را به آسانی پاره کنند. و نيازی به ياد آوری نيست که دندانهای پيرانا به قدری محکم و سخت هستند که می توانند اين لبه ی تيز را تا مدت زيادی حفظ کنند. و در صورت کند شدن آن پيرانا دندانهای خود را همانطور که شرح داده شد، جايگزين می نمايد.
اين ماهيهای قوی دارای بدنی به رنگ نقره ای و طوسی و شکمی به رنگ قرمز هستند و هنگامی که دندانهای تيز و برنده ی خود را نمايش می دهند بسيار تهديدآميز به نظر می رسند. همچنين وقتی در برابر نور خورشيد قرار می گيرند بدن آنها تلألو طلايی رنگی از خود نشان می دهند.
نحوه ی توليدمثل اين ماهيها به اين صورت است که پس از جفتگيری ماهی ماده تخمريزی می کند و ماهی نر وظيفه ی مراقبت از تخمها را بر عهده می گيرد. در طول مدت محافظت از تخمها ماهی نر بسيار پرخاشگر است و به هيچ ماهی ديگری اجازه ی نزديک شدن به توده ی تخمها را نمی دهد.
500 گونه از پيرانا وجود دارد که بيشتر آنها گياهخوار هستند و بيشتر ترجيح می دهند از ميوه به عنوان غذا استفاده نمايند.
در هر حال گونه ی مورد بحث از پيرانا، يک جانور گوشتخوار است و اگر در شرايط سختی از نظر تأمين مواد غذايي قرار گرفته باشد، حتی ممکن است انگشت فردی را هم که با بی احتياطی در آب قرار گرفته است، گاز بگيرد. همين طور در حالت عادی پيرانا به انسان يا هر نوع جانور ديگر که زخمی شده باشد و در آب قرار گرفته باشد نيز حمله ور می شود. به طور مثال اگر يک گاو زخمی از روی يک پل به درون رودخانه ای که پيرانا در آن زيست می کند، پرت شود در حدود 15 دقيقه ی بعد استخوانهای گاو بر روی آب مشاهده می شود. و اين کار معمولاً توسط يک گروه از پيراناهای بالغ قابل انجام است.
در حقيقت به طور قطع ماهی های پيرانا يکی از درنده خوترين ماهی های شناخته شده در نوع خود می باشند. و از اين حيث در آمريکای غربی مشهور می باشند. ولی بر اساس مطالعات برخی محققان بسياری از گونه های پيرانا بی خطر می باشند و تنها گونه ی گوشتخوار اين موجود همان پيرانای شکم سرخ( Serrasalmus Nattereri ) می باشد. بر اساس تحقيقات دانشمندان جمعيتهای وسيع از پيرانای شکم سرخ برای به دست آوردن غذا به آن حمله می کنند، بلکه بايد با نا اميدی اعلام کرد که اين جانوران خود را استتار می کنند و سپس به آرامی به طعمه نزديک می شوند و در موقعـيت مناسب به آن حملـه ور شده و آن را می ربايند. همچنين مطالعات نشان می دهد که پيرانای شکم سرخ ترجيح می دهد از ناحيه ی باله ی دمی يا فلس طعمه –در صورتی که ماهی باشد- تغذيه کند، تا اين که آن را يک جا ببلعد.
يکی از محققان در جريان بررسيهای خود در مورد گستره ی زندگی ماهيهای پيرانا، به جنوب آمريکا سفر می کند و در آنجا در می يابد که شمار کثيری از اين ماهيها در رودخانه های آمريکای جنوبی وجود دارند و تعداد آنها بسيار بيشتر از مقداری است که تصور می شد. همچنين در رودخانه های ونزوئلا و پرو بيشتر گونه های بی خطر اين ماهی يافت می شوند. ولی در آبهای اين مناطق نيز انواع درنده ی اين جانور وجود دارند که ماهيگيران محلی با قرار دادن طعمه هايی از گوشت آنها را شکار می کنند که بايد گفت اين کار به مهارت زيادی احتياج دارد زيرا در صورتی که ماهيهای پيرانـای بزرگـی به طرف طعمه جذب شوند آن گاه خطر خود صياد را نيز تهديد خواهد کرد.
همان طور که می دانيد ماهيها خونسرد هستند و تا کنون به طور تخمينی 20000 گونه ماهی شناخته شده است که بعضی از گونه های آنها تنها محدوده ی کوچکی از تغييـرات محيط زيسـت خود را تحمل می کنند. در ميان ماهيها ماهی پيرانا به خانواده ی کاراسين تعلق داردکه 1100 گونه ديگر علاوه بر پيرانا در اين خانواده قرار دارند و بدين ترتيب اين خانواده بزرگترين گروه از ماهيها را در ميان خانواده های ماهيان ساکن آبهای شيرين، تشکيل می دهد. همه ی ماهيهای خانواده ی کاراسين دارای بدنی رنگی با رنگهای روشن و درخشان هستند. نيز در اين خانواده گونه های گوشتخوار و گياهخوار با هم وجود دارد. و بسياری از گونه ها مثل پيرانای شکم سرخ اجتماعی زندگی می کنند.
sattarz
12-30-2009, 04:38 PM
از ميان 1100 گونه ماهی موجود در خانواده ی کاراسين در حدود 30 گونه مربوط به پيرانا می شود که در مورد رفتار آنها از لحاظ درنده بودن مبالغه شده است زيرا همان طور که گفته شد فقط گونه های محدودی گوشتخوار بوده و از اين ميان فقط پيرانای شکم سرخ می تواند برای انسان خطرناک باشد. و بوميان آمريکای جنوبی نيز از اين مطلب آگاه بوده و به راحتی در رودخانه هايی که گونه های مختلف پيرانا در آن زندگی می کند، شنا می کنند و حتی گوشت پيرانا يک منبع رايج غذايی برای مردم آن سرزمين به شمار می رود.
پيرانای شکم سـرخ ماننـد ساير ماهيهای گوشتخوار به بوی خون در آب حساس می باشد و در حقيقت مکانيسم جذب اين راهی به سمت طعمه همان احساس بوی خون در آب می باشد و در گونه های بزرگتر اين حساسيت بيشتر نيز می شود. همان طور که گفته شد دندانهای پيرانا برای تکه کردن و بلعيدن طعمه سازش يافته است؛ شکل دندانهای او مثلثی و بسيار تيز است تا جايی که بوميان مناطق آمازون از دندانهای پيراناهای بزرگ برای ساختن نوعی قيچی استفاده می کنند.
پيراناها در طول به ثمر رسيدن تخمهايشان دارای يک رفتار بسيار تهاجمی هستند و به هيچ ماهی ديگری اجازه ی نزديک شدن به قلمرو خود را نمی دهند.
گستره ی انتشار اين ماهی به طور عمده در شمال آمريکای جنوبی است. اين ماهی برای نگهداری در آکواريوم ماهی مناسبی به شمار می رود به شرط آن که اندازه ی آکوايوم با افزايش سن او افزايش يابد و همچنين اين ماهی به کيفيت آب بسيار حساس است و بايستی آب با pH و کيفيت مناسب برای او تهيه کرد (موارد مورد نياز برای نگهداری پيرانا در آکواريوم در جدول مورد نظر آمده است).
پيرانای شکم سرخ بيشتر عمر خود را بی حرکـت می گذراند ولی در صورت نياز می تواند با سرعت غير قابل انتظاری شنا کند.
در حقيقت بايد گفت اين ماهی در مناطق آمريکای جنوبی در جايی که زيستگاه او محسوب می شود، شهرت زيادی به درندگی و خونريزی دارد. اين ماهی به صورت دسته جمعی در آبهای کم عمق زندگی می کند و می تواند به هر موجودی که ممکن است بر حسب اتفاق در رودخانه پرت شود حمله کرده و در مدت زمان خيلی کمی اسکلت او را خالی از گوشت پس بفرستد!
به هر حال توصيه می شود اگر مايل به خريد يک ماهی زيبا و با شکوه برای آکواريوم خود هستيد، قبل از تصميم گيری در مورد خريد پيرانا همه ی اطلاعات لازم در مورد ايم ماهی گوشتخوار را به دست آوريد. زيرا در صورت عدم اطلاع از موراد لازم ممکن است در انتها از خريد اين ماهی نا اميد شويد! البته در ايالتهايی از آمريکا که دارای آب و هوای گرمتری هستند، نگه داری اين ماهی ممنوع است زيرا اين ماهی استوايی است و در آب و هوای گرم تکثير پيدا می کند و با آزاد شدن در رودخانه خطـری برای ديگر شکلهای حيات در يک زيستـگاه مشتـرک محسـوب می شود.
اين ماهيها از نظر رنگ تنوع زيادی دارند و حتی افراد يک گونه نيز با قرار گرفتن در شرايط زيستی مختلف، خصوصيات ظاهری مختلفی از خود نشان می دهند. همچنين اين خصوصيات ظاهری در سنين مختلف نيز برای افراد يگ گونه از پيرانا متفاوت است. چنان که نمونه های جوان دارای بدنی کشيده هستند و پشت بدن آنها در امتداد ستون مهره ها آبی- خاکستری است و دو پهلوی آنها دارای رنگ سبز زيتونی ظريف و زيبايی می باشد و نقاط متعدد نقره ای فلز رنگی نيز بر روی بدن آنها وجود دارد که ظاهر زيبايی به آن می بخشد. اين ماهی در حالت بالغ علاوه بر خصوصيات ياد شده دارای شکم قرمز رنگی نيز می شود که نام او نيز از اين جا گرفته شده است.
پيرانای شکم سرخ در مواقعی که نتواند به قلمرو قابل قبولی برای خود دست پيدا کند و از لحاظ حرکت و انتقال در محدوديت قرار بگيرد رفتار اجتماعی خود را از دست می دهد و به يک ماهی درنده و مهاجم تبديل می شود. و اين حالت به خصوص در آکواريومهايی که فضای کافی برای نگهداری اين ماهی ندارند بيشتر به وجود می آيد و اگر ادامه پيدا کند منجر به اين می شود که ماهيها به يکديگر حمله می کنند و صدمات جدی و غير قابل برگشتی نيز در ناحيه ی باله ی دمی يا بدن به يکديگر وارد می سازند.
در هنگام خريد پيرانا برای آکواريم بايد يک دسته ی جوان که در آن هر ماهی اندازه ی کوچکی داشته باشد، انتخاب شود و نيز بايد دقت کرد که همه ی ماهيها بايد در يک نوبت وارد آکواريوم شوند و پس از جايگزين شدن آنها در آکواريوم نبايد ماهی ديگری از آن گونه به جمع اضافه شود. انتخاب و خريد اين ماهيها به صورت گروهی و قرار دادن آنها در زيستگاهشان در يک زمان به آنها اجازه می دهد که با يکديگر خو گرفته و يک گروه را تشکيل دهند.
ماهيهای پيرانا در آکواريوم خيلی زود در بـرابـر شرايـط نامساعـد واکنش نشـان مـی دهند و در مقابل شوکهای احتمالی ترسيده می شوند. برای فراهم کردن محيطی آرام برای اين ماهی بايد از گياهان آبی مناطق آمازون در آکواريوم قرار داد و به اين ماهی اجازه داد تا قلمرو امنی در ميان اين گياهان برای خود اختيار کند. بهترين و زيباترين حالت اين ماهی را می توان هنگامی مشاهده کرد که نور خورشيد به طور مستقيم به آکواريوم بتابد. در اين حال ماهيهای بالغ در انعکاس نور بسيار زيبا به نظر می رسند و لکه های نقره ای بدن آنها در نور آفتاب می درخشد.
تغذيه ی پيرانای شکم سرخ بايد بنابر طبيعت او انجام گيرد. اين جانور گوشتخوار است و معمولاً از طعمه های زنده مانند کرم خاکی يا ماهی های کوچک ديگر تغذيه می کند. ولی تکه های گوشت گاو يا قلب آن نيز می تواند مورد استفاده قرار بگيرد. در هنگام غذا دادن به پيرانا نبايد دست را داخل آکواريوم کرد.
همچنين شرايط آبی که پيرانا در آن نگه داری می شود بايد به اين شرح باشد؛ اين ماهی فعال به مقدار زيادی اکسيژن محلول در آب نياز دارد و آب نبايد ساکن باشد بلکه بايستی به وسيله ی تجهيزاتی از قبيل فيلترهای نيروی خارجی آب را در آکواريوم در جريان نگه داشت. همين طور آب بايد مقدار کمی اسيدی باشد و pH آب در حدود 4/6 تا 8/6 مناسب است. رنگ اين ماهی در آبهای سخت تغيير چندانی از خود نشان نمی دهد. دمای مناسب برای اين ماهی 75 تا 81 درجه ی فارنهايت است.
sattarz
12-30-2009, 04:38 PM
- هر چه از استوا به سمت قطب پيش ميرويم اندازه موجودات بزرگتر ميشود مثل پنگوئن ها - روباه - وال.
- گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلي که گاو باز در مقابل چشمانش تکان ميدهد به خشم ميايد و ديگر فرقي نميکند که شنل به چه رنگي باشد.
- وزن کل موريانه هاي جهان ده برابر وزن کل انسانها است.
- ادرار موش در زير اشعه ماورا بنفش ميدرخشد و همين امر باعث ميشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
- کانگروها قادر نيستند بسوي عقب راه بروند.
- مارها و ببرهاي استراليايي که چشمهايشان توسط پرندگان کور شده اند به راحتي ميتوانند به زندگي خود ادامه دهند
- يکي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريائي است که سم آن در کمتر از دو دقيقه قرباني خود را ميکشد.
- فقط سي درصد از مارهاي دنيا سمي هستند.
- عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيري به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگري مگس.
- مار «آناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد.
- ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.
- زمان بارداري فيل به ۲ سال مي رسد.
- نوعي ماهي وجود دارد که با کمک باله هايش به سطح آب مي آيد و يک و نيم دقيقه در هوا پرواز مي کند و به شکار طعمه خود مي پردازد.
- اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد.
- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
- از بزاق يک نوع خفاش خون آشام داروي ساخته اند که جلوي سکته مغزي را ميگيرد.
- در صورت نبودن غذا تمساح قوي همنوع ضعيفتر از خود را مي خورد.
- كوچكترين سگ جهان ، داركيده پيترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن مي باشد.
- پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پگوئن ماده چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد.
- قلب گنجشك ۱۰۰ بار در دقيقه مي زند ، درضمن ميدانستي که گنجشکها روي زمين راه نمي روند بلكه مي پرند.
- مار ميتواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند.
- بزرگترين مار جهان ، ۸ متر طول و ۱۲۵ كيلوگرم وزن دارد.
- قدرت بينايي جغد هشتاد و دو برابر انسان است.
- دلفينها و فيلها فقط ۲ ساعت در شبانه روز مي خوابند.
- حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد.
- بزرگترين جانور بي مهره ماهي مركب غول پيكر است د بلنديش ممكن است تا حدود ۱۵ متر برسد.
- شمپانزه، اورانگوتان، گوريل، ميمون، سگ، گربه، راكون، خوك، فيل و اسب ۱۰ تا از باهوشترين حيوانات هستند.
- وزن مغز گوريل ۶۰۰ گرم است و مغز فيل يك هزارم وزن بدن اوست.
- سگها دنيا را بيرنگ و مات مي بينند د آنها نزديك بين بوده و تنها سايه هاي خاكستري رنگ را تشخيص مي دهند.
sattarz
12-30-2009, 04:38 PM
ماهي قزل آلا يكي از بهترين و معروفترين ماهيهاي پرورشي آبهاي شيرين است و نوع رنگين كمان آن نخستين بار از آمريكا به نقاط ديگر برده شده است.
- فيل از گوشهايش بعنوان تهويه هوا نيز استفاده ميکند د فيل دماي بدنش را توسط گوشهايش متعادل نگه ميدارد ، چون سطح بزرگي دارد که حيوان ميتواند از طريق آن گرماي بدنش را کاهش دهد.
- ضربان قلب مرغ مگس خوار ۱۰۰۰ مرتبه در دقيقه است.
- حيواناتي چون سگ و گربه تنها از طريق نفس زدن تند ، تند به دفع گرماي بدن خود مي پردازند و بدين علت است که سگ در هواي گرم دهان خود را باز کرده و له له مي زند ، تا بدينگونه از حرارات و گرماي بدن خود بکاهد.
- بعضي از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند براي حفظ اين گرما ، غذاي زيادي بخورند د بطوريکه اگر شما بخواهيد باندازه اين نوع پرندگان غذا بخوريد بايد در هر وعده غذا حداقل ده کيلو غذا بخوريد.
محمد طلايي زاده
sattarz
12-30-2009, 04:38 PM
به زندگي گاو تغيير يافته ژنتيكي خاتمه داده شد
زندگي "هرمان", اولين گاو تغيير يافته ژنتيكي حامل ژن انساني, به دليل ابتلا به ورم مفاصل, با تزريق كشنده به پايان رسيد. وي به هنگام مرگ 13 سال داشت كه براي گاو سني طبيعي قلمداد ميشود.به گفته مقامات موزه "ناتوراليس" در ليدن, هلند (جايي كه هرمان آخرين سالهاي عمرش را گذراند) ناراحتي مزمن وي ربطي به ژن هاي دستكاري شده وي نداشت. هدف از افزودن ژن انساني به ريخته ارثي هرمان -كه در مرحله جنيني وي در سال 1990 ميلادي/1369 خورشيدي وارد سلول وي شده بود- وادار كردن نتاج ماده اين گاو به توليد پروتئين شير انسان بود. اين راهكار در آن زمان پديده اي نو به شمار ميرفت, اما از آن زمان تا كنون بهبود فراواني يافته و امروزه رواج زيادي پيدا كرده است. نتيجه اين آزمايش موفقيت بزرگي در بر نداشت: هرچند شير نتاج هرمان حاوي پروتئين انساني بود, ميزان آن به حدي نبود كه استحصال آن توجيه اقتصادي داشته باشد."هانس داتزبرگ" سخنگوي موزه "ناتوراليس" گفت كليه مفاصل اين گاو از رشد عادي بازمانده بود. وي توضيح ميدهد: "از وي به دقت نگهداري ميشد, با اين وجود كاملا معلوم بود كه درد ميكشد. او زانوانش را خم نميكرد و وقتي ميخوابيد تا مدت مديدي تمايل به برخاستن نداشت."گوسفند موسوم به "دالي" كه اولين جاندار همسانه سازي شده به شمار ميرود نيز دچار ورم مفاصل شده بود, و پس از اينكه معلوم شد به بيماري حاد ريه اي مبتلاست, به زندگيش خاتمه داده شد.شركت "فارمينگ ان وي" كه ريخته ارثي هرمان را دستكاري كرده بود در سال 2001 ميلادي/1380 خورشيدي از نظر اقتصادي دستخوش تغييراتي بنيادي شد. بعد از اتمام آزمايشهاي كيفيت شير, كليه 55 نتاج هرمان معدوم شدند. بنا بود هرمان نيز سرنوشت مشابهي داشته باشد, كه در يك برنامه تلويزيوني تصوير وي در حال ليسيدن يك بچه گربه پخش شد.اين برنامه توجه عده زيادي از جمله فعالان حمايت از حيوانات را برانگيخت, تا اينكه مجلس هلند حكمي مبني بر زنده ماندن وي, مشروط به اخته شدن, صادر كرد. وي زندگي خود را در يك مزرعه سپري كرد تا زماني كه بودجه نگهداري از وي به پايان رسيد و به آغلي متعلق به موزه ناتوراليس منتقل شد.هرمان تا زمان انتقال به بيمارستان دامپزشكي براي تزريق كشنده, در همان آغل همراه با دو همسانه خود موسوم به "هالي" و "بل" زندگي كرد.داتزبرگ اعلام كرد پوست هرمان براي نمايش در موزه نگهداري خواهد شد.اين گاو 1.2 تني از آميزش دو نژاد هلندي "زوارتبونت هلشتاين فريزيان" و "گرونينگه بلاركوپ" به وجود آمده بود."ماري دو ووس" مسئول نگهداري هرمان اعتقاد داشت وي علاقه عجيبي به موسيقي داشت. وي توضيح ميدهد: "او 24 ساعته به صداي يك ايستگاه راديويي موسيقي رپ گوش ميكرد. اين كار به او آرامش ميداد"
منبع: آسوشيتد پرس
sattarz
12-30-2009, 04:38 PM
ميگال يا عنكبوت وحشي
قبل از هر چيز بايد روي اين مسيله تاكيد شود كه ميگال ها وحشي و زهردار هستند و باقي خواهند ماند هر چند كه بعضي ان را همانند يك حيوان اهلي در خانه نگاه ميدارند.
بعضي از انواع عنكبوتها يعني از بين 35000 نوع عنكبوت بيش از حد رشد ميكنند و بزرگ ميشوند كه يكي از اين گروه عنكبوتها گروه ميگالهاست.
كلمه ميگال از ريشه mugalê است كه به معني پستاندار كوچك حشره خوار ميباشد.
ميگال ها برخلاف انچه كه عموم تصور ميكنند جزو حشرات نبوده بلكه به دسته اي از مهره داران به نام ARACHNIDES تعلق دارند و عقرب هم جزو همين گروه ميباشد.
ARACHNIDES ها داراي 4جفت پا ميباشند در حاليكه حشرات نظير عنكبوت داراي 3 جفت پا هستند.
ARACHNIDES ها فاقد بال بوده در حاليكه حشرات بالدارند كه اين بالا ميتوانند تغيير شكل داده و به صورتي ديگر درامده باشند.
ARACHNIDES ها برعكس حشرات فاقد شاخك ميباشند و در ازا داراي قلابهاي زهري ميباشند كه در حشرات وجود ندارد.
و بالاخره بدن ARACHNIDES ها دو بخشه و بدن حشرات داراي سه بخش يا قسمت ميباشد.
ميگال ها در مناطق گرمسير يافت ميشوند :
در قاره افريقا : كامرون - كنيا - سيرالااون - توگو - زيمباوه
در امريكاي شمالي : ايالات متحده امريكا - مكزيك
در امريكاي جنوبي : بوليوي - برزيل - كلمبيا - پاراگويه - ونزويلا
در امريكاي لاتين : كاستاريكا - پورتوريكو
در اسيا : چين جنوبي - مالزي - سريلانكا - تايلند - ويتنام
و بالاخره در در بعضي از مناطق استراليا و در اروپاي غربي
نوع خوراك ميگالها بستگي به موقعيت جغرافيايي يعني محيط زيست انها و نوع يا نژاد انها دارد اما بيشتر از حشرات و خزندگان تغذيه ميكنند و باز اينهم بستگي به جثه و قدرت بلع انها دارد. ميگالهايي ديده شدهاند كه پرندگان و يا عقربها را بلعيده اند ولي اين مسيله نادر بوده است.
براي انهايي كه در خانه ميگال نگاه ميدارند لازم به تذكر است كه نوع خوراك او را در طول سال و تا اندازه اي كه امكان پذير است تغيير بايد داد. از طرفي غذاي يك ميگال بستگي به سن او نيز دارد.
ميگال هاي بالغ قادرند كه چندين هفته و يا چندين ماه بدون غذا زندگي كنند تنها خطري كه انها را تهديد ميكند و ممكن است منجر به مرگشان شود خطر تشنگي است. اگر ابشخور انها به اندازه كافي اب داشته باشد شما ميتوانيد با خاطري اسوده و بدون نگراني براي ميگال خود به سفر برويد.
توصيه ميشود كه خوراك زياد به انها داده نشود چون باعث كوتاهي عمر انها يعني چيزي حدود 15 تا 20 سال در نزد ماده ها ميشود.
توصيه ميشود كه تا قبل از بلوغ هفته اي دو بار و بهد از ان هر پانزده روز يكبار به انها غذا داده شود. البته اين به مقدار غذايي هم كه به انها داده ميشود دارد.مثلا يك ميگال بالغ با خوردن يك موش جوان قادر است تا هفته ها بدون خوراك سر كند.
sattarz
12-30-2009, 04:39 PM
بيش از ۱۲۵ نوع ماهى طلايى در دنيا وجود دارد. اين تنوع حاصل توليدمثل انتخابى موفق آنهاست كه به هزاران سال قبل، زمانى كه اين ماهى براى نخستين بار به وسيله چينى ها مورد آموزش قرار گرفت، باز مى گردد. در واقع ماهى طلايى از قبل چيزى در مورد چگونگى موفقيت خود نمى دانست. باور عام بر اين است كه هيچ ماهى طلايى نمى تواند چيزى كه چند ثانيه قبل به وقوع پيوسته است را به ياد بياورد. بنابراين براى ماهى طلايى كه در يك آكواريوم يا درياچه شنا مى كند، هيچ مسيرى آشنا نبوده و انگار براى نخستين بار است كه از آنجا عبور مى كند. چرا كه فرض بر اين است آنها نمى توانند آخرين مسير شناى خود در آكواريوم يا درياچه را به ياد بياورند.آيا ماهى ها داراى حافظه اند؟ و چگونه مى توان نشان داد كه آنها داراى حافظه اند؟ يا اينكه چگونه مى توان اين مسئله را در مورد ديگر موجودات به اثبات رساند؟
به وضوح مى دانيم كه «فندق شكن كلارك» داراى حافظه اى عالى است. اين پرنده كه در جنوب غربى آمريكا زندگى
مى كند معمولاً مقدارى غذا براى زمستان خود ذخيره مى كند. با فرا رسيدن پائيز، هر پرنده نزديك به ۳۳ هزار دانه كاج جمع آورى مى كند. او سپس نزديك به ۷ هزار سوراخ مخفى ايجاد كرده و در هر يك از آنها نزديك به ۴ تا ۵ دانه مخفى مى كند. حافظه اين جانور بسيار خوب بوده و قادر است پس از گذشت چند ماه محل دقيق اين ۷ هزار مخفيگاه را به ياد بياورد. او به راحتى سوراخ ها را پيدا كرده، مى كند و از دانه هاى ذخيره شده در آن براى گذران زمستان خود استفاده مى كند. بنابراين هيچ كس نمى تواند در اينكه اين پرنده حافظه بسيار خوبى دارد شك و ترديدى داشته باشد
.
آيا انسان نيز قادر به انجام چنين كارى است؟ در حقيقت افراد كمى مى توانند چنين كارى را انجام دهند، به استثناى
«هيرويوكى گوتو» از دانشگاه «كيو» در توكيو. «هيرويوكى» در فوريه سال ۱۹۹۵ توانست محل ۴۲ هزار و ۱۹۴ سوراخ را به درستى نشان دهد.
«
جاناتان لاول» از انستيتوى تحقيقات دريايى دانشگاه «پلى موت» پس از بررسى هاى بسيار قانع شد كه تعدادى از ماهى ها نيز داراى حافظه هستند. او موفق شد يك ماهى را براى شنا به سمت صدايى مشخص آموزش دهد. در واقع او توانست نشان دهد كه اگر يك ماهى را آموزش داده و سپس او را به داخل آب هاى آزاد رها كنيم اين ماهى با شنيدن صداى مخصوص غذا خوردن كه نسبت به آن آموزش هاى لازم را ديده است، به سمت صدا بازگشته و به دنبال غذا مى گردد.«كالم براون» از انستيتوى زيست شناسى جمعيت و جانورى «سل» در دانشگاه ادينبورو ماهى قزل آلاى رنگين كمان كوئينزلند را مورد بررسى قرار داد. او ماهى اى را كه آكواريوم محل زندگى خود را به خوبى مى شناخت با ماهى اى كه جديداً به داخل آكواريوم انداخته شده بود، مورد مقايسه قرار داد. در ادامه او داخل آكواريوم تورى كه سوراخى در وسط آن تعبيه شده بود، قرار داده و شروع به حركت دادن اين تور در داخل آكواريم كرد. ماهى اى كه با محيط آكواريوم كاملاً آشنا بود به راحتى از سوراخ وسط تور فرار كرد اما ماهى ديگر در داخل تور گير افتاد. از نظر «براون» از آنجا كه ماهى اول محيط داخل آكواريوم را به خوبى مى شناخت تور براى او يك محيط غيرآشنا بوده و سعى مى كرد هرچه سريع تر خود را به محيط آشنا و بدون خطر قبلى برساند. اين آزمايش، ۱۱ماه بعد نيز تكرار شد و ماهى اى كه آكواريوم محل زندگى خود را خوب مى شناخت پس از گذشت ۱۱ ماه باز هم مى توانست به راحتى از سوراخ وسط تور فرار كند.
به عبارت ديگر ۱۱ ماه چيزى در حدود يك سوم از طول زندگى ۳ساله اين ماهى است. ۱۱ ماه مدت زمان زيادى است كه يك ماهى بتواند حادثه اى كه فقط يك بار برايش اتفاق افتاده را به خاطر بسپارد. ۱۱ ماه براى اين ماهى معادل ۲۵ سال براى انسان است. آيا شما حادثه اى كه ۲۵ سال قبل برايتان به وقوع پيوسته را به خوبى به ياد داريد؟
«يوئيچى اودا» از دانشگاه اوزاكاى ژاپن ساليان سال را وقت بررسى حافظه در ماهيان طلايى كرده است. و در حال حاضر قانع شده كه ماهى طلايى داراى حافظه است. تعدادى از ماهى هاى طلايى هنگامى كه كسى داخل اتاق شروع به حركت مى كند به سمت شيشه آكواريوم حركت مى كنند. اين ماهى ها اين درك را يافته اند كه حركت انسان مى تواند به معناى غذا يا حداقل چيزى براى آنها باشد. به عبارت ديگر مى توان گفت كه از نظر ماهى هاى طلايى حضور انسان در اتاق مساوى با غذا است. اين رفتار «يادگيرى شركت پذير» (associative learning) ناميده مى شود. در واقع ماهى حضور انسان را با غذا مرتبط مى داند.
ماهى ها همچنين داراى «يادگيرى اجتماعى» هستند. بدين معنا كه آنها با مشاهده ماهى هاى ديگر چيزى را ياد مى گيرند. ماهى ها در يادگيرى اجتماعى بسيار عالى عمل مى كنند زيرا چندين گونه از ماهى ها بسيار اجتماعى هستند. براى ماهى ها بقا اهميت زيادى دارد و به همين دليل مدت زمان زيادى را صرف توجه و دقت در كارهايى مى كنند كه همنوعانشان در حال انجام آنها هستند. تعدادى از ماهى ها مى توانند موسيقى ياد بگيرند. يادگيرى موسيقى براى آنها بسيار حائز اهميت است چرا كه بايد بتوانند صداهاى مختلفى كه در محيط زيست شان به گوش مى رسد را از يكديگر تشخيص دهند. «آوا چيس» از انستيتوى «رولان» براى مدتى با كمك اسپيكرهاى نصب شده درون آكواريوم براى ماهى ها موسيقى جاز پخش كرده و پس از پخش موسيقى به آنها غذا مى داد. پس از مدتى كه ماهى ها به اين وضعيت عادت كردند، «چيس» نوع موسيقى را عوض كرده و در ادامه مشاهده كرد كه ماهى ها از آمدن به وسط آكواريوم اجتناب مى كنند. تعدادى از افراد معتقدند ماهى هاى طلايى كه آنها را در آكواريوم خانه خود نگهدارى مى كنند قيافه آنها را مى شناسند چرا كه با نزديك شدنشان به آكواريوم ماهى ها به شيشه آكواريوم نزديك مى شوند اما با مشاهده يك فرد غريبه فرار كرده و براى مدت يك ساعت يا بيشتر در گوشه اى از آكواريوم مخفى مى شوند. عده اى نيز ادعا مى كنند ماهى هاى طلايى آنها پس از آنكه در يك ساعت بخصوص به آنها غذا داده اند زمان غذاى خود را به خاطر سپرده و سر همان ساعت در وسط آكواريوم ديده مى شوند. اين مسئله بسيار هيجان انگيز و احساس برانگيز است. چرا كه مى بينيم هيچ چيز را نمى توان مثل غذا يافت كه آنها از نظر ژنتيكى براى خوردن آن برنامه ريزى شده باشند.
sattarz
12-30-2009, 04:40 PM
بند پا یک بی مهره است که دارای محفظه سخت و پاهای بند بند می باشد. حدود بیش از یک میلیون گونه از بند پایان وجود دارد که شامل عنکبوتیان،سخت پوستان ٬صدپایان و هزار پایان و حشرات ( که بزرگترین گروه گونه های حیوانات را تشکیل می دهند) می گردد. پوسته سخت بند پا رشد نمی کند و او پوسته قدیمی را می اندازد و یک پوسته بزرگتر را در فواصل معین زمانی در می آورد.
در حدود 70000 گونه از بند پایان تا کنون شناسایی شده، اما تعداد واقعی آنها احتمالا" خیلی بیشتر از این رقم است. این عنکبوتها در سراسر جهان مشاهده شده و تمام آنها روی زمین زندگی می کنند.
عنکبوتیان
سخت پوستان
صدپایان و هزار پایان
حشرات
عنکبوتیان
مثل دیگر بند پایان این جانوران بی مهره دارای اسکلت خارجی سخت و پاهای مفصلی می باشند.عنکبوت شامل عنکبوتها، عقربها،کنه ها و هیره ها می باشند بیشتر آنها روی زمین زندگی می کنند. معمولا" بدن آنهااز دو قسمت تشکیل شده در جلو سر و سینه که بوسیله یک مفصل به همدیگر متصل شده اند. و درقسمت عقب شکم. بیشتر بند پایان دارای چهار جفت پاهای آرواره ای هستند. یک عقرب طعمه خود را توسط چنگکهایش به دام می اندازد و بعد بوسیله نیش خود او را مسموم می کند.
حقایق ثبت شده:
عنکبوتهای پرنده خوار جزو بزرگترین بندپایان جهان هستند،و دارای عرض بدن به طول (11اینچ)28 سانتیمتر می باشند، پرندگان فقط بخش کوچکی از غذای از روزانه آنها را تشکیل می دهند بند پایان والدین محافظت کننده خوبی هستند. عنکبوتها از بچه های خود مراقبت کرده و برای اینکار نگهبانی می دهند و عقربهای ماده بچه های خود را روی دوششان حمل می کنند. فقط گونه های محدودی از عقربها می توانند به انسان صدمه بزنند. عقربهای کوچک که درافریقا یافت میشوند جزو سمی ترین عقربها می باشند.
عنکبوتها
هیره هاوکنه ها
عنکبوت طلایی تار گرد
شلاق کژدمان
کنه تب دانه دار
عنکبوت سیاه زهردار صوبی
عنکبوتها
عنکبوتها بزرگترین گروه بند پایان را تشکیل می دهند همه آنها گوشتخوار هستند. بعضی گونه های عنکبوت برای به دام انداختن طعمه تار می بافندولی انواع دیگر در سوراخهای خود به کمین شکار می نشینند. عنکبوتها دهان بسیار کوچکی دارند و دارای دندانهای نیش تیز و سمی هستند. آنها مایع هضم کننده ای در درون بدن طعمه خود وارد می کنند و بعد مایعات مغذی درون بدن طعمه را می مکند و پوسته خالی آن را رها می کنند.
هیره هاوکنه ها
هیره ها و کنه ها معمولترین و شایع ترین عضو گروههای بند پایان هستند. این بند پایان بر خلاف دیگر انواع خود، دارای بدن دو قسمتی نیستند. بیشتر هیره ها دارای بدن نرم بوده و غیر انگلی هستند. آنها انواع مختلف غذاها از برگهای فاسد شده گرفته تا تکه های پوست انسان را می خورند. کنه ها بزرگتر و انگلی هستند. آنها از طریق مکیدن خون زندگی می کنند. بعد از غذا خوردن، بدن یک کنه تا ده برابر اندازه طبیعی اش بزرگ می شود.
sattarz
12-30-2009, 04:41 PM
غزالها كبد و قلب خود را كوچكتر مي كنند تا از ميزان مصرق اكسيژن در ايام خشكسالي بكاهند
چطور غزالها و ديگر پستانداراني كه در صحاري خشك وكويرها زندگي مي كنند فيزيولوژي بدن خود را براي زنده ماندن ، تحمل كم آبي وكم غذايي تطبيق مي دهند ؟ مطالعات جالب توجهي كه اخيرا در نشريه Physiological and Biochemical Zoology منتشر شده نشان مي دهد كه غزالهاي صحاري عربستان سعودي برخي از اندامهايي كه مصرف اكسيژن بالايي دارند را كوچك ميكنند تا از شدت تنفس ريوي آنها كاسته شود . كاهش تنفس ريوي ميزان اتلاف آب به صورت تبخير ازدستگاه تنفسي را در دوره خشك كاهش مي دهد
استفان اتروفسكي و پاسكال مزوچينا از مركز پژوهشهاي ملي حيوانات وحشي عربستان سعودي و همچنين ژوزف بي ويليام از دانشگاه ايالتي اوهيو مي نويسند : ما در اين پژوهشها در يافتيم كه غزالها كمترين ميزان آب را در ميان سم داران نواحي خشك از طريق تبخير ششي از دست مي دهند .قلب و كبد غزالهاي شني– كه عوامل مهمي در تعيين سرعت و ميزان سوخت و ساز هستند – بطور معني داري در طول مدت 4 ماه از سال كه آب و غذا كم است از نظر حجم و وزن كاهش مي يابد. بر عكس ديواره معده كه مسئول سنتز 28 تا 46 درصد از كل محتواي پروتئين بدن نشخوار كنندگان است از نظر وزني دچار كاهش معني داري نمي شود .منابع آب آشاميدني براي حيوانات در كوير بسيار اندك است و بنا برين غزالها لاجرم بايد بر گياهان كويري براي تامين هم غذا و هم آب مورد نيازشان متكي باشند .
نويسندگان اين مقاله توضيح مي دهند كه چگونه صحراهاي شبه جزيره عربستان ازنظر زيست محيطي از فقير ترين زمينهاي روي كره زمين مي باشند كه در آنجا بارندگي بساير بسيار كم و اصولا غير قابل پيش بيني است و متوسط درجه حرارت هوا نيز بالا است . در چنين شرايطي غزالهاي شني بايد تا حد ممكن از تبخير آب ارزشمند بدن خود از طريق تنفسي بكاهند كه عامل موفقيت آنان همين كوچك شدن اندامهاي كبد و قلب است .
بطور غير منتظره اي محققين همچنين دريافتند كه غزالهايي كه در شرايط سخت وخشك كويري قرار گرفته اند ذخيره چربي بيشتر در مغز خود دارند كه نشان مي دهد به احتمال بسيار غزالها مقداري چربي نيز براي اطمينان در مغز خود ذخيره سازي مي كنند تا مغزآنها در مواقع كم آبي و كم غذايي دچار كاهش فعاليتهاي متابوليكي نگردد .
sattarz
12-30-2009, 04:41 PM
تا به حال روش كار بدينگونه بوده است كه زيست شناسان و بيولوژيستها طبيعت را تنها به منظور درك كامل و بهتر آن مطالعه میكردند. هدف تنها درك مكانيزمهای موجود در طبيعت بودهاست. اما اكنون در واقع حاصل كار بيولوژيستها میتواند الهامبخش مهندسان باشد. دست كم در موضوع مورد بحث ما كه حل بهينه(هوشمندانه) مسائل است.
يكی از جالبترين سيستمهای مورد مطالعه تا كنون، كه كاربردهايی هم در مهندسی يافتهاست كولونی مورچههاست. در واقع مورچهها قادر به يافتن كوتاهترين مسير از لانه به منبع غذا هستند. كسانی كه با علوم مهندسی(مشخصاً رباتيك) يا رياضی به صورت اعم سرو كار دارند به خوبی با اين صورت مسئله آشنا هستند و میدانند كه يافتن كوتاهترين مسير يك مسئله بهينهسازيست (Optimization) كه گاه حل آن بسيار دشوار است و گاه نيز بسيار زمانبر. بنابراين اين سؤال برای دانشمندان مطرح شد كه مورچهها چگونه اين مسئله را حلكردهاند؟
در واقع راهحل مورچهها كه يك راهحل تودهایاست بسيار ساده است. مورچهها هنگام راه رفتن از خود ردی از فرمون (pheromone) به جا میگذارند. البته اين فرمون به زودی تبخير میشود اما در كوتاهمدت به عنوان رد مورچه بر سطح زمين باقی میماند. يك رفتار بسيار ساده پايهای در مورچهها وجود دارد: آنها هنگام انتخاب بين دو مسير به صورت احتمالاتی(Statistical) مسيری را انتخاب میكنند كه فرمون بيشتری داشته باشد يا به عبارت ديگر مورچههای بيشتری قبلا از آن عبور كردهباشند. حال دقت كنيد كه همين يك تمهيد ساده چگونه منجر به پيدا كردن كوتاهترين مسير خواهد شد:
فرض كنيد در مسير شكل 1 يك مانع قرارگرفته و مورچههای ديگر به سادگی قادر به دستيابی به منبع غذا نباشند. همانگونه كه مشخص است اينك دو راه برای دستيابی به غذا وجود دارد راه بالا كه كوتاهتر و راه پايين كه طولانیتر است.حال مورچهها بر اساس همان رفتار پايهای كه گفتيم به تصادف يكی از دو راه بالا يا پايين را انتخاب میكنند. فرض كنيد نيمی از راه بالايی و نيمی از راه پايين حركت كنند و البته در دو جهت يعنی هم به سمت منبع غذا و هم به سمت لانه.
در ابتدا انتخاب كاملاً تصادفيست اما بعد ازاينكه در هر يك از مسيرها ردی از فرمون ايجادشد مورچهها به احتمال بيشتر مسير پر فرمونتر را انتخاب میكنند. از آنجايی كه طول مسير بالا كوتاهتر است زمان رفت و برگشت به آن هم كمتر است پس مورچههای بيشتری نسبت به مسير پايين آن را طی میكنند. بنابراين فرمون بيشتری در آن ترشح میشود و در نهايت با احتمال بيشتری توسط مورچهها انتخاب میشود(هر چه فرمون بيشتر باشد احتمال انتخاب مسير بيشتر است). به همين دليل پس از مدتی همه مورچهها(يا تقريباً همه مورچهها) مسير كوتاهتر را طی خواهندكرد.
بايد توجه كرد كه هرچند احتمال انتخاب مسير پر فرمونتر توسط مورچهها بيشتر است اما اين كماكان احتمال است و قطعيت نيست. به عبارتی اگر مسير A پرفرمونتر از مسير B باشد بههيچوجه نمیتوان نتيجهگرفت كه همه مورچهها از مسير A حركت خواهندكرد بلكه تنها میتوان گفت كه مثلاً به احتمال 90% هر مورچه مسير A را انتخاب خواهد كرد.
اگر به جای اين احتمال قطعيت بود، يعنی اگر هر مورچه حتماً و حتماً مسير پر فرمونتر را انتخاب میكرد ، اساساً روش ممكن بود به جواب نرسد. فرض كنيد تصادفاً اولين مورچه مسير پايين را انتخاب میكرد و ردی از فرمون در آن به جا میگذاشت. در اينصورت همه مورچهها به قطعيت رد او را دنبال میكردند و هيچوقت مسير كوتاهتر را پيدا نمیكردند. بنابراين تصادف نقش عمدهای در ACO بر عهده دارد(و البته در هوشمندی تودهای).
نكته ديگری كه بايد در نظر داشت مسئله تبخير و از بين رفتن فرمون يا رد مورچههاست(Evaporation). فرض كنيد كه مانع موجود در شكل برداشته شود. اگر فرمونها تبخير نشوند ، مورچهها اساساً همان مسير پر فرمون قبلی را دنبال میكنند و به حالت اوليه(شكل 1) كه كوتاهترين مسير بود باز نمیگردند. ولی با در نظر گرفتن مسئله تبخير فرمون، بعد از برداشتن مانع، پس از چندی مورچهها بازهم كوتاهترين مسير را پيدا خواهندكرد.
(Ant Colony Optimization)ACO و (Traveling Sales Man)TSP: استفاده از بهينهسازی كولونی مورچهها در مسئله فروشنده دورهگرد
sattarz
12-30-2009, 04:42 PM
اگر گونه های زنده پستانداران امروزی را به ترتیب اندازه جثه انها ردیف کنیم مشاهده خواهیم کرد که به ترتیب از جثه های بزرگ ,سرعت رشد پستانداران کمتر می شود.یک موش سرعت رشد بالایی داشته و در عرض چند روز بالغ می شود.فیل که بزرگترین پستاندار خشکی است برای بالغ شدن بیشتر از ده سال زمان لازم دارد.پس هر چه جثه جانور بزرگتر باشد سرعت رشد او کمتر شده و زمان لازم جهت بلوغ جانور طولانی تر است.
بزرگترین جانور زنده امروزی والها هستند که انها نیز متعلق به رده پستانداران می باشند.میدانیم که والها حداقل 20برابر یک فیل جثه دارند,با این حساب باید برای بالغ شدن خود,به یک دوره بسیار طولانی احتیاج داشته باشند.
یعنی در حدود بیست تا سی سال .ولی در طبیعت,انها با سرعت فوق العده ای رشد می کنند و در زمان بسیار کوتاهی بالغ می شوند.یک وال 120تنی با طول 30 متر که 24 برابر یک فیل است تنها در عرض سه سال بالغ می شود.
دلیل رشد سریع والها چیست؟
فیل در خشکی زندگی می کند ولی والها در داخل اب زندگی می کنند.اب از هوا متراکم تر است و فشار داخل اب به مراتب بیشتر از هواست.با هر 10 متر که در داخل اب فرو می رویم,فشار محیط دوبرابر می شود.به این ترتیب محیطی که یک وال در ان زندگی می کند چندین برابر فشار محیطی ست که یک فیل زندگی می کند.
ارتباط فشار محیط و سرعت رشد جانوران:
اگر در ازمایشگاه ,محیط هایی با فشارهای متفاوت ایجاد کنیم و جانوران مشابه را در ان پرورش دهیم می توانیم اختلاف سرعت رشد انها را با هم مقایسه کنیم و بدانیم که ایا با افزایش فشار محیط ,سرعت رشد جانوران بیشتر میشود یا کمتر؟
وقتی در اب دریا به طرف اعماق می رویم در ازای هر 10 متر ,یک اتمسفر بر فشار محیط افزوده می شود.بنابر این در اعماق اب فشار بسیار بالایی حاکم است.با این حساب جانورانی که در اعماق مختلف دریا زندگی میکننددر فشارهای مختلف زندگی می کنند .با مطالعه جانوران در اعماق دریاها مشاهده می شود که سرعت رشد و اندازه جثه جانوران در اعماق دریا ها به مراتب بیشتر و بزرگتر از گونه های مشابه خود در قسمتهای کم عمق در یا می باشند. در اعماق زیاد اب دمای محیط بیش از اندازه سرد است و محیط کاملا تاریک است.بنابر این اثر رشد جانداران بر روی انان و مشاهده ان به مراتب سخت تر است.
حتی در زمان دایناسورها اگر معتقد باشیم که سرعت رشدشان بالا و مدت زمان بلوغ انان کوتاه بوده می توانیم فشار بالای محیط را در ان زمان دخیل بدانیم.ممکن است این تصور باشد که در جاذبه کم ان زمان,فشار هوا هم باید کمتر بوده باشد نه بیشتر!اما فشار هوااعلاوه بر مقدار جاذبه سیاره به عوامل دیگری نیز مربوط است.مثلا در سیاره زهره که جاذبه در سطح ان کمتر از کره زمین است ,فشار اتمسفر در سطح ان حدود سی برابر فشار اتمسفر کره زمین است و این امر به دلیل وجود گاز کربنیک زیاد در اتمسفر ان سیاره است.بنابر این با افزایش فشار محیط ,سرعت رشد جانوران نیز بالا میرود. بررسی های فوق در علم جانور شناسی مورد بحث است .تا بعد...
.................................................. .................................................. ...................
لاكپشتها
لاکپشتها هرگز پیر نمی شوند .انها بر خلاف انسانها از لحاظ زیستی هرگز به بلوغ کامل نمی رسند .لاکپشتها به عنوان موجوداتی شناخته شده اند که بیشتر از 150 سال عمر میکنند بدون انکه کوچکترین علامتهای پیری و فرسودگی را نشان دهند.انها بیشتر به دلیل صدمه دیدن,بیماری و یا شکار سایر موجودات از بین می روند.
sattarz
12-30-2009, 04:42 PM
ایسکانیوز – دانشمندان موفق به کشف زندگی خارقالعاده پشهها شدند.
به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از نشریه science، حشرات موجوداتی کوچک و از گروه دوبالان هستند گونههایی از مگسهای ماده قبل ازتخمگذاری بایدحداقل یکبار از خون پستانداران بمکند. مگسهای نر دارای سه لوله تغذیه هستند اما آنها توانایی نیش زدن ندارند آنها از میوهها و شیره گیاهان تغذیه میکنند. جنس ماده آنها از ویژگیهای خاصی برخوردارند مثلا دارای صدایی هستند که درمیان پوستههای سخت درختان ارتعاش پیدا میکند تخم آنها یا تکتک هستند یا به هم چسبیدهاند آنها معمولا در آبهای راکد، حوضها، استخرها، محفضههای باز و محلهای وابسته به آبزیان زندگی میکنند نوع ویژهای از محل سکونت آنها به انواع گونههای آنها بستگی دارد مثلا نوع Larvae وابسته به آب هستند از حیوانات و گیاهان میکروسکوپی تغذیه میکنند. دستهای دیگر از پشه به نام پشه آنوفل (مالاریا) درداخل یک لوله هوا رشد و نمو میکنند. یکی از روشهای کنترل افزایش پشهها شناور کردن ماده روغنی بر روی آب است که ازتنفس آنها جلوگیری میکند و باعث مرگ آنها میشود. تعداد زیادی از پشههای آنوفل به وسیله محل استقرار راکد آنها قابل تشخیص هستند نوع دیگری از پشههای ویروس تب زرد را منتقل میکند حشراتی مانند سنجاقک و چندین حشره دیگر آبزی را میخورند.
sattarz
12-30-2009, 04:42 PM
شیر (نام علمی Panthera leo) جانوری قوی با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند است. اندازهٔ بدن او ۱۴۰ تا ۲۰۰ سانتیمتر و اندازهٔ دم او ۶۷ تا ۱۰۰ سانتیمتر است. نوع نر بزرگتر از مادهاست و نرها بر روی گردن و شانهٔ خود دارای یال نیز میباشند. رنگ بدن شیرها بین قهوهای مایل به زرد و قهوهای مایل به سرخ متغیّر است. رنگ یال شیرهای نر نیز از زرد روشن تا سیاه متغیّر است. همچون دیگر گربه سانان بزرگ شیرها نیز میتوانند به سرعتهای بالا دست یابند و آن را برای مدّت کوتاهی حفظ کنند. در گذشته در آفریقا، خاورمیانه و جنوب آسیا به وفور یافت میشدند ولی اکنون فقط در جنوب صحرای بزرگ در آفریقا و در منطقهٔ حفاظت شدهای در شمال غربی هند زندگی میکنند. شیر برخلاف مشهور بودن به سلطان جنگل در بیشهها زندگی میکند. این جانور ۲۰ ساعت در روز به استراحت میپردازند. شیرها معمولاً در طول روز به شکار میپردازند ولی در مناطقی که آنها را شکار میکنند تنها در هنگام شب فعّال هستند. آنها گروهی زندگی میکنند و هر گروه متشکّل از سه شیر نر، پانزده ماده و توله هایشان در یک قلمرو مشخّص است. شیرها از قلمرو خود در مقابل بیگانگان که گاهی شیرهای نر غریبه هستند دفاع میکنند. گروههای دیگری نیز هستند که فقط از شیرهای نر مجّرد تشکیل شدهاند. شیرها جانورانی مانند گوراسب و غزال را برای تغذیه شکار میکنند. آنها جانوران بزرگتر مانند بوفالوها و زرّافهها را نیز به صورت دست جمعی و به کمک یکدیگر شکار میکنند. حتّی پرندگان و گاهی کروکدیلها نیز به دست آنها گرفتار میشوند. شکارکردن بیشتر به عهدهٔ شیرهای مادهاست.
شیرها زمان و دورهٔ جفتگیری مشخّصی ندارند. آنها پس از ۱۰۲ تا ۱۱۳ روز بارداری ۱ تا ۶ توله به دنیا میآورند. امّا اکثراً تعداد تولههای به دنیا آمده ۲ یا ۳ است. تولهها نزدیک به شش ماه از شیر مادر تغذیه میکنند ولی از سه ماهگی آغاز به خوردن گوشت میکنند. وقتی که گروه برای شکار میرود یک یا دو شیر بالغ میمانند و از تولهها نگهداری میکنند ولی زمانی که جانوری شکار میشود یک شیر ماده میآید و آنها را به مکان شکار میبرد. تولهها پس از چهارماهگی میتوانند هنگام شکار با مادر خود باشند. آنها از سنّ هجده ماهگی قادر به تولید مثل میشوند؛ نرهای جوان از گروه بیرون رانده میشوند ولی مادهها در گروه میمانند.
sattarz
12-30-2009, 04:42 PM
پَلَنگ جانوری از پستان دارهای معروف جهات است. در حدود ۲۱ سال عمر میکند. زیستگاه و قلمرو ومحیط جنگلها، درخت زارهای باز و بیشه زارها، دشتها و کوهستانها در بخشهایی از افریقا ، خاورمیانه و آسیا زیست میکند. پلنگ بطور آرام درمیان علفهای بلند ایست کرده دمش را تکان میدهد. آنگاه این گربه بزرگ بسوی شکار میتازد، یک بز کوهی یا یک آهوئی با چنگالهایش باشکار خود درحال جنگ است. پلنگ شکار را روی زمین میکشد وبا ضربه زدن به گردن و گلوی بز کوهی جانور را میکشد. پلنگ بجای اینکه شکار را در محل صید بخورد آن را به نقطه دیگری میبرد، معمولاً شکار را از محل شکار دور میسازد. و در جائی امن و محفوظ از چنگ کفتارها کرکسها و روباهها قرار میدهد.
sattarz
12-30-2009, 04:42 PM
ببر (نام علمی Panthera Tigris)جانوری است از تیرۀ گربه سانان که بزرگترین گونه از این تیره به شمار می رود. این جانور دارای بدنی عضلانی و پاهایی بسیار نیرومند است. بدن ببر دارای موهای بلند و برّاق به رنگ نارنجی، همراه با خطهای سیاه عمودی می باشد. جثّۀ ببرهای نر بزرگتر از ببرهای ماده است و همچنین موهای روی گونۀ ببر نر بلندتر از ببر ماده می باشد. ببرها جانورانی شبکار و مستقل هستند. آنها جانوران ماهری هستند و حتّی می توانند به بالای درختها بروند. این جانوران برروی زمین هم بسیار ماهر و سریع هستند و می توانند با یک حرکت سریع طعمۀ خود را شکار کند. جانورانی که ببرها از آنها تغذیه می کنند عبارتاند از: گراز وحشی، آهو، بوفالو و گاو اهلی و برخی پستانداران دیگر. آنها شناگران خوبی نیز هستند.
نرها و ماده ها تنها در هنگام جفتگیری به مدّت چند روز در کنار یکدیگر می مانند. ببرهای ماده پس از ۱۰۳ تا ۱۰۵ روز بارداری دو یا سه توله به دنیا می آورند. توله ها تا چند سال همراه با مادر خود زندگی می کنند.
بیشتر زیرگونه های این جانور در خطر انقراض قرار دارند و برخی مانند ببر مازندران کاملاً منقرض شده اند.
sattarz
12-30-2009, 04:42 PM
شاهین پرنده ای از راسته شکاریان روزانه از تیره بازها است. شاهین جزو شکاریان بسیار جسور و با شهامت است، و با وجود آنکه از قوش کوچکتر است ولی بعلت جسارتی که دارد گاهی عموماً به عقاب وقوش حمله میکند. در حدود ۴۰ گونه از این پرنده شناخته شده است که با نامهای گوناگون زیستگاهشان در سراسر کره زمین پراکنده است. شاهین عموماً آشیانه خود را در کوهستانهای بلند و دور افتاده و در غارهای مشرف به پرتگاهها و صخرهها بلند میسازد ولابلای صخره های کوهستانی تخم گذاری میکند. گونههای مختلف این پرنده در کوههای ایران فراوان است. شاهین را صیادان جهت شکار تربیت میکنند. زیستگاه این پرنده در کوهستانهای بلند و دور افتاده، و آشیانه خود را در غارها مشرف به پرتگاهها و صخرهها بلند میسازد.
نمای ظاهری
شاهین دارای قرنیهای سیاه رنگ و پرهایی زرد رنگ است که به خاکستری میگراید، و زیر گلو وزیر شکمش قهوهای و دارای خالهای تیره است. نر این پرنده قدری کوچکتر از ماده است.
ریشه تاریخی
شاهین در پارسی یعنی «از شاه»، مانند آهنین که ریشه اش از آهن می آید. شکار کردن با شاهین با آنکه تاریخ اش به دوره پادشاهی آشور می رسد، بدون شک در دوره ساسانی ورزش شاهان بوده زیرا در دوره اسلامی گسترش یافت. شکار با شاهین پس از آن به اروپا گسترش پیدا کرد. نام شاهین می تواند از شکار کردن شاه با پرنده شکاری ریشه گرفته باشد.
sattarz
12-30-2009, 04:42 PM
موریانه حشرهای است از راسته مساویبالان.
موریانهها حشراتی هستند که بدنی نرم دارند و به کندی حرکت میکنند به حکم طبیعت تا پایان عمر در دژ تاریکی که محل اجتماع آنهاست به سر میبرند. زیرا در روشنایی آفتاب و فضای باز یارای ایستادگی در برابر دشمنان بیشمار خود را ندارند از نظر ساختمان بدنی و چگونگی رشد (دگردیسی) به سوسکهای حمام شباهت دارند. موریانهها حشراتی هستند اجتماعی که دو نوع از آنها دیده میشود: یک نوع در داخل چوبهای منازل زندگی میکنند و نوع دیگر مخصوص نواحی استوایی بوده و در بیابانها برای خود مسکن میسازند و طول خانههایشان گاهی به ۵ متر و قطرش به ۸ متر میرسد و بسیار هم سخت است، بطوری که با کلنگ هم شکسته نمیشود.
در حالت کلی موریانهها، شاه، ملکه، شاهزاده، کارگر و سرباز دارند و اگر تپه آنها را بشکافید همه اینها را از هم تشخیص خواهید داد. تعداد زیادی از موریانهها با استفاده از چوبهای جویده شده و یا گل لانههای بزرگی درست میکنند. این لانهها بسیار اصولی ساخته شده و برای ساخت آن هر موریانه وظیفه مشخصی دارد. معمولاً موریانهها در درون لانههایشان پنهان میشوند، ولی در صورتی که کسی مزاحم آنها شود یا برای تشکیل اجتماع جدید قصد پرواز داشته باشند، از لانههایشان بیرون میآیند.
تنوع موریانهها در هر دسته
امروزه در حدود دو هزار گونه موریانه در دنیا میشناسیم که در مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر فراوانند یکی از نمونههای بزرگ و معروف آن موریانه تپه سیاه است که در دماغه امید (جنوب افریقا) به سر میبرند و نام علمی آن آمی ترمز آتلانتیکوس است. گونه دیگری که خیلی نزدیک به این نوع و دارای عادات مشابه است در افریقا و همچنین در استرالیا و بعضی نواحی آمریکا و هندوستان و مالایا و سواحل مدیترانه یافت میشود. البته بطور عمده در سراسر ایالات متحده آمریکا و نیز در قسمت جنوبی کانادا یافت میشود. در اروپا تا مناطق شمالی این قاره مثلاً تا پاریس و وین جای زیست موریانه است، اما پرشمارترین موریانهها در مناطق باران خیز مدارگانی یافت میشوند.
در موریانهها نیز مانند مورچهها چند شکلی در هر دسته دیده میشود. یعنی در هر اجتماع موریانه تعداد زیادی موریانههای کارگر و و موریانههای مدافع یا سرباز موجود هستند. وظیفه کارگران تهیه غذا برای مجتمع است، یعنی چوب را میخورند و سپس گوارده آن را در اختیار دیگر موریانهها قرار میدهند. سربازان بال ندارند، کور هم هستند، ولی با این وصف جنگجویان دلیری به شمار میروند. موریانه ملکه میتواند تا سی هزار تخم در یک روز بگذارد. او قادر به حرکت نیست و برای زنده ماندن کاملاً به موریانههای کارگر متکی است. بعضی از موریانههای ملکه میتوانند تا ۵۰ سال زندگی کنند.
ساختار بدن موریانهها
بسیاری از مردم موریانه را با مورچه سفید اشتباه میگیرند. اگر چه موریانهها نیز مانند مورچهها جانورانی اجتماعی هستند، ولی به کلی با آنها تفاوت دارند. موریانه کمدی کلفت، رنگی روشن و شاخکهای یکنواخت و خمیده دارد. شکل هر موریانه به نوع وظیفهاش در اجتماع موریانهها، بستگی دارد. برای مثال کارگرانی که وظیفه غذا دادن و تمیز کردن ملکه را به عهده دارند، معمولاً کور بوده و بدون بال هستند و دستگاه تناسلی هم ندارند. فقط موریانه نر دارای ۴ بال است و بیش از چند روزی زندگی نمیکند، یعنی پس از جفت گیری با نر تنها فرد ماده (ملکه) است که در اجتماع موریانهها زندگی میکند و دارای شکمی بزرگ است و کارش فقط تخمگذاری است.
در دستگاه گوارش موریانهها که از چوب استفاده میکنند، عدهای از تک یاختگان از دسته فلاژلهها به نام «پلی ماستیژین» زندگی میکنند که با موریانهها زندگی اشتراکی دارند، بدین نحو که این تک سلولیها دیاستازی به نام سلولاز ترشح میکنند که موجب هضم و نرم شدن چوبها میشود و در این حالت موریانهها چوبهای نرم شده را میخورند.
تپههای موریانهای و زندگی اجتماعی موریانهها
تپههای موریانهای که بهوسیله موریانههای تپه سیاه ساخته میشوند ممکن است به شکل لکههای نمایانی در تمام نقاط دامنههای کوهستانی جنوب غربی دماغه امید دیده شوند. سطح هر تپه درست مانند سطح خارجی مغز دارای برجستگیها و شیارهای مخصوصی است. بزرگترین آنها در حدود ۶۰ سانتیمتر بلندی دارد و پهنای قاعده آن نیز به ۶۰ سانتیمتر میرسد اگر یکی از آنها را بشکافیم دیده میشود که داخل آن مانند اسفنج است و از تعداد زیادی اتاقک تشکیل شده که عرض هر کدام از آنها ۲.۵ سانتیمتر است و با دریچههای کوچک راه دارد.
گرچه در یک تپه موریانهای بزرگ ممکن است بیش از ۵۰۰۰۰ موریانه زندگی کنند ولی داخل آن همیشه تمیز است. این تمیزی به این دلیل است که موریانهها مدفوعات خود را به منزله سیمان در ساختن دیوارههای تپه و اتاقکها بکار میبرند و لاشهها را نیز میخورند و مصرف میکنند. بیشتر ساکنین تپه حشرات کوچکی به طول ۵ میلیمتر هستند که سرهایی سفید و بدنی به رنگ خاکستری تیره دارند. اینها کارگرها را تشکیل میدهند کارگرها ممکن است نر یا ماده باشند اندام تناسلی آنها رشد نمیکند و فعالیتی ندارد و فقط اثری از آن باقی است موریانههای کارگر کاملاً کورند و کارشان جمع آوری غذا و رسیدگی به بچهها و پرستاری از شاه و ملکه و شاهزاده هاست.
موریانه ملکه میتواند تا ۳۰۰۰۰ تخم در یک روز بگذارد او قادر به حرکت نیست و برای زنده ماندن کاملاً به موریانههای کارگر متکی است بعضی از موریانههای ملکه میتوانند تا ۵۰ سال زندگی کنند که از طول همه حشرات دیگر بیشتر است. افراد دیگری که در حدود یک دهم کلیه ساکنین تپه را تشکیل میدهند و با کارگران تفاوت دارند سربازها هستند که رنگشان زرد و سرشان بیضی شکل است و یک جفت آرواره بلند و نوک تیز دارند که سلاح آنها را تشکیل میدهد کار آنها دفاع در برابر هجوم دشمنان خارجی است. سربازها در کار کارگرها شرکت ندارند ولی همیشه برای حمله به دشمنانی که میخواهند به زور وارد جایگاه آنها شوند آمادهاند. بزرگترین دشمن موریانهها، مورچهها هستند که اگر آنها را بگیرند فورا میکشند و لاشه شان را برای تغذیه به لانه خود میبرند.
لانهسازی
در مناطق مدارگانی، بسیاری از موریانهها لانه سازی میکنند. لانههایی به صورت تپهها و گنبدها که حدود ۲۰ متر وسعت و ارتفاعی شاید بیشتر از ۱۰ متر از سطح زمین دارند. برخی دیگر از موریانهها درخت آشیان هستند، یعنی آشیانههایی به اندازههای گوناگون معمولاً به بزرگی یک توپ بستکبال، بر فراز درختان میسازند. موریانهها در داخل چنین آشیانههایی خود را از خطر حمله پرندگان، سوسمارها، عنکبوتها و مورچهها مصون میدارند.
آشیانه برخی از موریانههای افریقایی مانند چتر است، طوری که آب باران به اطراف آن سرازیر میشود. دستهای دیگر از موریانهها، لانه خود را به گونهای میسازند که دمای درون آن هماهنگپذیر گردد. لانه و آشیانه سازی موریانهها نمونه شگرفی از کار غریزی است. این کار بر عهده کارگران نوزاد نهاده شده است. چرا که کارگران تازه تولد یافته هیچگاه در لانه پدر و مادر خود زیست نمیکنند و در نتیجه راهی برای آموختن لانه سازی ندارند.
sattarz
12-30-2009, 04:43 PM
کوسه یکی از آبزیان نسبتاً بزرگ است.
اقیانوسها ۷۰ درصد از سطح زمین را پوشش و بیش از ۲۰ هزار گونه از ماهیها را در خود جای دادهاند که از این تعداد نزدیک به ۳۷۰ گونه، کوسه هستند. مدتها پیش از به وجود آمدن دایناسورها، کوسهها فرمانروای آبها بودند. آنها نخستین بار بیش از ۴۰۰ میلیون سال پیش شکل گرفتند و در ۱۰۰ میلیون سال اخیر به ندرت دستخوش تغییر و دگرگونی شدهاند. امروزه کمتر گونهای از موجودات کرهٔ زمین چنین احترام و ترسی را بر میانگیزد.
این شکارچیان حیرتانگیز با خوردن موجودات ضعیف و زخمی، در بالای چرخه غذایی دریایی قرار میگیرند. آنها با این کار به حفظ تعادل در سیستم طبیعت کمک میکنند.
شنوایی و بویایی
کوسهها ماشینهای هستند که برای شکار تنظیم شدهاند. آنها که متکی به حس شنوایی مخصوصشان برای گرفتن شکار هستند، میتوانند ارتعاش صدا را در فاصلهای بیش از ۳,۰۰۰ پا تشخیص دهند. کوسهها مخصوصاً به ارتعاشات با بسامد پایین که از طرف شکار منتشر میشوند، حساسند. ارتعاش صدای بلندگوها که شبیه صدای ماهی زخمی است، کوسهها را به حالت جنون و از خود بیخودشدگی میبرد. هرچه که کوسه به شکار نزدیکتر میشود، حس بویاییاش بیشتر به کار میافتد. کوسهها میتوانند یک قطرهٔ خون را در ۲۵ گالن آب تشخیص دهند.
آب، درون سوراخهای بینی کوسهها که در بخش تحتانی حلزونی شکل قرار گرفته است جاری میشود. همچنین کوسهها منافذی کوچک برای جذب سیگنالهای الکتریکی، که در هنگام حرکت حیوانات ایجاد میشود، دارند. این منفذها مانند یک حس اضافی میمانند که به کوسهها در یافتن شکار کمک میکند، حتی اگر این موجود بداقبال در زیر شنها مخفی شده باشد.
دندانها
هنگامی که به کوسه میاندیشیم نمیتوانیم از فکر دندانهایش خارج شویم. کوسهها به طور مداوم دندانهایشان را استفاده میکنند و از دست میدهند. برخی از گونهها در طول عمر خود نزدیک به ۳۰ هزار دندان درمیآورند. عمل جایگزینی دندان در این جانوران دریایی همیشه رخ میدهد. هریک از دندانهای کوسه در ردیفی واقع شده است که با شکستن یکی، دیگری جایگزین آن میشود. وجه تمایز کوسهها از دیگر حیوانات به جز دندانهای آنها در اسکلتشان است. اسکلت کوسهها به جای استخوان، از مادهٔ غضروفی انعطاف پذیری است و چون غضروف از استخوان سبکتر است، بنابراین کوسهها برای شنا کردن نسبت به یک ماهی استخوانی انرژی کمتری مصرف میکنند. پوست سختی تمام بدن کوسه را پوشش داده است و فلسهای خمیدهای که جهت آنها به عقب است، پوست را به سختی یک ورق سمباده میکنند که کوسه را از آسیب محافظت مینمایند. همچنین این فلسها هنگامی که کوسه در حال شنا کردن است نیروی مقاوم آب را کاهش میدهند.
خطر برای انسان
مزایای فراوانی، کوسه را یکی از نادرترین شکارچیان کره زمین کرده است. بسیاری از کوسهها برای حمله آفریده شدهاند اما همه آنها حمله نمیکنند. در واقع بیشتر کوسهها برای انسان بیضرر هستند و فقط گونههای محدودی هستند که تا کنون خطرناک شناخته شدهاند. این آبزیان زیبا و سلاطین اقیانوسها منبعی پر درآمد نیز برای صنعت اکوتوریسم غواصی میباشند.
sattarz
12-30-2009, 04:43 PM
گورخر آسیایی (Equus hemionus) پستاندار بزرگی متعلق به اسب سانان و بومی بیابانهای سوریه ، ایران ، هند وتبت است.
به این حیوان خر وحشی آسیایی نیز می گویند.مثل اکثر حیوانات بزرگ تیره چرندگان تعداد آن بعلت شکار و از بین رفتن محل سکونتشان کاهش یافته است.و از شش زیر گونه یکی کاملا از بین رفته و دو زیر گونه نیز در صورت بی توجهی تا مدتی دیگر نابود خواهد شد.که یکی از این گونه ها گورخر ایرانی است.
کیانگ یک گونه تبتی است که عموما به شاخه دیگری نسبت داده می شود هر چند به عنوان زیر گونه ای از گورخر آسیایی طبقه بندی شده است.
گورخر آسیایی از الاغ کمی بزرگتر است، در حدود 290 کیلو وزن داشته و طول بدن و سر حدودا 2.1 متر است و نسبت به الاغ شباهت بیشتری به اسب دارد. آنها نسبت به اسب پاهای کوتاهتری دارند و رنگشان نسبت به فصل تغییر می کند. در تابستان رنگشان قهوه ای مایل به سرخ و در زمستان قهوه ای مایل به زرد است و بر پشتشان نواری سیاه که با رنگ سفید احاطه شده قرار دارد.
از گورخر آسیایی در سومر باستان برای کشیدن ارابه استفاده می کردند.
گونه های مختلف:
- خر وحشی مغولی: آسیب پذیر
- خر وحشی هندی: در معرض خطر
- Gobi kulan : آسیب پذیر
- Kulan : شدیدا در معرض خطر
- خر وحشی ایرانی: شدیدا در معرض خطر
- خر وحشی سوری : در سال 1927 منقرض شده است
sattarz
12-30-2009, 04:43 PM
هر چه از استوا به سمت قطب پيش ميرويم اندازه موجودات بزرگتر ميشود مثل پنگوئن ها - روباه - وال.
- گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلي که گاو باز در مقابل چشمانش تکان ميدهد به خشم ميايد و ديگر فرقي نميکند که شنل به چه رنگي باشد.
- وزن کل موريانه هاي جهان ده برابر وزن کل انسانها است.
- ادرار موش در زير اشعه ماورا بنفش ميدرخشد و همين امر باعث ميشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
- کانگروها قادر نيستند بسوي عقب راه بروند.
- مارها و ببرهاي استراليايي که چشمهايشان توسط پرندگان کور شده اند به راحتي ميتوانند به زندگي خود ادامه دهند
- يکي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريائي است که سم آن در کمتر از دو دقيقه قرباني خود را ميکشد.
- فقط سي درصد از مارهاي دنيا سمي هستند.
- عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيري به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگري مگس.
- مار «آناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد.
- ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.
- زمان بارداري فيل به ۲ سال مي رسد.
- نوعي ماهي وجود دارد که با کمک باله هايش به سطح آب مي آيد و يک و نيم دقيقه در هوا پرواز مي کند و به شکار طعمه خود مي پردازد.
- اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد.
- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
- از بزاق يک نوع خفاش خون آشام داروي ساخته اند که جلوي سکته مغزي را ميگيرد.
- در صورت نبودن غذا تمساح قوي همنوع ضعيفتر از خود را مي خورد.
- كوچكترين سگ جهان ، داركيده پيترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن مي باشد.
- پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پگوئن ماده چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد.
sattarz
12-30-2009, 04:43 PM
اسب دریایی یک نوع ماهی از خانواده سوزنماهیان (syngnathidae) است که در آبهای حارهای و معتدل سرتاسر جهان یافت میشود. طول بدن اسبهای دریایی از 16 میلی متر تا 35 سانتی متر متغییر است. مشخصه ویژه این نوع ماهیها این است که آنها از جمله معدود ماهیانی هستند که در آنها جنس نر حامله میشود. طول مدت حاملگی در اسب دریایی تقریباً حدود 2 تا 3 هفته طول میکشد. تک همسر داری از جمله دیگر خصوصیات غیر عادی اسبهای دریایی میباشد. این ماهی غیر معمول بلند قد دارای سری به شکل اسب هستند و به سمت بالا شنامی کنند به هر حال بیشتر اوقات اسبهای آبی بدون حرکت باقی میمانند این حالت را به صورت گیر دادن دم چسبیده خود در لابه لای مرجانها و جلبکهای دریایی انجام میدهد و با همین حرکت در مقابل دشمنان ایجاد استتار میکند چشمهای او مستقل از سر به طرفین حرکت میکنند و به این وسیله دائما" مراقبت دشمنان بوده و همچنین غذای خود را جستجو میکند نوع ماده این حیوان تخمهای خود را در کیسه نوع نر میریزد و در همانجا نوزادان از تخم بیرون میآیند که به شکل اسبهای آبی کوچک میباشند.
گونهها
تقریباً 35 گونه شناخته شده اسبهای دریایی وجود دارد که شامل گونههای زیر میباشد:
* H. abdominalis (اسب دریایی شکم دار) که در فاصله دور از سواحل نیوزلند و استرالیای جنوبی و شرقی یافت میشود.
* H. algiricus (اسب دریایی افریقای غربی)
* H. angustus (اسب دریایی شکم باریک)
* H. barbouri (اسب دریاییBarbour یا اسب دریایی پوزه راه راه)
* H. bargibanti (اسب دریایی کوتوله) که در منطقه نیوکلدوینا دیده میشوند.
* H. borboniensis
* H. breviceps (اسب دریایی پوزه کوتاه) که در فاصله دور از ساحل استرالیای شرقی و جنوبی یافت میشود.
* H. camelopardalis (اسب دریایی زرافه ای)
* H. capensis (اسب دریایی Knysna)
* H. comes (اسب دریایی دم ببری) که در خاور دور یافت میشود.
* H. coronatus (اسب دریایی تاجدار)
* H. erectus (اسب دریایی خط دار) که در فاصله دور از ساحل شرقی امریکا بین نووسکوشیا و اروگوئه دیده میشود.
* H. fisheri (اسب دریایی دله ماهی خوار)
* H. fuscus (اسب کوچک دریایی) که در اقانوس هند یافت میشود.
* H. guttulatus (اسب دریایی خالدار)
* H. hippocampus (اسب دریایی اروپایی) که در دریای مدیترانه و دریای آتلانتیک یافت میشود.
* H. histrix (اسب دریایی تیغ دار) که در اقیانوس هند، خلیج فارس، دریای سرخ و خاور شرق یافت میشود.
* H. ingens (اسب دریایی آرام) که در فاصله دور از ساحل اقیانوس آرام و امریکای شمالی، جنوبی و مرکزی یافت میشود.
* H. jayakari (اسب دریایی جایاکار)
* H. kelloggi (اسب دریایی بزرگ)
* H. kuda (اسب دریایی خال خالی)
* H. lichtensteinii (اسب دریایی لیختناشتاین)
* H. minotaur (اسب دریایی گردن کوتاه و کلفت)
* H. mohnikei (اسب دریایی ژاپنی)
* H. procerus (Hippocampus procerus)
* H. ridi (اسب دریایی برزیلی) که در سواحل کارائیب در صخرههای مرجانی زندگی میکند.
* H. sindonis (اسب دریایی shiho)
* H. spinosissimus (اسب دریایی خارپشتی)
* H. subelongatus (اسب دریایی پوزه پلنگی یا اسب دریایی استرالیای غربی)
* H. trimaculatus (اسب دریایی سه خالدار)
* H. tubrculatus (اسب دریایی قلمبه)
* H. whitei (اسب دریایی سفید) که در فاصله دور از ساحل استرالیای شرقی یافت میشود.
* H. zebra (اسب دریایی راه راه)
* H. zosterae (اسب دریایی کوتوله) که در خلیج مکزیک و دریای کارائیب دیده میشود.
صید بی رویه در سالهای اخیر جمعیت اسبهای دریایی را به خطر انداخته است. اسبهای دریایی در گیاهشناسی دارویی سنتی چین مورد استفاده قرار میگیرند. در حدود 20 میلیون اسب دریایی در طول یکسال صید و برای این هدف فروخته میشوند. خویشاوندان نزدیک اسبهای دریایی که همان اژدههای دریایی هستند بدن بزرگتر و اندامهای ثانوی برگ مانندی دارند که آنها را قادر میسازد که خود را در میان علفهای دریایی یا بسترهای کتانخک پنهان سازند. اژدهای دریایی از ماهیهای لیسهای و amphipodها مانند سخت پوستان میگو مانند کوچک بنام mysids (شپشهای دریایی) تغذیه میکنند. آنها شکار خود را به طرف دهان کوچک خود میمکند. اکثر amphipadها از جلبکهای قرمز که در سایه جنگلهای کتابخک رشد میکنند تغذیه میکنند و این درست همان محلی است که اژدهاهای دریایی زندگی میکنند.
sattarz
12-30-2009, 04:43 PM
با نژادهای گربه بیشتر آشنا شویم
گربه حیوانات فروتنی هستد که خودشان را بعنوان یک همدم دوست داشتنی در محیط خانه سازگا کرده اند بر خلاف سگها اختلاف زیادی در اندازه و بزرگی نشان نمی دهند و دارای نظم زیادی هستند . آنها حیوانات کوچکی بوده به شدت به تمیزی خود و محیطشان هستند . زمان زیادی را صرف شستن و آراستن پوشش خود صرف میکنند و حتی جهت دفع مزاج خود به یک جعبه کوچک در یک محل مشخص محدود مینمایند . این مشخصات آنها را مونس خوبی برای هر کس در یک آارپاتمان کوچک مینماید . با این وجود تمامی نژادهای گربه به منظور نگهداری در منزل مناسب نمی باشد . و شما باید در انتخاب خود کمال دقت را نماید .
بعنوان مثال نژادهای مو بلند به رقم زیبایی و قانع بودنشان زمان قابل توجهی را صرف آراستن خود میکنند . و نیاز به رسیدگی طولانی دارند .
اگر این عمل به طور مرتب و حد اقل چندین بار در روز تکرار نشود پوشش بدن آنها ژولیده می شود که سبب ناراحتی و اذیت گربه شده و همچنین هزینه داامپزشکی زیادی برای صاحب آن فراهم میکند .
در صورتی که در نژادهای مو کوتاه تنها به حد اقل رسیدگی و برای نیاز دارند ولی آنها نیز به نوعی دیگر سبب آزار احتمالی صاحب خود را فراهم میآورند . .گه این مسئله در نژادهای برمه ای . شرقی و سیامی صدق میکند و صداهای ناهنجار آنها چهره ای فراموش ناشدنی را در ذهن صاحبان آنها فراهم میآورد . نژادهای روسی و کورات بعنوان نژادهای ساکت و آرام نگهداری میشوند و در صورتی که نژادهای رکس شیطان و موذی هستند .
نژادهای ترکیه ای با توجه به علاقه خاص به شنا در خانه های واجد استخر را ترجیح میدهند . اما میتواند خودش را بایک تشت پر از آب هم سرگرم نمایند .
بخاطر داشته باشید گربه ها زندگی طولانی تا هجده سال یا بیشتر را داشته باشند اگر در انتخابتان اشتباه کرده باشید این مدت برایتان یک ابدیت طول خواهد کشید .
کلام آخر اینکه فقط به ظاهر گربه توجه نکنید و نیازهای درونی آنها را هم مد نظر بگیرید و سعی کنید انتخاب درستی داشته باشید تا شما و گربه تان با یک تطابق و هارمونی کامل سالهای متمادی زندگی خوشی کنار هم داشته باشد
sattarz
12-30-2009, 04:44 PM
قوچ کوهی Bighorn
یکی از موجودات نادر در کالیفرنیا قوچ کوهی بیابانی(Bighorn) است که در رشته کوههای بیابانی .سرتاسر دره مرگ در تمام ارتفاعات ،لبه های غیر قابل دسترس و تنگه ها(تقریبا تمام کوه های Cottonwood) زندگی می کنند آنها از جنوب تا کوههای سان برناردینو و از جنوب شرقی تا مرزهای مکزیک پرکنده اند.یک گروه مستقل از آنها نیز در کوههای سن گابریل زندگی می کنند.این حیوان معمولا ازدرختچه های کوتاه واقع در ارتفاعات ،بوته های آبدار بیابانی،درمنه،بلوط کوهستانی،خار وخاشاک بیابانی و چمنزارهای دائمی تغذیه می کند.در هنگام چرا علف ،سبزه و گیاهان آبدار را ترجیح می دهند.چرا در سرتاسر سال به ویژه برای گله هایی که در نواحی خشک زندگی می کنند از اهمیت خاصی برخوردار است.این حیوان از زمینهای صخره ای با سراشیبی تند برای خوابیدن و گریز استفاده می کند .
این حیوان بره خود را در شیب های تند ، تنگه ها و زمینهای ناهموار نگاه می دارد.در مناطق لم یزرع آب مسئله ای حیاتی است.آنها از آب چشمه ها ،آب جمع شده درون گودالها ومنابع آب ساخته شده توسط بشراستفاده می کنند.منابع آبی ساخته شده توسط بشر وسیله ای برای گسترش محیط زیستی این حیوان می باشد.قوچ بیابانی محیط های باز پوشیده با یک پوشش گیاهی سبک برای تغذیه و نزدیک به شیب ها و زمینهای نا هموار برای فرار ،نگه داری از بچه ها و خوابیدن و در مجاورت منابع کافی از آب و راههایی برای حرکت بین این مناطق را ترجیح می دهد.این حیوان در روز به فعالیت می پردازد و در شب به منطقه امن برای خوابیدن حرکت می کند.هوای بد فعالیت این حیوان را محدود می کند، حداقل فعالیت این حیوان در وسط روز در روزهای گرم است که حیوان در این موقع در کنار منابع آب می ماند. آنها در دوره تابستان در مناطق مجاور منابع آبی مستقر شده و در زمستان اندکی متفرق می شوند.محیط زندگی آنها محدود به مناطق کوچ زمستانی و تابستانی و راههای ارتباطی بین آنها می باشد.به دلیل کمبود آب حیوان در تابستانهای گرم در منطقه محدودی آمد وشد می کند ولی در بقیه سال متفرق هستند .این حیوان در طول زندکی بیش از بیست مایل از محل زندگی خود فاصله نمی گیرد.
sattarz
12-30-2009, 04:44 PM
گوسفندهای ماده در گروههایی در یک ناحیه محدود مستقر هستند،هر گروه تعدادی قوچ دارد که امکان دارد بین گروه های مختلف آمد وشد کنند(مخصوصا در فصل جفت گیری).این حیوان چند همسری می باشد، فصل جفت گیری در گله های شمالی ماههای نوامبر و دسامبر می باشد.آبستنی 5/5 تا 6 ماه طول می کشد. زایمان در هر زمانی ممکن است اتفاق افتد اما اکثر بره ها بین ژانویه تا آوریل بدنیا می آیند.میش ها حدودا در 5/2 سالگی به بلوغ می رسند اما در شرایط ایده آل امکان دارد تا یک سال زودتر نیز به بلوغ برسند.قوچها نیز در 5/2 سالگی به بلوغ می رسند ،معمولا در هر گله به ازای 100 میش 25 تا 30 بره وجود دارد.
این حیوان به شدت در مقابل بیماریها حساس می باشد.در سال 1980 یک گله درLava Beds National Monument در اثرذات الریه به طور کلی نابود شد.بیماریها ،مخصوصا بیماریهای ویژه چهارپایان یکی از عوامل اصلی کم شدن جمعیت و ازبین رفتن گله هاست.دیگر حیوانات سم دار منطقه بر سر منابع آب و علوفه با قوچ Bighorn رقابت می کنند.حیوانات شکارچی نیز یکی از دلایل کم شدن جمعیت در گله های کوچک است.از بین رفتن محل سکونت حیوان (مناطق چرا و نگهداری بره ها،گریزگاهها و منابع آب)نیزیکی دیگر از دلایل کم شدن جمعیت این حیوان است.از سال 1987 نیز تحت قوانین ویژه ای تعداد محدودی مجوز شکار برای این حیوان صادر می گردد.
sattarz
12-30-2009, 04:44 PM
سوسک جانداری است بندپا از رده حشرات، زیررده بالداران (Pterygota) فرو-رَده نوبالان (Neoptera)، راسته سوسکیها (Blattodea). سوسک نامی کلی است برای خانواده سوسکیها.
سوسکها بزرگترین گروه حشرات را به خود اختصاص دادهاند و در محیط زیستهای مختلفی دیده میشوند. از زمینهای سنگلاخی تا جنگلهای استوایی تحت قلمرو سوسکها به حساب میآید. بیشتر سوسکها قدرت پرواز دارند.آنها دارای بالهایی هستند که وقتی در حال پرواز نیستند آنهارا در محفظه محکمی روی پشت خود جمع میکنند و در زیر این محفظه نگهداری میکنند. سوسکها از انواع مختلف گیاهان، گونههای حیوانات و لاشههای مرده آنها تغذیه میکنند.
تمام سوسکها دارای بخشهایی برای نیش زدن و جویدن در ناحیه دهان خود هستند. بعضی از سوسکها دارای آروارههای بزرگی هستندکه آنها را قادر میسازد که طعمه خود حمله کرده و او را قطعه قطعه کنند. سوسکهای دیگر مثل شپشه گندم دارای آروارههای کوچکی در انتهای پوزه درازشان میباشند. شپشه گندم پوزه بلند خود را برای سوراخ کردن اجسام سخت و رسیدن به غذا، به کار میبرد.او دارای شاخکهای زانویی بوده که میتواند آنها را خم کرده و در شیار پوزه اش پنهان کند. کوچکترین حشرات جهان سوسکهای دارای بالهای پردار میباشند. بدن بعضی از آنها دارای طول کمتر از ۵ میلیمتر (۵۰/۱ اینچ) میباشد. نوع نر سوسک گرد امریکایی جنوبی درازترین سوسک در جهان است. این سوسک دارای دو شاخ بزرگ است و میتواند تا ۱۵ سانتیمتر (۶ اینچ) رشد کند و قد بکشد. بیشتر سوسکها هرگز آب نمینوشند. بچه بعضی از سوسکها میتوانند بدون غذا تا ۵ سال زنده بمانند.
در حدود ۳۷۰.۰۰۰ گونه مختلف سوسک شناخته شده است. آنها در تمام نقاط جهان، روی زمین، رودخانههای آب شیرین و دریاچهها پراکنده هستند.
بعضی گونههای سوسک:
* سوسک شناگر بزرگ
* سوسک شاخ گوزنی
* سوسک طلایی
* سوسک خالدار (Diabrotica spp)
سوسک هیسینگ ماداگاسکار (Gromphadorhina portentosa)، این حشره هشت سانتیمتر طول دارد
sattarz
12-30-2009, 04:44 PM
سَنجاقَکها شکارچیان سریعی هستند که طعمه خود را در هوا شکار میکنند آنها به طور استثنایی قدرت دید بالایی دارند و میتوانند حشرات در حال پرواز را تعقیب کنند و پاهای تیغه دار خود را در بدن طعمه فرو کنند بر خلاف این دسته از سنجاقکها سنجاقکهای یکروزه پرندگان ضعیفی هستند سنجاقک یکروزه بالغ غذا نمیخورد آنها طول زندگی کوتاهشان فقط میتوانند جفتگیری کنند و تخم بگذارند.
در طول دوران کربونیفر بعضی از سنجاقکها دارای بالهایی به طول 61 سانتیمتر (2 پا) بودند بزرگترین گونه از خانواده سنجاقکها امروزه جزو سنجاقکهای بزرگ آمریکای جنوبی هستند که بالهایی به طول18 سانتیمتر(7اینچ) دارند سنجاقکها جزو سریعترین حشرات پرنده هستند بعضی از این سنجاقکها میتوانند در فواصل کوتاه با سرعت 56 کیلومتر (35 مایل) در ساعت پرواز کنند.
دگردیسی
سنجاقک و گونههای آن تا حدود 5 سال در زیر آب زندگی میکنند در طول این مرحله از زندگیشان آنها را پوره میگویند و رنگ خاکستری مایل به قهوهای دارند وقتی یک پوره رشد میکند در طول رشد بارها شکل عوض میکند بعد از هر شکل عوض کردن سطح بالهای او قدری بزرگتر میشود ولی برعکس بدنش همیشه یکسان میماند و تغییر نمیکند وقتی به رشد کامل رسید پوره از ساقه یک گیاه آبی صعود میکند و به بیرون آب میآید و برای آخرین بار پوست اندازی میکند و شکل خود را به عنوان یک سنجاقک ظاهر میسازد رنگ نهایی بدن بعد از چندین روز ظاهر میگردد.
سنجاقکها و سنجاقک یکروزه دو راسته مختلف از حشرات را تشکیل میدهند در حدود 5000 گونه در راسته سنجاقکها وجود دارد که شامل یوغ بالان میشود تمام گونههای سنجاقکها در سراسر جهان در نزدیکی آبها یافت میشوند راسته سنجاقکهای یکروزه در حدود 2000 گونه را شامل میشوند این گونهها نیز در نزدیکی آبها یافت میشوند ولی مجموعا" در مناطق سردتر آب یافت میشوند.
سنجاقکهای یک روزه
این سنجاقک در زیر آب رشد میکند و میتواند تا 3 سال در زیر آب بماند در اوایل تابستان پوره این سنجاقک از آب بیرون میآید و دوبار پوست اندازی میکند و به سن بلوغ میرسد نوع بالغ این حشره دارای سیستم گوارشی فعال نیست و لذا غذا نمیخورد آنها جفت گیری میکنند تخم میگذارند و در طول چند ساعت میمیرند.
سنجاقک سبز
سنجاقک از بزرگترین سنجاقکها در امریکای شمالی است سنجاقک سبز اوایل تابستان پوره این حشره از طریق صعود بهوسیله ساقه گیاهان کناره آب بالا میآید و پوست اندازی کرده و دوران بلوغ را آغاز میکنند.
sattarz
12-30-2009, 04:46 PM
خصوصیات اسب ترکمن: یموت- آخال تکه
اسب های آخال تکه و یموت شرایط ومشخصات کلی زیر را دارا می باشند:
1- قد: اسب 148تا155 سانتیمتر، مادیان 147 تا 153 سانتی متر.
2- سر: صورت کشیده وبلند، استخوانی، ظریف، نیم رخ محدب یا صاف.
3- گوش: گوش ها دراز تر از اسب عرب و کاکل آنها کم مو ونرم ، فک بال وپایین کشیده.
4- گردن: بلند، کشیده، نازک و اتصال آن به بدن قوی.
5- شانه: بلند و عضلانی.
6- کمر: بلند وکشیده
7- کپل: کم شیب با عرض خوب و خروج دم بالاتر شروع می شود و اغلب دم ها کم مو و بلند و هیچ وقت دم نمی گیرند، زیر دم یعنی سرین جادارتر است.
8- سینه: عمیق قوی و متناسب، دور سینه اسب به طور متوسط 167 سانتیمترو مادیان به طور متوسط 165 سانتیمتر است.
9- قلم دست وپا: بلند وکشیده، قوی و استخوانی ولیکن ظریف، مفاصل قوی و متناسب، ساق متناسب و خوش ترکیب، بخلق نسبتا کوتاه و کم مو، سم پهن تر وکوتاه تر از اسب عرب.
10- فاصله ی بین زانو و بخلق به طور متوسط برای اسب 19 سانتیمتر و برای مادیان 18 سانتیمتر.
11- کتف: عریض، بلند افتاده.
12- اندام: بلند وکشیده و باریک با شکم جمع.
13- پوست: نرم وموج دار و براق، یال و دم کم موو روی ساق پاهاعاری از پشم وموی بلند.
14- بلند ترین نقطه ی شانه تا بلند ترین نقطه ی کپل اسب2/154سانتی متر، مادیان154 سانتی متر.
15- رنگ های اصلی: کهر، نیله، کرنک، سمند و قره کهر.
16- خصوصیات اخلاقی: خونسرد، نجیب و مطیع.
17- امکانات اسب: کورس، پرش، سواری.
18- تغذیه: کاه، علف بهاره، جو، یونجه.
19- مناسب ترین آب وهوا و منطقه مورد نظر:
هوای معتدل و مرطوب و اراضی نرم غیر شنی و سنگلاخ مانند منطقه « تمر قره قوزی »- آی تمر- یلی بدراق واقع در بخش کلاله.
20- طول بدن اسب ترکمن کشیده وباریک. این کشیدگی در نوع آخال تکه بیشتر از اسب یموت است.
21- سم اسب های ترکمن مخصوص خاک نرم و بهتر و سالم است.
تیره های اسب ترکمن
اسب ترکمن دارای دو تیره ی مشخص ویک تیره ی مخلوط ولی معروف می باشد به شرح زیر:
1- یموت 2- آخال تکه 3- چناران
گذشته از سه تیره ی فوق انواعی از نژاد اسب با تغییرات جزئی به نام « جرگلان » و جیب ایشان وغیره ... وجود داردکه فقط به مناسبت پرورش در منطقه نام گرفته اند و تغییری در جهت شکل در آن ها به وجود نیامده است.
sattarz
12-30-2009, 04:47 PM
پوشش اسب
اسب ترکمن پوششی مخصوص و مفصل دارد که همراه با زیو های آ ن به اسب زیبایی می بخشد. جل های بسیار قشنگی از گلیم و قالیچه می بافند و آن را روی نمد بسیار بلند که مخصوص پوشش اسب است می اندازند.این پوشش ها عبارت اند از:
1- درونی ترین پوشش اسب را « اچرگی » می نامند.
2- بعد از « اچرگی» ، نمد دیگری به نام« گزرمن» قرار می دهند.
3- جًــل و « اورتمن» پوشش های بعدی را تشکیل می دهند.
تمامی این پوشش هارا با بندی به نام « قارن باق» ( شکم بند) به تنگ گاه سینه ی اسب وصل می کنند. در زمستان اسب را با نمد سفید و بزرگی می پوشانند که به آن « بورامه کچه » می گویند.
ترکمن ها به اسب نعل نمی کوبند چون خاک صحرا نرم است و احتیاجی به نعل ندارد.زین را به ترکمنی « ایه ر» می نامند که رکاب « اوزنگ» به آن متصل است مهار اسب را « اویه ن» می نامند.
زیور اسب
اسب ترکمن دارای زیورآلات نقره ای باآب طلا داشت که به اسب زیبایی خاصی می داد که عبارتند از:
1- آلاغا یش: نوار چرمی که روی آن را با نقره وطلا آرایش داده زیور بسیار جالبی که نفیس و گرانقیمتی است وآن را به گردن اسب می بندند.
2- گووس بند: زیوری از طلا و نقره بعد از آلاغا یش می بندند.
3- یل فه ووچ: که بر پیشانی اسب می بندند و دارای زیــوری است از نقـــره وطلا، که جهت دفع مزاحمت حشرات مزاحم استفاده می شود.
طناب مخصوصی به نام « یان طناب» که طنابی است که از کنار لگام عبور می دهند.
مربی اسب را به ترکمنی « سیس» و تازنده یاسب را که نوجوانی 8 الی 12 ساله است « آت اوعلان» می نامند.
اسب تازه به دنیا آمده « کره» را وقتی دوساله شد« ایکی یاشار» و در سه سالگی « اوچ یاشار» می نامند.
مادیان های ترکمن را در 6 ماهگی از شیر گرفته، آن ها را با نمد زین کرده و با دهنه آشنا می کنند. شرکت در مسابقات اسبدوانی برای اسب های ترکمن از یک سالگی شروع می شود و روزانه اسب را برای آماده شدن به راهپیمایی طویل فرستاده و در بعضی اوقات اسب را چهارنعل می تازند.
مسابقات اسبدوانی
در گذشته به مناسبت های جشن عروسی یا تولد فرزند و یا به مناسبت های دیگر مسابقات بر گزار می شد که شکل خاصی داشت که به صورت دویده به دور میدان به تعداد سیزده بار بودکه این میدان را « آیلم» می گفتند. داوری سیزده قطعه چوب به دست گرفته با هر بار گذشتن از مقابل داوران یکی از چوب هارا به زمین می گذاشت و الی آخر که برنده معین می شد.
بعد ها از نفـوذ فـرهـنگ غـربی، شکل مسابقات سنتی عوض شده و به صورت مانژ ودپار در آمده است. پرداخت جایزه نقدی، روح تجارت ومادی گری، جای تبلیغ و ترویج مردانگی و شجاعت را گرفته است.
sattarz
12-30-2009, 04:47 PM
گربه های پشمالو جای ویژه ای در قلب دوست داران گربه دارند.و شاید هیچکدام به اندازه چین چیلا از این محبوبیت برخوردار نباشند.اغلب از این حیوان بعنوان زیبا ترین گربه پشمالو یاد می شود.این گربه با قیافه ای متفاوت وچشمان نافذ زمردین نمونه ای از افسونگری گربه هاست.چین چیلا در اصل نام یک جونده بومی آمریکای جنوبی است که پوستی پر خز شبیه پوست این گربه دارد.چین چیلا گونه ای از گربه هاست که منشا ایرانی دارند و امروزه بعنوان گربه ای با موهای بلند و فراوان ، سری گرد و صورتی کوچک شناخته می شود.به جز چین چیلا حدود شصت گونه ازگربه های ایرانی با رنگهای متفاوت در دنیا وجود دارد .
چین چیلا را گربه ای با وقار با موهای ابریشمی پرپشت و بلند وچشمانی پر نفوذ می توان توصیف نمود.موهای بدن این حیوان به رنگ سفید می باشند هر چند که انواع سیاه، نقره ای و طلائی آن نیز وجود دارد موها به دو صورت براق یا مات وجود دارد.هر چند که این رنگها به سر ،پشت، پاها ودم محدود می شود و پهلو ها و زیر شکم معمولا به رنگ خالص سفید می باشد . مدل نقره ای آن Shaded Silver و گونه طلائی آن Shaded golden نامیده می شود.البته که این نمونه ها کمیاب تر می باشند.
حاشیه سیاه رنگ دور بینی و چشمهای این گربه نقطه مقابل چشمان سبز زمردی و دماغ قرمزش می باشد.
چین چیلا عموما گربه ای متین وساکت است که از خوابیدن اطراف خانه لذت می برد.آنها بسیار خونگرمند و از اینکه کسی به آنها توجه کند لذت می برند و به راحتی به صاحب خود خو می کیرند.اغلب پرورش دهندگان این حیوان آنرا برای کودکان پیشنهاد نمی کنند چرا که محتمل است که کودک موهای او را کشیده و باعث عصبانیت گربه گردد.
موهای چین چیلا باید روزانه 15 دقیقه برای جلوگیری از در هم پیچیدن و گره خوردن برس کشیده شود. به نواحی مانند زیر بغل ، زیر دم وزیر شکم که بدلیل مالیده شدن خزها به هم امکان گره خوردن موها زیادتر است باید بیشتر توجه شود.اگر در تیمار این حیوان حتی برای دو سه روز کوتاهی کنید موهای حیوان در هم می پیچد و در اینصورت باید گربه بسیار صبوری داشته باشید که بتواند شانه زدن برای بازگرداندن موها به حالت اولیه را تحمل کند.در صورتی که گره های مو آنقدر زیاد و درهم پیچیده باشد که نتوان آنرا با شانه باز کرد باید موهای گربه را کوتاه کنید. برای اینکار باید به یک دامپزشک مراجعه کرد، دامپزشک معمولا برای اینکار از بیهوشی عمومی استفاده می کند. عده ای از صاحبان و پرورش دهندگان این حیوان برای کم کردن زمانی را که صرف حیوان می کنند در ابتدای هر سال موهای حیوان خود را کوتاه می کنند.
سلامت این حیوان نیز یکی از نکات مهم در نگهداری از آن است. اطراف چشمها ممکن است چرک جمع شود در این صورت باید با یک دستمال نرم و تمیز چرکها پاک شود. گرد و غبار یا جسم خارجی ممکن است باعث بسته شدن مجاری اشک شده و در نتیجه احتمال زخم قرنیه را بوجود آورد.در این مواقع باید به دامپزشک مراجعه کنید.این حیوان بدلیل لباس گرمی که بر تن دارد در محیط های سرد به راحتی زندگی میکند اما در نواحی گرم به مراقبت بیشتری نیازمند است.
Cardiomyopathy یک نوع بیماری قلبی است که در اوایل زندگی گریبانگیر حیوان شده و معمولا کشنده است.بیماری های کلیوی معمولا بین 3 تا 10 سالگی گریبانگیر این حیوان شده و معمولا کشنده هستند.یبوست یکی دیگر از بیماری های این حیوان است،پرورش دهندگان این حیوان معمولا توصیه می کنند که در دو وعده غذایی این حیوان در هفته از روغن یا مارگارین استفاده شود در صورتی که این بیماری در حیوان مزمن شده باشد می توانید از غذاهای آماده ای که دامپزشک پیشنهاد می کند استفاده کنید.
چین چیلا در هر زایمان حدود چهار بچه به دنیا می آورد که بچه گربه ها در ابتدا با نقاط تیره ای بر پوست به دنیا می آیند که با بیشتر شدن سن ممکن است روشنتر شوند.
چین چیلا یک حیوان ایده آل برای نگهداری در خانه و آپارتمان است چرا که ترجیح میدهد اکثر روز را در خانه بماند.موهای بلند تن این حیوان درپایان زمستان شروع به ریختن می کند.در این موقع شانه نمودن روزانه موها باعث کم شدن مقدار این موها در محیط خانه می شود.این موها به لباسها و اسباب اثاثیه خانه می چسبد.یک نکته مهم اینست که صاحب این حیوان نباید از البسه و اثاثیه سیاه استفاده کند.
افراد مسن می توانند صاحبان ایده آلی برای این حیوان باشند و معمولا تعداد زیادی از این حیوان توسط این افراد خریداری می شود چرا که آنها وقت بیشتری برای رسیدگی به حیوان داشته و به دوستی خونگرم نیاز دارند.
sattarz
12-30-2009, 04:47 PM
طوطی خاکستری با نام علمی Psittacus erithacus در غرب و مرکز آفریقا زندگی می کند.این طوطی دارای دو نژاد کنگو و تیمنه می باشد.نژاد کنگو دارای جثه ای بزرگتر و دارای پرهای دم روشن تری نسبت به تیمنه می باشد.کاملا مشخص نیست چه زمان این پرنده به اروپا را پیدا کرد، اما هنری هشتم پادشاه انگلستان از یک طوطی خاکستری نگهداری می کرد.
طوطی خاکستری آفریقایی از اکثر طوطی ها بزرگتر می باشد.طول بدن نژاد کنگو 12 تا 14 و نژاد تیمنه حدود 10 اینچ می باشد.هر دو نژاد دارای دمهای خیلی کوتاه و قرمز رنگ میباشند و اگر چه نسبت به سایر طوطی ها دارای پر و بال رنگارنگی نیستند اما به واسطه هوش و قدرت سخن گویی بالا بسیار مورد توجه می باشند.
طوطی خاکستری در طبیعت بسیار اجتماعی می باشد.این پرندگان بدلیل داشتن امنیت بالاتر و همچنین علاقه به همنشینی با سایر همنوعانشان بصورت گله ای زندگی می کنند.این احساس دوستی می تواند در یک پرنده خانگی به دوستی با انسان تبدیل شود به طوریکه پرنده به راحتی عصبانیت یا ناراحتی صاحبش را تشخیص و نسبت به آن عکس العمل نشان دهد.
بدلیل زندگی اجتماعی، این پرنده به محبت و توجه زیادی نیاز دارد، بی توجهی به حیوان باعث ایجاد افسردگی و اضطراب در این پرنده می گردد.پرنده ای که مورد بی توجهی قرار گرفته اغلب مهاجم شده و پرهای خود را می کند.این طوطی به صاحبی که برای رابطه با او اشتیاق دارد نیاز دارد، در صورتی که وقت کافی برای گذراندن با این پرنده ندارید از خرید آن صرفنظر کنید.
دلیل شهرت این پرنده هوش باور نکردنی آن است،آلکس،طوطی ای که توسط دکتر Irene Pepperberg آموزش داده شده می تواند کارهایی در حد یک کودک چهار ساله از قبیل تشخیص رنگ ، شکل و تعداد اشیا انجام دهد.توانایی سخن گوئی این پرنده افسانه ایست.طوطی های خاکستری توانایی یادگیری بیش از صد لغت را دارند همچنین می توانند بسیاری از این لغلات را فهمیده کاملا درست استفاده نمایند.علاوه بر این می توانند هر صدائی را که می شنوند از قبیل صدای تلفن یا یک پرنده تقلید کنند.
آموزش دادن به پرنده به واسطه هوش و حس کنجکاوی اش بسیار شیرین است.اگر می خواهید پرنده شما یک عبارت خاص را تکرار نماید.به شکل های مختلف این عبارت را بیان کنید،یک بار با صدای بلند یکبار با صدای کم و یکبار با صدای کودک و یا هر صدای دیگر و موقع آموزش مستقیما به پرنده نگاه کنید به این صورت پرنده می فهد که شما می خواهید او این لغت را تکرار کند.
برای اینکه پرنده اسم یک شی مثلا بیسکوئیت را یاد بگیرد آنرا در دستتان بطوری که پرنده آنرا ببیند نگاه دارید سپس کلمه را بوضوح ادا کنید.کلمه را در یک جمله بکار برید مثلا بگوئید دوست داری؟ بعد بیسکوئیت را به او نشان داده و بگوئید بیسکوئیت.اجازه دهید پرنده بفهمد در مورد چه صحبت می کنید.
همیشه یک صاحب مسئولیت پذیر باشید،هیچگاه به پرنده لغات اشتباه یاد ندهید،اگرمجبور شوید برای مدتی پرنده را به محل جدید انتقال دهید چه رخ می دهد؟ صاحب جدید احتمالا اصلا از یک پرنده بد عنق خوشش نخواهد آمد.
همیشه اسباب بازیهای متنوعی را در اطراف و داخل قفس پرنده قرار دهید تا حوصله حیوان سر نرود، در غیر اینصورت پس از مدتی پرنده مشکلات رفتاری پیدا خواهد نمود.با تغییر دادن اسباب بازیها و بازی کردن با حیوان، پرنده را همیشه فعال نگاه دارید.
sattarz
12-30-2009, 04:47 PM
معرفي
خرگوش اهلي (Oryctolagus Cuniculus)حيواني از راسته خرگوش شكلان (Lagomorpha) و خانواده Leporidae است و خاستگاه ابتدائي آن غرب اروپا و شمال غرب آفريقا ميباشد.
در حال حاضر از نژادهاي مختلف آن به منظورهاي گوناگون از جمله توليد پشم و گوشت، انجام تحقيقاتبيولوژيكي و بعنوان حيوانات خانگي استفاده ميشود.
رفتار غير تهاجمي و آرام خرگوش آنرا بعنوان يك حيوان خانگي ايدهآل مطرح نموده است. با اين وجود جهتنگهداري مناسب آن، آشنائي با خصوصيات آناتوميكي، فيزيولوژيكي و رفتاري اين حيوان ضروري است.
ويژگيهاي كالبد شناسي و فيزيولوژيكي
سر: مهمترين ويژگي آناتوميكي حيوان در سر، گوشها ميباشند. بخش خارجي گوشها يعني لاله گوشخصوصيت برجسته اين حيوان بوده و علاوه بر نقش آن در شنوائي، به لحاظ وجود شبكه وسيع عروقي در زير پوستاين ناحيه، تأثير مهمي درتنظيم حرارت بدن دارند. لالههاي گوش نرم و بسيار حساس ميباشند و نبايد از آنها برايگرفتن و مقيد كردن حيوان استفاده نمود.
چشمها به نسبت اندازه سر بزرگ و داراي زاويه ديدي حدود 190 درجه ميباشند. مردمكها قدرت اتساعزيادي دارند و بدين علت حساسيت بينائي حيوان به نور را در مقايسه با انسان 8 برابر افزايش ميدهند. پلك سوم دراين حيوانات رشد قابل ملاحظهاي دارد كه در هنگام خواب از گوشه داخلي چشم حركت نموده و سطح قرنيه راميپوشاند.
دندانهاي خرگوش رشد دائمي دارند، بعنوان مثال دندانهاي پيشين در طول سال بيش از 10-12 سانتيمتر رشدمينمايد بنابراين بيماريهاي دنداني نظير رشد بيش از حد دندانها و يا وجود دندانهاي نابجا و بد شكل از موارد متداولدر خرگوشها ميباشند.
قفسه صدري: حجم قفسه صدري در مقايسه با گنجايش محوطه خيلي كوچك است. قلب نيز كوچك است وبر خلاف ساير پستانداران دريچه دهليزي - بطني سمت راست سه لختي (Tricuspid) نبوده و دو لختي Bicuspid))است.
محوطه بطني: طول رودهها حدود 10 برابر طول بدن است و بخش مهمي از آن را (از نظر گنجايش و عملكرد)رودهكور (Cecum)تشكيل ميدهد كه باقيمانده هضم نشده مواد غذائي پس از عبور از روده باريك وارد آن شده وتوسط ميكروفلور موجود در آن مورد تجزيه قرار ميگيرند و تركيبي غني از پروتئين و ويتامين را ايجاد ميكنند.
خرگوش بطور طبيعي و غريزي رفتاري تحت عنوان مدفوع خواري دارد. اين حيوانات دو نوع مدفوع توليدميكنند كه يك نوع آن بشكل دانهاي و نوع ديگر بحالت خميري است. نوع دوم غني از تركيبات پروتئيني و ويتامينياست و حيوان فقط اين نوع مدفوع را مورد تغذيه قرار ميدهد. اين عمل معمولا صبح زود انجام ميشود و حيوانمدفوع را مستقيما از مخرج خود ميگيرد و بدين ترتيب بخشي از نياز بدن به پروتئين و تركيبات ويتاميني را تامينمينمايد.
ادرار خرگوش بواسطه مصرف جيره غذائي گياهي داراي PH قليائي حدود 8/2 است و رنگ آن از زرد روشن تانارنجي پر رنگ يا قهوهاي متمايل به قرمز متغير است كه ميزان رنگ بر اساس دهيدراتاسيون و قليائي بودن ادرار تغييرميكند. همچنين بخاطر وجود نمكهاي كربنات كلسيم و فسفات آمونيم و منيزيم ادرار كدر است. رسوب اين تركيباتبر سطح ميلههاي قفس، تميز كردن لانه را با اشكال روبرو ميسازد.
درجه حرارت طبيعي بدن بين 37 تا 39/4 درجه سانتيگراد و به طور متوسط 38/3 درجه سانتيگراد ميباشد.
با توجه به وجود نژادهاي مختلف وزن حيوان بالغ ميتواند از حداقلkg 0/9 در نژادهاي كوچك (آلماني،لهستاني) تا kg 1/8 در نژادهاي متوسط (نيوزيلند) و kg 7/3 در نژادهاي بزرگ (فلاماندري بزرگ) متغير باشد. متوسططول عمر اين حيوان حدود 5 تا 6 سال و حداكثر طول عمر قابل انتظار 15 سال است.
نگهداري
خرگوش را ميتوان در داخل منزل (بعنوان مثال در حياط) نگهداري نمود. حداقل سطح مورد نياز برايخرگوش با وزن kg 2 حدود 0/3 متر مربع است. براي خرگوشهاي با وزن بيش از kg 2 به ازاء هر كيلوگرم وزن اضافهسطح لانه بايد حدود 0/2 - 0/1 متر مربع افزايش يابد و در صورتيكه چند خرگوش با هم نگهداري شوند بايد به ازاءهر خرگوش اضافي 0/2 متر مربع به سطح لانه افزوده گردد.
ارتقاع لانه بايد در حدي باشد كه حيوان بتواند بطور كامل بر روي پاهاي خود بلند شود كه بسته به جثه حيوانميتواند حدود 45-90 سانتيمتر در نظر گرفته شود. در صورتيكه خرگوش در فضاي خارج منزل نگهداري ميشودكف لانه بايد در مقابل نفوذ رطوبت عايق شود و در صورتيكه نگهداري در داخل منزل صورت ميگيرد كف لانهميتواند مشبك و يا توري باشد كه بدين ترتيب ادرار و رطوبت ناشي از آن در كف قفس باقي نميماند و اين مسئلهاجازه ميدهد تا تميز كردن لانه در فواصل طولانيتري انجام گيرد.
جهت جلوگيري از بروز نزاع در بين خرگوشها و عوارض متعاقب آن، خرگوشهاي نر را بايد جدا از هم نگهدارينمود. همچنين نرها و مادهها نيز جز در هنگام جفتگيري بايد در لانههاي جداگانه نگهداري شوند. نگهداري چندخرگوش ماده با هم در يك قفس اشكالي ندارد.
خرگوشها ميتوانند درجه حرارت بين 270 - 4 درجه را تحمل نمايند كه البته متوسط درجه حرارت توصيهشده بين 22 - 16 درجه سانتيگراد است. رطوبت محيط بايد حدود 60 - 40 % باشد و حداقل طول مدت روشنائيمورد نياز 16 - 14 ساعت است. در صورتيكه طول مدت روشنائي محيط از اين مقدار كوتاهتر باشد حيوان دچارنقصان فعاليت جنسي پائيزي (Autumnal Sexual depression) ميگردد.
تغذيه
ميزان مصرف غذا در خرگوشها بطور متوسط روزانه حدود 5 گرم به ازاء 100 گرم وزن بدن است. بهترين مادهغذائي براي خرگوشها، جيرههاي غذائي تجاري است كه تركيبات آن بر اساس نياز حيوان تنظيم شده است. اينجيرهها معمولا حاوي 17% - 14% پروتئين، 22% - 12% فيبرخام و 2500 - 2100 كيلو كالري انرژي هستند.
در كنار اين مواد ميتوان از سبزيجات مختلف نيز استفاده نمود و بايد توجه كرد كه سبزيجات فاسد و كپكزدهنباشند.
اين حيوان از نظر فيزيولوژيك شبه نشخوار كننده (Pseudoruminant) بشمار ميرود و چون ميكروفلور دستگاهگوارش آن نسبت به تغييرات اسمولاريته و PHبسيار حساس است بنابر اين تغيير نوع مواد غذائي بايد به آهستگي وطي مدت 5 - 4 روز انجام گيرد و هرگونه تغيير ناگهاني در محتويات جيره غذائي، بخصوص استفاده از جيرههاي غنياز كربوهيدرات ميتواند با ايجاد اختلالات شديد گوارشي سبب مرگ حيوان گردد.
توليد مثل
تعيين جنسيت در خرگوشهاي نابالغ بسيار مشكل بوده و به تجربه نياز دارد. بنابراين در اين مورد از دامپزشككمك بگيريد.
خرگوشها در حدود سن 24 - 16 هفتگي به بلوغ ميرسند. نژادهاي كوچكتر زودتر ازنژادهاي بزرگتر و مادههازودتر از نرها بالغ ميشوند. خرگوش ماده سيكل اوستروس منظمي ندارد ولي مرحله پذيرش جنسي طولاني و حدود7-10 روز است. در صورتيكه جفتگيري انجام نگيرد ظرف 1-2 روز حالت پذيرش از بين رفته و پس از آن حيوانمجددٹ وارد مرحله پذيرش جنسي ميگردد.
خرگوش مادهاي كه وارد اين مرحله شده است به ساير خرگوشهاي ماده داخل قفس اجازه ميدهد كه بر پشتوي بجهند كه اين نشانه در جهت تشخيص حيوان آماده جفتگيري حائز اهميت است. همانگونه كه در مبحث لانه ذكرشد نرها و مادهها بايد جدا از يكديگر نگهداري شوند و فقط هنگام پذيرش جنسي خرگوش ماده براي مدت حدود10 دقيقه در قفس خرگوش نر قرار داده شود.
در صورتيكه جفتگيري منجر به لقاح نگردد، ممكن است آبستني كاذب (Pseudopregnancy) رخ دهد. در اينمرحله حيوان ماده كليه حالات حيوان آبستن را دارد و حتي پستانها نيز بزرگ ميشوند ولي اين مرحله حداكثر پس ازحدود 18 روز خاتمه مييابد.
طول مدت آبستني حدود 33 - 30 روز است. رشد پستانها سريع بوده و طي هفته آخر آبستني صورت ميگيرد.طي روزهاي آخر حيوان ماده شروع به ساخت لانه مينمايد و براي اين منظور اقدام به كندن موهاي ناحيه شكمميكند. تعداد بچهها بين 4-12 و بطور متوسط 7 عدد است. بچهها معمولا صبح زود و طي حدود يك ساعت و ياكمتر متولد ميشوند. طول مدت شيردهي حدود 4-6 هفته است. مادر در طول روز فقط يكبار و معمولا صبحها بهبچهها شير ميدهد و بقيه ساعات روز لانه بچهها را ترك مينمايد كه اين مسئله نبايد بعنوان عدم پذيرش بچههاتوسط مادر قلمداد شود. در صورت مرگ مادر و يا هنگامي كه مادر قادر به شيردادن بچهها نباشد ميتوان آنها رابصورت دستي تغذيه نمود. جهت تغذيه بچهها شير با فرمولهاي مختلفي توصيه شده است كه يكي از سادهترينفرمولها بشرح زير ميباشد:
شير گاو 240 سيسي
زرده تخم مرغ 1 عدد
عسل 5 سيسي
موليتي ويتامين كودكان 5 سيسي
شير دادن هر 12 تا 24 ساعت انجام ميگيرد. البته بايد در نظر داشت كه تغذيه دستي بچه خرگوشها بندرتموفقيتآميز بوده و ممكن است با مشكلات و عوارض متعدد گوارشي و تنفسي در بچه خرگوشها همراه باشد.
خرگوش و بهداشت عمومي
هر چند موارد گزارش شده از انتقال بيماريهاي خطرناك بين انسان و حيوان در خرگوشهاي اهلي و خانگي نادراست با اين وجود مهمترين اين بيماريها عبارتند از سالمونلوز، تولارمي، هاري، عفونتهاي قارچي پوست و مو، سل وتوكسوپلاسموز.
جهت جلوگيري از بروز بيماري در حيوان و كاهش احتمال انتقال آن به صاحب حيوان توصيههاي زير بايدمورد توجه قرار گيرد.
1 - پس از خريد حيوان، جهت معاينه و بررسي وضعيت سلامت آن و دريافت راهنمائيهاي لازم به درمانگاههايدامپزشكي مراجعه شود.
2 - حتيالامكان با ساخت جايگاه و لانه مناسب، حيوان در خارج از محيط منزل و به عنوان مثال در حياط نگهداريگردد.
3 - در صورتيكه حيوان در داخل منزل نگهداري ميشود بايد داراي جايگاهي خاص و نسبتا محدود باشد و از رفت وآمد آزادانه حيوان در محيط منزل بايد جلو گيري شود.
4 - محل نگهداري و لانه حيوان روزانه نظافت گردد.
5 - از تماس حيوان با حيوانات خانگي افراد ديگر و همچنين حيوانات غيرخانگي نظير گربههاي ولگرد جلوگيريشود.
6 - نظافت شخصي عليالخصوص شستن دستها پس از تماس با حيوان از اهميت زيادي برخوردار است.
7 - در صورت مشاهده هرگونه تغيير در ظاهر و يا رفتار حيوان، جهت بررسي علت آن به درمانگاه دامپزشكي مراجعهشود و بر اساس نظر دامپزشك معالج انجام معاينات دورهاي مورد توجه قرار گيرد.
واكسن هاري جز در مواردي كه حيوان در معرض هاري قرار دارد و يا در مناطقي كه هاري شايع ميباشد توصيهنميشود و براي پيشگيري از بروز ساير بيماريهاي متداول در خرگوش نيز تاكنون واكسني تهيه نشده است.
sattarz
12-30-2009, 04:47 PM
یوزپلنگ یا یوز : با نام علمی(Acinonyx jubatus) جانوری است از خانواده ی گربه سانان. بدن این گربه سان بیهمتا طی چندین میلیون سال تکامل طوری طراحی شده است که به این جانور امکان حرکت با سرعتی برابر با ۱۱۰ کیلومتر در ساعت را میدهد. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینهای کم پهنا ولی عمیق و دارا بودن جمجمهای کوچک، ظریف وگرد، یوز را به سریعترین جانور روی زمین تبدیل کرده است. یوزها به آسانی از دیگر گربه سانان تشخیص داده میشوند. این امر به دلیل وجود خالهای روی بدن او نیست بلکه بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشمهای بالا قرار گرفته و گوشهای کوچک و تا حدودی پهن است که آنها را متمایز میکند. طعمه معمول آنها غزالها (به ویژه غزال تامسون)، ایمپالا، آنتیلوپها و دیگر پستانداران سم دار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار میکند اما مادههای دارای توله تقریباً هر روز به شکار میپردازند. در حالی که سایر گربه سانان شکارچیان شب هستند یوزها عمدتاً روز فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمههای خود میروند. تاکتیک او در شکار مخفی شدن و نزدیک شدن به طعمه است. زمانی که او به حدود ۳۰ متری طعمه خود رسید با حرکتی سریع به طرف او یورش میبرد. تعقیب طعمه به طور متوسط بیست تا شصت ثانیه به طول میانجامد و این زمان در یک فاصله ۱۶۰ متری صرف میشود. (حداکثر ۵۰۰ متر) و پس از آن دیگر طعمه را دنبال نمیکند. ضریب موفقیت او در شکار پنجاه درصد اندازه گیری شده است. میزان تغذیه روزانه آنها به طور متوسط در روز دو کیلوگرم است که به نظر غذای زیادی نیست. طول سر و بدن او بین ۱۱۲ تا ۱۳۵ سانتیمتر، طول دمش ۶۶ تا ۸۴ سانتیمتر و وزن او بین ۳۹ تا ۶۵ کیلوگرم اندازه گیری شده است. (نرها ۱۵ درصد درشت جثه تر از مادهها هستند) طول دوره عمر آنها در طبیعت هفت سال گزارش شده اما به نظر میرسد حداکثر تا ۱۲ سال هم عمر کنند. عمر آنها در اسارت تا ۱۶ سال هم گزارش شده است. مادهها هر دو سال یک بار زایمان دارند و نرها در سه سالگی به سن بلوغ میرسند. یوزها به دو حالت در طبیعت دیده میشوند: گروه خانوادگی و نرهای سرگردان. نرهای سرگردان معمولاً برادر بوده و اغلب یک ائتلاف دو یا سه نفره را تشکیل میدهند؛ به ندرت اتفاق میافتد که یک نر تنها زندگی کند. این ائتلاف در کنار هم قرار داشته، با هم به شکار رفته و معمولاً محدوده زندگی آنها با قلمرو چند ماده هم پوشانی دارد. پیش از زایمان، یوز ماده یک ناحیه یا کنام مناسب را که معمولاً علفزار بلندی در یک ناحیه مرطوب است انتخاب کرده و یک تا شش توله ۲۵۰ تا ۳۰۰ گرمی میزاید. این تولهها از ۱۴ تا ۱۶ ماه پس از تولد تحت مراقبت مادر قرار دارند و یوز ماده به جز هنگام شکار لحظهای آنها را تنها نمیگذارد. در سه یا چهار ماهگی تولهها از شیر گرفته شده و توسط غذای حاصل از طعمه تغذیه میشوند. نرها در مراقبت والدینی نوزادان هیچ دخالتی ندارند. بچهها همیشه در حال بازی با یکدیگر بوده و مهارتهای شکار را با طعمههای زندهای که مادر به کنام باز میگرداند فرا میگیرند، هر چند این تولهها همچنان در شکار طعمه آماتور باقی میمانند. یوزهای جوان در سنین بعد از نوجوانی و در هنگام جدا شدن از مادر به مدت شش ماه به جهت ایمن بودن از خطرات احتمالی با هم باقی میمانند. اما پس از این دوره خواهرها گروه را ترک کرده اما برادرها به زندگی در کنار هم ادامه میدهند.
sattarz
12-30-2009, 04:48 PM
پیدایش و پراکنش
زمان پیدایش یوز به حدود ۴ تا۵ میلیون سال پیش باز میگردد و شواهد حاکی از آن است که آنها زودتر از دیگر گربههای بزرگ تکامل یافته اند. قدیمیترین سنگوارههای آنها در امریکای شمالی و در ایالتهای تگزاس، نوادا و وایومینگ امریکا مشاهده شده است. زمانی آنها در سرتاسر آسیا، افریقا، اروپا، امریکای شمالی گشت میزدند اما در انتهای دوره یخبندان (در حدود ۱۰ هزار سال قبل) تغییرات اقلیمی عظیم باعث نابودی بخش بزرگی از پستانداران شد که یوزها هم از این فاجعه بی نصیب نماندند. همگی یوزهای امریکای شمالی و اروپا و بیشتر جمعیت آسیایی و افریقایی این موجود از بین رفت و برخی از متخصصان عقیده دارند که جمعیتهای کنونی آن از اندک حیوانات بقایافته و خویشاوند نزدیک اشتقاق پیدا کرده اند. ازدواج خویشاوندی بالا در تعداد پایین گروههای باقی مانده وضعیت وخیم کنونی این گونه را سبب شده است. این جانور دارای تنوع ژنتیکی بسیار پایینی بوده و جمعیتهای جانوری این چنین دچار مرگ ومیرهای زیادی میشوند. با وجود قدرت تکثیر بالای یوزها در طبیعت، تکثیر در اسارت این جانوران در جهت تکثیر آنها در بعضی نقاط مانند امریکای شمالی جواب نداده است. گونه یوز دارای دو زیرگونه است: زیرگونه آسیایی و زیرگونه افریقایی. هر چند در این مورد اختلاف نظر وجود دارد و برخی متخصصان تعداد بیشتری زیرگونه را در نظر میگیرند. در بین این دو، زیرگونه افریقایی که در بسیاری از بخشهای این قاره پراکندگی دارد وضعیت نسبتاً بهتری را دارد. به نظر میرسد که در حدود ۵ تا ۱۵ هزار یوز هنوز در افریقا باقی مانده اند. اما زیرگونه آسیایی که روزگاری در بخشهای وسیعی از خاورمیانه و هند پراکندگی داشت اکنون تنها محدود به جمعیتهای موجود در کشور ما شده است. بدین ترتیب از این پس میتوان به جای یوز آسیایی از عنوان زیباتر اما ناخوشایند یوز ایرانی استفاده کرد. پراکندگی یوز در بخشهای مرکزی ایران و در محدوده دشت کویر و دشت لوت و نواحی اطراف آن قرار دارد. بیژن فرهنگ دره شوری متخصص کارکشته و قدیمی حیات وحش ایران درباره وضعیت گذشته نه چندان دور این جانور گفته است: «مدیریت، حفاظت و طبیعت مناطق پراکندگی یوز آنچنان تقویت و ترمیم یافته بود که هیچ گونه نگرانی برای بقای یوز و همین طور دیگر جانوران کشور وجود نداشت. در زمان انقلاب پارکها و مناطق حفاظت شده کشور مورد هجوم شکارچیان، دامداران، کشاورزان و زمین خواران قرار گرفت. مناطق حفاظت شده و پارکهایی که در مجاورت شهرها قرار داشتند علاوه بر مهاجمان فوق مورد هجوم ادارات دولتی و ارگانهای نظامی نیز بودند و بخشهای زیادی از آن مناطق به منازل مسکونی، کارخانه و پادگانهای نظامی تبدیل شدند. سازمان حفاظت محیط زیست علاوه بر اینکه بخشهایی از مناطق خود را از دست داد، در بخش باقیمانده نیز امنیت سابق بربادرفته بود. تهاجم به همه مناطق کشور لطمه زد ولی به مناطق دشتی بیش از دیگر مناطق آسیب وارد آمد.» او علاوه بر اینها شکار یوز، صید طعمههای بالقوه جانور، هجوم دامداران و سگهای گله؛ اشغال آبشخورها را نیز از جمله تهدیدهای این جانور میداند. اما به نظر میرسد با وجود شرایط حاکم بر محیط زیست ایران نمیتوان امیدی به بقای آن داشت. شاید تا چند وقت دیگر از یوزهای خرامان دشتهای گرم سرزمین مان تنها چند عکس و خاطره یادگار بمانند و این مرکب شاهان و بزرگان به سرنوشت بسیاری از دیگر جانداران انقراض یافته دچار شود.
رویت یوز پلنگ ایرانی در سبزوار
پس ازچندین سال که گمان می رفت این حیوان در این منطقه منقرض شده باشد دو روز قبل در ارتفاعات اطراف روستای افچنگ سبزوار یک قلاده از این حیوان منحصر بفرد و زیبا مشاهده شد.پیشتر گمان می رفت که که تنها فقط چند قلاده دیگر از این حیوان در اطراف شاهرود موجود می باشند که با رویت این حیوان جای امیدواری برای بقای نسل این حیوان وجود دارد.لازم بذکر است که دوسال پیش شکارچیان بطور ناجوانمردانه یک قلاده یوز آبستن را شکار نمودند و تلاشهای محیطبانی شهرستان نیز برای شناسایی و دستگیری این شکارچیان سودی در برنداشت
sattarz
12-30-2009, 04:48 PM
طول بدن خرس قهوه ای ایران در حدود 2 تا 5/2 متر می رسد.این پستاندار با وزنهای مختلف دیده شده است،که از 90 تا 290 کیلوگرم متغیر است ولی میانگین وزن آن در حدود 180 کیلو می باشد.
این حیوان همه چیز خوار است و به خوردن عسل علاقه ی وافری دارد ؛و در فصل بهار نیز مانند علفخواران به خوردن علفهای تازه روی می آورد ویا با ناخنهای دراز و خمیده خود حشرات را از زیر پوست درختان و یا شکاف سنگها خارج نوده و می خورد یا اینکه لانه جوندگان کوچک را می کند و آنها را شکار می کند.
زیستگاه:
زیستگاه خرس قهوه ای ایران شامل مناطق جنگلی خزری و جنگلهای ارسباران و زاگرس و علفزارهای مرتفع کوهستانی نزدیک جنگل و دره های پایین دست جنگل می باشد.
پراکنش:
پراکنش خرس قهوه ای در ایران از شمال خراسان تا استانهای گلستان ، سمنان، مازندران ، گیلان ، تهران ، قزوین ، زنجان و آذربایجان تا کردستان و مرمانشاه و لرستان و چهارمحال و خوزستان و فارس گزارش شده است.
خرس قهوه ای در اواخر تابستان و پاییز معمولا در مناطق پایین دست جنگل یا دره که میوه های وحشی در آنها فراوان است ساکن می شود..
sattarz
12-30-2009, 04:48 PM
راسوها گروهی از شکارگران قدیمی جهان هستند که در همه جا پراکندهاند این جانور از ناشناختهترین و در عین حال از مکارترین پستانداران روی زمین است. راسوهای زمینی در اندازههای گوناگون از راسوی کوچک با وزن 450 گرم گرفته تا ولورین خرس مانند، با وزن 30 کیلوییدیده میشوند. خانواده راسوها شامل جانوران گوناگونی است که بعضی با اتکا به پنجههای قوی خود مانند گورکن میتوانند با سرعت چند متر در دقیقه زمین را بکنند و جوندگان را شکار نمایند. سگ دریایی و رودخانهای با بدن چرب و براق خود شناگر ماهری است و میتواند مدت زیادی در داخل آب به دنبال ماهی باشد. و سمور جنگلی که با چابکی از درختان بالا میرود میتواند با پرشهای بلند خود کیلومترها به دنبال سنجاب درختی بر سر شاخهها به هر سو حرکت کند.
بوی بد
راسوها از اعضای خانواده راسوها (موستلید) هستند. در انتهای بدن راسوها غدهای وجود دارد که در صورت لزوم بوی شدید و زنندهای از آن تولید میکنند و به همینجهت موستلید نامیده شده اند. این جانوران از این بو استفادههای گوناگونی میکنند آنها بهوسیله آن میتوانند غذاهایی را که قبلاٌ به این بوی آغشته و در زیر خاک پنهان کردهاند را دوباره پیدا کنند و یا برای این که جانوران دیگر به غذایشان دستبرد نزنند آن را با بوی خود آلوده میکنند.
همچنین آنها از این بو برای جلب جفت خود استفاده میکنندو یا حوزه قلمرو خود را مشخص مینمایند تا برای جانوران ناآشنا اعلام خطر کرده باشند و در موقعی که از سوی جانوران تهدید میشوند از بوی خود برای دفاع سود میجویند. اسکانک جانوری از خانواده راسوهاست که در امریکا زندگی میکند او هنگام هجوم دشمنان میتواند از غده انتهای بدن خود مایعی اسیدی تا فاصله 4 متری بر روی دشمن خود بجهاند.
اعضای دیگر خانواده راسوها از بوی خود در جنبههای مختلف استفاده میکنند ولی اکثراٌ از ویژگیهای دیگرشان برای زنده ماندن سود میجویند گونههای کوچکتر آنها راسوی کوچک راسوی دم کوتاه و راسوی دم بلند لاغر مار مانند هستند. آنها به سرعت حرکت میکنند و با خزیدن در سوراخ موشها آنها را شکار میکنند. آنها لانههای خود را در زیر سنگها، تنههای درختان و یا سوراخهای جانوران دیگر بنا میکنند.
تولید مثل
راسوها در فصل تابستان جفتگیری میکنند ولی به علت تاخیر در باروری تخم در داخل رحم، نوزادان در بهار سال بعد دنیا میآیند و از این رو امکان بیشتری برای زنده ماندن دارند.
رنگ بدن این سه گونه راسو در فصول مختلف سال تغییر میکند با آغاز فصل سرما پوشش قهوهای تابستانی آنها به سفیدی مبدل میشود. رنگ زیبای پوست راسوی دم کوتاه بهویژه در زمستان موردتوجه فراوان خانم هاست پوست این جانور به ارمین معروف است.
بررسیهایی که در باره استفاده از خز جانوران انجام گرفته نشان میدهد که این اقدام تا چه حد بقای جانوران خزدار را به خطر انداخنه است. زمانی که مینک در حال تبدیل شدن به راسوی شناگر بود پسر عموی بزرگتر او سمور جنگلی فنون لازم برای شکار در بالای درختان جنگلهای کاج و صنوبر را به دست میآورد. سمور جنگلی مانند ابل(سمور روسی) که از خویشاوندان نزدیک این گونه است به علت داشتن پوست مرغوب و تیره اش توسط شکارچیان ودام گذاران حرفهای شکار شده و تعدادش به طرز بی سابقهای کاهش یافته است.
راسو کوچکترین جانور گوشتخوار ایران است که طول بدنش به 35 سانتی متر میرسد این جانور در مزارع به دنبال جوندگان کوچک میرود و گاهی به داخل خانهها و انبارها راه پیدا میکند و در آنجا ساکن میشود و گاهی به مرغ و خروس نیز حمله میکند.
sattarz
12-30-2009, 04:48 PM
گونه ها
یکی دیگر از گونههای پر وزن راسوها، سمور پنانت در امریکا سات که به ماهیگیر و گربه ماهیگیر هم مشهور است البته این جانور نه ماهیگیر است و نه گربه چرا که آنها هم بالای درختان زندگی میکنند و هم در آب این حیوان از قورباغه موش آبی امریکایی و سنجاب تغدیه میکند و زمانی که غذا کمیاب است سمور پنانت به روباه بیور و حتی گوزنهای ضعیف حنله میکند فیشر یا ماهیگیر یکی دیگر از اعضای این خانواده است که علاوه بر قورباغه موش و سنجاب میتواند تشی را از پای درآورد به نظر میرسد تشی با سنجاقکهای بلندی که در قسمت پشت بدن خود دارد هدف آسیب ناپذیری برای جانوران شکارگر کوچک اندام باشد. ولی فیشر با چالاکی فراوان ابتدا حیوان را بر میگرداند به شکم او که فاقد تیغ است حمله میکند بدترین دشمن فیشر انسان است که با قطع بی رویه درختان جنگلی برای مصارف تجارتی با تبدیل کردن جنگل به زمینهای زراعی زیستگاه این جانور را از بین میبرد. این جانور همچنین به سبب داشتن پوست زیبا و سیاه آماج حمله انسانها است. به طوری که قیمت پوست آن سابقاٌ تا 100 دلار رسیده بود. از این رو نسل آن در بسیاری از مناطق رو به انقراض رفته است ولی امروزه به نظر میرسد که وضع این جانور در بعضی از مناطق مانند ورمونت کمی بهتر شده باشد.
در این نواحی فیشرهای گرفته شده از مناطق دیگر را رها میکنند تا زاد و ولد کنند. اینها جانوران بسیار مفیدی هستند چرا که با کنترل جمعیت تشیهایی که از پوست درختان جنگلی تغذیه میکنند از خشک شدن درختان جلوگیری میشود. یکی دیگر از جانوران شکارگر خانواده راسوها که بیشتر از ماهیگیر در مخاطره قرار گرفته، ولورین است.
تا چندی پیش تصور میشد که ولورینها برای چهار پایان اهلی و انسان خطراتی ایجاد میکنند ازاین رو به طرز بیرحمانهای توسط انسانها شکار یا به تله انداخته میشدند.
امروزه این حیوان تنها در مناطق دور افتاده آلاسکا، کانادا و مناطق شمالی اروپا و آسیا دیده میشود. ولورین در میان مردم چهرهای وحشتناک دارد وبه نامهای خرس گندیده، خرس شیطان و دیو شمال معروف شده است البته ولورین با پاهای کوتاه خرس مانندش بسیار قوی و سمج است.
راسوهای رودخانه
مینکهای نوزاد با چشمان بسته بدن بی مو و بسیار ناتوان به دنیا میآیند و زمانی که 6 یا 7 هفته از عمرشان گذشت از شیر گرفته میشوند آمادگی دارند تا شکار خود را به تنهایی به دست آورند مینکهای بزرگ به نسبت قد 50 – 70 سانتی متر و وزن نیم تا دو کیلویی شان بسیار درنده خو هستند و غالباٌ جانوران بزرگتر از خود را با این که قادر به خوردن همه آن نیستند میکشند. گاهی اتفاق میافتد که طعمههای مینک دست نخورده در نیزارها رها میشوند و شاید هم بعداٌ خورده شوند. مینک در فصول مختلف از خرچنگهای خاردار و ماهی، مرغابی، جوجه مرغابی و موش آبی تغذیه میکند با این که موش آبی جانوری نسبتاٌ قوی خطرناک است ما گاهی تمام غذای مینک را به مدت زیاد تأمین میکند.
همچنانکه برای غالب شکارگران کوچک اتفاق میافتد مینک نیز گاهی هدف چنگالهای تیز بازهای شکاری قرار میگیرد. ولی خطر جدی برای او زمانی است که این جانور از آب فاصله داشته باشد در غیر این صورت حیوان نمیتواند به داخل آب شیرجه رود و جان خود را نجات دهد
sattarz
12-30-2009, 04:49 PM
ستیزه جوی سنگین وزن
راسوها 70 گونه مختلف دارند که ولورین از همه آنها بزرگتر و ترسناکتر است وزن بدن این جانور 30 کیلو و طول آن 90 سانتی متر است و میتواند با دندانهای خود استخوانهای گرگی تنها را در هم بشکند ولورین فقط در فصل زمستان میتواند از آروارههای خود استفاده کند زیرا با پاهای بزرگ و انگشتهای بهم پیوسته اش قادر است بر روی برف به سرعت و بدون سر و صدا بطور خستگی ناپذیر جانورانی مثل گوزن روباه خرگوش سنجاب و گاهی موس یا گوزن شمالی را دنبال کند و آنها را از پای در آورد. ولی در تابستان امکانات شکار محدودتر است. چون ولورین در زمینهایی که پوشش ضخیمی از برف نداشته باشد نمیتواند خوب راه برود و راه رفتن او با سر و صدای زیاد همراه است. از این رو در ماههای گرم سال حیوان مجبور است از لاشه جانوران، تخم پرندگان حشرات تمشک و انواع میوه تغذیه کند ولورین نیز مانند اکثر راسوها جانوری است قلمرو طلب. ولورین نر قلمرو بسیار وسیعی دارد که گاهی وسعت آن به 200 هزار هکتار نی رسد که ممکن است فقط با یک یا دو ولورین ماده در آنجا زندگی کنند. حدود قلمرو ولورینها با مدفوع ادرار و ترشحات غده زیر شکم انها مشخص میشود و جانور از آن به شدت دفاع میکند. ولورینهای جوان مزاحمین بالقوهای هستند که میتوانند فقط دو سال در حوزه ولورین نر زندگی کنند و پس از آن از قلمرو والدین خود اخراج میشوند و مجبورند برای خود سرزمین جدیدی را بیابند.
اگر چه ولورینها خوبی از درخت بالا میروند ولی عموماٌ شکارهای خود را در روی زمین تعقیب میکنند آنها بیشتر شکارهای خود را به کمک قوه بویایی مییابند ولی حس شنوایی و بینایی آنها نیز ضروری آنها نیز قوی است ولورین معمولاٌ شکارهای کوچک را با گاز گرفتن و یا ضربه زدن به نخاع شکی(ستون فقرات) از پای در میآورد. در فصل زمستان گاهی از پشت بر روی حیوانات بزرگتر میپرند و مانند شکارهای کوچکشان با گاز گرفتن گردن، آنها را میکشند.
sattarz
12-30-2009, 04:49 PM
در نظر سنجی وبلاگ دوستداران حیوانات با موضوع بهترین حیوان خانگی ، حیوانات ذیل:
1- ماهی های آکواریومی 36%
2- سگ 27%
3- گربه 14%
4- قناری و بلبل 12%
5- همستر 10%
6- لاک پشت 1%
به ترتیب به عنوان بهترین حیوانات خانگی از سوی دوستداران حیوانات انتخاب شدند. در این نظر سنجی 125 نفر از خوانندگان عزیز این وبلاگ شرکت کرده بودند
sattarz
12-30-2009, 04:52 PM
گیاهان
نقش گیاهان در حوض ها و آکواریوم ها اصولاً برای دکور ، سایه بان و جذب دی اکسید کربن و موادی مانند آمونیاک و نیتراتهای ناشی از تجزیه و فساد مواد است و معمولاً کمتر از آنچه تصور عمومی است برای تامین اکسیژن موثرند. اکسیژن فقط در مرحله فتوسنتز آنها آزاد میشود و در خلال 24 ساعت اکسیژن توسط گیاه برای عمل تنفس مصرف میشود.
چک لیست یک آکواریوم موفق گلد فیش
1- در آغاز ، 150 سانتیمتر مربع سطح آب برای هر 5/2 سانتیمتر طول ماهی (با دم) در نظر بگیرید.
2- از تغییرات ناگهانی دما اجتناب ورزید؛ گونه های زینتی را در دمای پائینتر از 21 درجه سانتیگراد نگاه ندارید.
3- از تغییرات ناگهانی ph آب خودداری کنید.
4- رزیم غذایی مناسب و متنوعی را در پیش بگیرید و از تغذیه بیش از حد و آلودگی مخزن بپرهیزید.
5- از فیلتراسیون و یا هوادهی در تمام اوقات مطمئن باشید . مرتباً فیلترها را سرویس کنید.
6- هر 2 تا 4 هفته 25% آب مخزن را تعویض کنید. آب تازه باید قبلاً هم دما شده باشد.
چک لیست تعطیلات
یک هفته قبل از عزیمت به سفر:
1- تعویض بخشی از آب
2- سرویس فیلترها
3- تغذیه با مقادیر معمول و عادی
4- عدم افزودن ماهی جدید، به جهت احتمال ورود بیماری یا آفتهای مسبب بروز مشکلات در زمان عدم حضور شما
روز پیش از عزیمت:
1- کنترل همه پمپ ها ، فیلتر ها و..
2- روشن نگه داشتن طی مسافرت
3- در صورت لزوم، مقادی مورد نیاز غذا را آماده کرده و برای استفاده در ظروف در بسته به یکی از همسایگان بدهید.
در مسافرت:
1- ماهی های بزرگی می توانند بدون غذا برای حدود 2 یا 3 هفته کاملاً بخوبی به زندگی ادامه دهند. اما می توانید از یکی از همسایگانتان بخواهید که آنها را ترجیحاً با مقادیر از پیش آماده شده تغذیه کنند.
2- با پنهان کردن مابقی غذا ها از دید دوستانتان از تغذیه بیش از حد جلوگیری کنید.
در بازگشت:
1- تعویض قسمتی از آب
2- رسیدگی به فیلترها
3- آغاز مجدد برنامه تغذیه
sattarz
12-30-2009, 04:52 PM
تغذیه
ماهی سردآبی در دمای بین 18-16 درجه سانتیگراد بهتر تغذیه میکند و خارج از این دما مثلاً زیر 10 درجه سانتیگراد یا بالای 21 درجه سانتیگراد احتمالاً تغذیه اش متوقف میگردد. علی این امر ، عدم فعالیت در آب خیلی سرد و یا بی تحرکی در آب با اکسیژن کم است. پس مقدار غذای داده شده با میزان دما متغیر است. در تابستان 2 وعده در روز و در زمستان یک وعده هر یک روز در میان کافی است.
استفاده از یک میدان یا حریم غذایی ، غذا را به یک محل محدود می کند و تمیز کردن را آسان می کند. مقدار صحیح غذادهی در یک وعده مقداری است که ماهی در عرض 10 دقیقه میتواند تمام کند و تغذیه بیش از حد خطرناک است.
بقایای خورده نشده غذا ، آب را کثیف می کند وهمانطور که این بقایا فاشد میشوند ، سطح اکسیژن آب را پائین می آورند.
در شرایط خوب ، ماهی می تواند 2 تا 3 هفته بدون غذا زندگی کند و اگر گیاهان درون آب موجود باشند این مدت طولانی تر میشود ولی در اب کثیف زود میمیرند. در طبیعت ماهی قرمز همه چیزخوار است و از حشره های آبی ، ماهی های کوچک و گیاهان سبز تغذیه میکند. این رژیم طبیعی نیز میتواند در حوضهای پرورشی مناسب در اختیار آنها قرار گیرد. ماهی های آکواریوم اغلب با غذای خشک اختصاصی با پروتئین بالا تغذیه میشوند و نیز برای ایجاد تنوع یک یا دو بار در هفته مقداری غذای تازه یا منجمد میتوان اضافه کرد.
مکملهای غذایی بصورت شربت تقویتی نیز در دسترس هستند و چنانچه گیاهان آبی نباشند از مقدار کمی سبزیجات خرد شده مانند کاهو میتوان استفاده کرد. ساده ترین غذای تازه ، قطعه کوچکی از گوشت خام است که خوب شسته شده و خونابه آن کاملاً گرفته شده باشد ، میگو نیز قابل مصرف برای ماهی می باشد.
تولید مثل
فصل تخم ریزی در تمام تابستان دوام دارد و شروع آن اردیبهشت و خرداد می باشد . در سن حدود یکسالگی ، ماهی قرمز سالم ، هر ماه از فصل قادر به تخم ریزی است . در زمانهای تولید مثل تشخیص جنس ها ساده است ، نر ها برآمدگی سفید رنگ (دگمه مانند) روی باله های سینه ای و پشت سر دارند. ماده نیز حالت تورم و بادکردگی در ناحیه تخمدانها دارد.
تخمدانها حاوی هزاران تخم هستند و یک نر قادر به بارور کردن تخمهای بسیاری می باشد. در رفتار تولید مثلی ، نرها تمام روز ماده ها را دنبال می کنند و به داخل گرمترین و کم عمقترین قسمت حوض با تولید صدای شلپ شلپ میرانند.
این دنبال کردن باعث سهولت تخم ریزی در ماده ها می گردد و بلافاصله تخمکها توسط اسپرم ماهی نر بارور میگردد و به گیاهان داخا آب می پیوندند.
در طبیعت بیشتر تخمها و بچه ماهی ها توسط حلزونها و ماهی های بالغ خورده می شوند و چنانچه گیاهی را که تخمهای بارور شده به آن چسبیده اند به یک تانک تمیز که سایبانی نیز برای محافظت از نور خورشید دارد منتقل نمایند ، شانس بیشتری برای بقاء خواهند داشت.
در حرارت 21 درجه سانتیگراد تخمها در مدت 4 روز به نوزاد تبدیل میشوند و در 10 درجه سانتیگراد این امر تا 14 روز طول میکشد. بچه ماهی آزادانه شنا میکنند و غذای طبیعی آنها موجودات میکروسکوپی هستند.
درون مخزن آب یا حوض مخصوص آنها میتوانند از غذای ویژه ای که مخصوص بچه ماهی ها تهیه می شوند تغذیه نمایند. در یک ماهگی تغذیه آنان مثل بالغین میتواند باشد و در سه ماهگی ماهی قرمز جسور آماده است تا در کنار دیگر ماهی ها قرار گیرد.
تولید مثل در آکواریوم تفاوتش در این است که فقط یک جفت ماهی شرکت می کنند. تخمها بهتر است به یک مخزن جداگانه انتقال یابند ولی امکان دارد که در همان آکواریوم با یک جداکننده شیشه ای آنها را از بالغین و والدین محافظت کرد.
sattarz
12-30-2009, 04:52 PM
مشکلات ، آفت ها و بیماری ها
وقتی فلسهای ماهی در اثر حادثه یا جراحت کنده می شوند ، قبل از اینکه ترمیم صورت گیرد بیماری (Saprolegnia) قارچ سفید رخ می دهد. زمانی که قارچها به نواحی سرپوش آبشش ها (Opercula) می رسند و در تنفس وقفه ایجاد می کنند باعث مرگ می شوند. ماهیهای مبتلا را باید جدا کرد زیرا که بیماری بشدت واگیردار است. درمان بصورت بکار بردن حمام نمک (کلرید سدیم) است و ماهی به محلول سالین برای مدت 20-15 دقیقه در روز منتقل میشود. یا اینکه بجای آن میتوان ماهی را به یک تشت شامل 5 قطره از محلول 2% مرکورکوروم به ازای 5 لیتر آب برای مدت 3 ساعت در روز انتقال داد.
بیماری شدیداً واگیردار و کشنده دیگر بیماری لکه سفید (White Spot) یا Icthyophiriasis نام دارد که توسط یک انگل پروتوزوآ ایجاد میشود. گونه های فلس دار( دارای فلس قابل مشاهده) را باید در یک مخزن بدون گیاه جدا ساخته و سعی کرد که انگل توسط رنگ دار کردن آب با متیلن بلو به مدت 10-8 روز کشته شود. همچنین با مرکورکروم هم موثر است .
بسیاری از بیماریهای ماهی بعلت فقر تغذیه ، تجمع بیش از حد آب کثیف و تغییرات دما است. فضله دنباله دار (آویزان) دلالت بر یبوست دارد که اغلب اوقات در نتیجه تغذیه ای که منحصر به غذای خشک است ایجاد می شود. اضافه کردن غذای تازه و برگهای سبز و همچنین دادن شربتهای تقویتی و نیز چنانچه آب سرد است افزایش دما به 18-16 درجه موثر است. درمان پوسیدگی باله ها و دم هم زمانی امکان پذیر است که شرایط و وضعیت زندگی اصلاح گردد. درمان با حمام نمک نیز اغلب اوقات مفید است.
عدم تعادل ممکن است بعلت نقص در بادکنک شنا باشد که درمانی ندارد ولی یبوست ، سوءهاضمه ، تغییرات دما همه با علامت از دست دادن تعادل همراه است که با درمان یبوست ، جابجا کردن ماهی به آب کم عمق برای چندین رزو یا ثابت نگه داشتن دمای محیط قابل برگشت است.
بیرنگ شدن یا کمرنگ شدن رنگ بدن ممکن است اولین نشانه کسالت و یا ناشی از وجود کلر در آب باشد. نوزادان ماهی تا 12-8 ماهگی رنگ بالغین را به خود نمی گیرند و در بعضی از آنها نیز هیچوقت رنگ خوبی ظهور نمیکند.
چک لیست تشخیص عفونتهای معمول گلدفیش ها
باکتریایی:
پوسیدگی باله: منشعب شدن و کاهش یا نابودی کامل باله ها از علائم ظاهری می باشند. همچنین سرخ شدگی هایی در باله ها دیده می شود.
قارچ زدگی: وجود بخشهای سفیدی در اطراف دهان ، چشمها یا نقاط مختلف بدن.
جراحات: آسیب بدنی به صورت زخم فرورفته سرخ بر بدن.
انگلی:
*لکه سفید: خالهای ریز و مانند غبار سفید رنگ بویژه قابل رویت بر باله ها.
* فلوکهای آبششی: اغلب غیر قابل رویت.اما نفس نفس زدن و حرکات ناگهانی مفرط دلیل بر حمل آنها توسط ماهی است.
* شپشک ماهی: جانداری کوچک و گرد در حدود سر سوزن. اغلب شفاف و متصل به بدن ماهی.
* انگلهای فلوکی و پروتوزوآیی میکروسکوپی: پوست لزج و سفید. وجود لایه سفیدی بر روی عدسی چشم.
sattarz
12-30-2009, 04:53 PM
دايناسورها سوپراستارهاي تاريخ طبيعي هستند، اما با شگفتي فراوان بايد بگوييم كه چيز اندكي دربارهي گوناگوني آنها ميدانيم. اكنون دانشمندان توانستهاند بر پايهي يك مدل رياضي شمار جنسهاي گوناگون دايناسورها را برآورد كنند. بر پايهي اين برآورد تازه روشن شده است كه دستكم 70 درصد آنها در انتظار كشف شدن هستند. اين برآورد ميتواند بحث دربارهي علت نابودي آنها را به خانهي اول بازگرداند.
استيو ونگ، كارشناس آمار از كالج اسوارتمور، و پيتر دادسون، ديرينشناس از دانشگاه پنسيلوانيا(فيلادلفياي آمريكا)، اسكلت جنسهايي از دايناسورها را كه تا كنون كشف شدهاند كنار هم گذاشتند و بر پايهي آنها يك مدل رياضي ساختند كه دادههاي ديدني را به جنسهاي ديده نشده پيوند ميدهد. تاكنون، 527 جنس از دايناسورها شناسايي شده است، اما بر پايهي اين مدل برآورد شده است كه نزديك 1850 جنس از دايناسورها وجود داشته كه شمار زيادي از آنها هنوز كشف نشدهاند.
انفجار اكتشاف
استيو ونگ ميگويد:"ما در عصر نوزايي دايناسورها زندگي ميكنيم و هر ساله شمار پيشبيني نشدهاي از دايناسورها كشف مي شود." او ميگويد كه طي دو دههي گذشته به اندازهي همهي تاريخ گذشتهي انسان، دايناسور كشف كردهايم كه بيشتر آن به انفجاري از يافتهها در كشورهاي چين و آرژانتين مربوط ميشود. شمار جنسهاي دايناسورهاي شناخته شده از اين كشورها در 20 سال گذشته دو برابر شده است. به نظر نميرسد اين رشد كند شود. ونگ ميگويد:"شايد آفريقا جاي بعدي شكوفايي باشد."
با اين همه، به نظر نميرسد بتوانيم همهي جنسهاي مانده را پيدا كنيم. اين پژوهشگران برآورد كردهاند كه 46 درصد آنها را هرگز كشف نخواهيم كرد، زيرا فسيلي ازآنها بر جاي نمانده است كه بتوانيم آنها را پيدا كنيم. 90 درصد از كشفشدنيها را نيز در 100 تا 140 سال آينده ميتوانيم شناسايي كنيم.
سالهاي پاياني
هنگامي كه ونگ و دادسون گوناگوني دايناسورها را در 6 ميليون سال پاياني كرتاسه(دروهي بارش شهابسنگها) با 6 ميليون سال پيش از آن مقايسه كردند، تغييري مشاهده نكردند. با اين همه، دادسون ميگويد مدلي كه ما به كار گرفتهايم جزئيات كافي را ندارد تا نشان بدهد آيا كاهش اندكي در گوناگوني دايناسورها طي دورهي برخورد شهابسنگها رخ داده است يا نه.
پاول برت، ديرينشناس از موزهي تاريخ طبيعي لندن(انگلستان)، ميگويد كه شايد دگرگوني آب هوا و فعاليت آتشفشانها در كاهش گوناگوني دايناسورها در پايان كرتاسه نقش داشته و بارش شهابسنگها به آن پايان داده است.
sattarz
12-30-2009, 04:53 PM
جام جم: گرچه موريانه ها مشهورند به اين كه غذاي خود را انتخاب نمي كنند اما در واقع مي توانند كاملا انتخابي عمل نمايند. در واقع علاوه بر انتخاب چوب از لحاظ سختي و خوشايند بودن ، گونه هاي مختلفي هستند كه اندازه هاي خاص چوب را مي پسندند كه اين يك راه اجتناب از رقابت با ديگر موريانه هاست. چگونگي دقيق كنترل اين اندازه گيري دانشمندان را متحير ساخته اما اين موجودات نابينا هستند و ابعاد قطعه چوب را قبل از آن كه در داخل آن جاي گيرند نمي سنجند. به گزارش سايت scium.com ، تحقيقات جديد نشان مي دهد اين موجودات چوب منتخب خود را با گوش دادن برمي گزينند. محققان استراليايي موريانه هاي چوب خشك (كريپتوترس دامستيكوس) را مورد بررسي قرار دادند تا دريابند چه فاكتورهايي تصميم آنها را براي خوردن تحت تاثير قرار مي دهد. اين محققان قطعات چوب به اندازه هاي مختلف را در اختيار اين حشرات گذاشتند و صداهايي كه بهنگام حركت و جويدن چوب ايجاد مي كردند را ثبت نمودند. موريانه ها قطعات كوچكتر چوب را ترجيح مي دادند اما زماني كه دانشمندان ويبراسيون ها را در چوب تازه با اندازه مشخص ثبت كردند و اين قطعات چوبي با اندازه هاي مشخص را به گروه جديدي از موريانه ها دادند ، دريافتند كه حشرات ترجيحا به نمونه هايي كه صداهاي «بلوك كوچك» را داشتند تونل زدند حتي زماني كه قطعه چوب واقعا بزرگتر بود.
محمد طلايي زاده
sattarz
12-30-2009, 04:54 PM
بی خاطره و باز در اندیشه بودم که چه باشم چه کنم و چه خواهد شد. نسیمی بی خبر از پنجره ام به درون آمده بود زیرا که عطر شکوفه ها ی تازه همچون مهمان ناخوانده ای بیگاه خلوتم را شکست برخاستم و کنار پنجره رفتم نگاهم در هنگامه ی سبز شاخسار گم شد و با پرند ه ای که ستاره وار اوج گرفت مرا به ساحت آبی آسمان برد به آن ذهن گسترده ی بی خا طره که می گفت: "همین باش نگاه کن و خواهد گذشت!"
sattarz
12-30-2009, 04:54 PM
آیا حیوانات می توانند وقوع زلزله را پیش بینی کنند؟
امروزه از تغییر رفتار برای پیش بینی زلزله استفاده نمی شود. اگر چه این مسئله اثبات شده است که حیوانات پیش از وقوع زلزله رفتار نامعمول و غیر طبیعی از خود نشان می دهند. رفتار حیوانات به چندین جهت تغییر می کند و با این تغییر رفتار نشان می دهند که زلزله میلیونها انسان را خواهد لرزاند.
sattarz
12-30-2009, 04:57 PM
زندگی کوکوها یک زندگی همراه با قتل و فریبکاری است !این پرنده تخم خود را در لانه پرندگان دیگر می گذارد .منطق کوکوها مثل همه موجودات دیگر , زندگی همراه با تولید مثل موفق تر است. اگر می توانستیم دلیل آنها را جویا شویم شاید این گونه پاسخ می دادند (چرا باید برای پرورش جوجه هایت جان بکنی ,وقتی می توانی دیگران را گول بزنی تا برایت کار کنند؟ )
ماده کوکوها عمدتا فقط یک تخم می گذارند و همان یک تخم را هم در لانه یک پرنده میزبان می گذارند .وقتی این موجود ناخواسته سر از تخم در می آورد , بدون معطلی تخم های دیگر را که در واقع فرزندان اصلی میزبان هستند از لانه بیرون می اندازد .
برای جوجه کوکوی تازه متولد شده مشکل است که در لانه نامادری زندگی کند و جلب توجه نیز ننماید بخصوص وقتی یک جوجه منفرد با آن جثه بزرگش جای قیل و قال معمول همه بچه های واقعی را گرفته باشد .
دانشمندان می گویند گونه کوکوی آسیای غربی ظاهرا روش بسیار مبتکرانه ای برای القای این فکر در اندیشه پرنده میزبان دارد که" هنوز جوجه ها یت زنده اند وبرایت جیک و جیک می کنند !"
این شیوه به جوجه کوکو کمک می کند که با طیب خاطر منتظر غذا باشد و اطمینان داشته باشد که اشتهای سیری ناپذیرش ارضا خواهد شد .
این حقه که بوسیله دانشمندان ژاپنی کشف شد با حضور لکه های زرد رنگ روی بالهای جوجه کوکو میسر شده است , بطوریکه وقتی جوجه کوکو بال بال میزند ,اشکال رنگی روی بال و زیر بال جوجه, تصویر موهومی از چندین دهان باز در ذهن مادر ایجاد می کند وبه این ترتیب رضایت مادر را از زنده بودن مجموعه فرزندانش ایجاد می کند.
محققینی که این سازگاری زیرکانه را کشف کرده اند , رفتار مورد بحث را در شماره جاری نشریه ساینس( Science)تشریح کرده اند .
مترجم :نرگس قلیان اول کارشناس ارشد فيزيولوژی جانوری موسسه زيست پويا
sattarz
12-30-2009, 04:58 PM
گَوَزن یکی از جانوران نشخوارکننده است.
طایفه گوزنها در میان نشخوارکنندگان یگانه طایفهای است که انواع بسیاری از آن در قاره اروپا مانند جانوران وحشی زندگی میکنند. یکی از خصوصیات عمدهای که گوزنها را از نشخوارکنندگان دیگر متمایز میکند شکل و ساختمان شاخهای این جانوران است معمولاٌ تنها نرینههایی که به سن بلوغ رسیدهاند شاخ دارند. شاخهای گوزنها توپر و بی دوام هستند. شاخهای نشخوارکنندگان دیگر میانتهی و تغییر ناپذیرند، از این رو عنوان جانوران شاخ تهی یافتند.
در نخستین سال زندگی گوزنها شاخهای استخوانی از هر سوی پیشانی روی دو برآمدگی پوشیده از پوست و پشم بسیار نرمی که مخمل خوانده میشود رشد میکند. پوست شاخ را تا مرحله تشکیل آن میپوشاند سپس پاره میشود و میافتد. در حدود فوریه (اوایل بهمن) شاخه استخوانی هم به نوبه خود میافتد و شاخ دیگری که نیرومندتر و درشت تر خواهد بود رفته رفته شکل میگیرد، این شاخ هم میافتد و جای خود را به شاخ دیگری وا میگذارد که سال اینده رشد میکند. سال به سال شاخها رشد میکنند و رشتهها و پره هایشان چند برابر میشود.
شاخها به حسب انواع ممکن است از یک شاخه تشکیل مییابد اما بیشتر این شاخه آراسته به شاخهایی است که بچه شاخ گویند. در برخی ازانواع گوزنها شاخها و بچه شاخها به صورت پارویی شهن و دندانه دار به هم جفت میشوند. این شاخها در گوزنهای بزرگ سرزمین شمالی دیده میشود چنین به نظر میر سد که گوزنها بومی آسیایند و از آسیا به اروپا، افریقای شمال غربی حتی کوچیدهاند و به انواع بسیار تقسیم شده اند.
بیشتر گاوها و اعضاء فامیلشان از جمله گوزنها دارای شاخ هستند که از همان مواد تشکیل دهنده مو یا پنچهها ساخته شده است. از شاخهها برای دفاع از قلمرو جفت و یا عقب راندن شکارچیان مهاجم استفاده میشود گوزنهای ماده دارای شاخهای استخوانی هستند که هر ساله آنها را میاندازند و مجددا" شاخهای جدیدی میرویانند گوزنهای نر رقیب از شاخهای خود به عنوان یک اسلحه در مسابقات جنگلی برای بدست آوردن ماده استفاده میکنند.
اینگ گوزنها در سرزمینهایی که آب و هوای معتدل یا قطبی دارند و ازاین گذشته در مناطق کوهستانی اروپا و آمریکا بسر میبرند.
نمونههای عمده این طایفه بزرگ گوزن، آهو، گوزن خالدار، گوزن سرزمینهای شمالی و گوزن مناطق قطبی هستند.
بدن گوزن معمولی قوی و چست و چالاک است. مارال ماده کوچکتر از گوزن نر است هیکل چست و چالاک و زیبایی دارد.
sattarz
12-30-2009, 04:58 PM
گاوها و گوزنها مقدار زیادی از پوشش گیاهی را میخورند که هضم آن برایشان مشکل بوده و دارای خاصیت غذایی مختصری میباشد اما همه این حیوانات دارای معدههای چهار محفظه نشخوار کننده میباشند. معدههای این حیوانات قدرت تجزیه این غذای بلعیده شده (چمنها و گیاهان) را دارند. بعد از بلعیدن غذا بخشی از غذا توسط باکتریها (در اولین محفظه از شکم) تجزیه میشود. بعد به درون دهان بازگشت داده میشود و مجددا" جویده میشود و برای دومین مرتبه بلعیده میشود تا در محفظههای بعدی هضم گردد.
گوزن حواس بسیار تکامل یافتهای دارد. در سایه قوه شامه خود میتواند از فاصله چند صد متری به وجود دشمن پی ببرد دو گوزن بسیار سریع است و جستهایی میزند که دو سه متر ارتفاع و شش هفت متر طول دارد و علاوه بر این شناگر قابلی است. جنگلهای انبوه مسکن و ماٌوای دلخواه گوزن هستند، گوزن معمولاًٌ در جریان روز میان بوتهها و درختان کوچک میخوابد و شب در جستجوی خوراک بیرون میآید. در تابستان علف و برگ درخت و در فصل سرما خزه و لجن و پوست درخت میخورد.
در حدود 170 گونه مختلف از گاوها گوزنها و خویشاوندان آنها وجود دارد که در سراسر دنیا پراکنده هستند
برخی از گونههای گوزن:
* گوزن یالدار آبی
* گوزن زرد
* گوزن شمالی
* گوزن شمالی کانادا
ویکی پدیا
sattarz
12-30-2009, 04:58 PM
whale
نهنگ بزرگترین پستاندار کره زمین است که وزن آن به 100 تا 150 تن و طول آن به 25 تا 30 متر میرسد.علت نامگذاری این گونه نهنگ رنگ آبی خاکستری ویژه آن است. قلب بزرگترین نهنگ آبی که تاکنون یافت شده به بزرگی یک خودرو و طول زبان این حیوان به اندازه بدن یک فیل است و همچنین تخمین زده اند که با هوای بازدم این حیوان می توان 2000 بادبادک را باد کرد ! متوسط عمر این جانور 80 سال است و سرعت شگفت انگیز آن تا 22 کیلو متر می رسد .بزرگترین پستاندار زمین در سالهای 5 تا 10 زندگی می تواند تولید مثل می کند و هر 2 تا 3 سال یکبار بچه دار می شود دوره بارداری این حیوان 10 تا 12 ماه طول می کشد . نکته جالب این جاست که غذای اصلی بزرگترین حیوان زمین را پلانگتون ها تشکیل می دهند . موجودات ریزی که میلیون ها عدد از آن ها را می توان راحتی در سطل آبی از دریا جای داد. در تمام اقیانوس ها دیده شده در فصل سرما به سمت آبهای گرم تر مهاجرت می کنند . زمانی حدود 250 هزار نهنگ آبی در اقیانوس آبی وجود داشته امروزه تعداد آنها 1300تا 12000 است که رقم به شدت نگران کننده ای است . به علت سرعت بسیار زیاد این جانور و نیز جثه بزرگش شکار چیان قدیمی نمی توانستند آن را به دام اندازند اما متاسفانه یا اختراع تفنگ های نیزه دار و ساخته شدن کشتی های بزرگ شکار بی رویه نهنگ آبی اغاز شد و تا جایی ادامه یافت که اینک دنیا با خطر انقراض این جانور روبه رو شد . سیر تجاری نهنگ پس از سال 1365 شمسی ممنوع شد. اما فعالان می گویند از ان زمان تا کنون بیش از 20000 نهنگ صید شده که بسیاری از آنها به بهانه های علمی صورت گرفته است طرفداران محیط زیست و فعالان سازمان ملل متحد پس از تلاشهای فراوان توانسته اند موافقت نامه های را مبنی ممنوعیت صید نهنگ ها به امضاء برسانند که البته موارد مختلفی از تخلف در این زمینه دیده می شود .جالب ترین نکته ای که در مورد این حیوان مطرح است خود کشی آن هاست دانشمندان مطمئن نیستند چرا نهنگ ها خود را به ساحل می کشانند تنها سر نخ از پژوهش های گروههای طرفداراز محیط زیست بدست آمده است که معتقدند نوعی امواج صوتی نهنگ ها را به ساحل می کشاند و موجب مرگ آنها می شود به گفته دانشمندان مدارک علمی متقاعد کننده فراوانی وجود دارد که نشان می دهد امواج صوتی با شدت بالا و فرکانس متوسط نیروی دریایی کشورها(به ویژه آمریکا که از آنها برای ردیابی زیر در یایی بدون سر و صدا استفاده می کند)می تواند باعث مرگ یا صدمه دیدن نهنگها و دیگر گونه های زیست دریایی شود.
sattarz
12-30-2009, 04:58 PM
ماهی بادکنکی توانایی ویژه ای در باد کردن بدن خود با آب یا هوا دارد تا شبیه به ماهی بزرگی شود زمانی که عصبانی می شود یا احساس خطر می کند. جوجه تیغی بادکنکی آتلانتیک،بهر حال دارای یک عمل دفاعی دیگر نیز می باشد ، زمانی که بدن خود را باد می کند سطح بدن خود را با خارهای تیزی که بصورت عمود و مستقیم قرار گرفته اند می پوشاند. این عجیب نیست که این ماهی را جوجه تیغی ماهی می نامند.این ماهی می تواند تا سه فیت رشد کند. ماهی بادکنکی در جزایر مرجانی و علف های هموار بیشتر برای جستجوی غذا گشت می زند.این ماهی واقعا غذا خوردن را دوست دارد. می گویند این ماهی تا زمانی غذا می خورد که تقریبا بیهوش می شود.این ماهی خیلی خوب، برای پیدا کردن و خوردن غذا مجهز شده است.شاخک های آویزان شده از منافذ، به این ماهی در پیدا کردن غذا در زمان چریدن درکف اقیانوس کمک می کند.دندان های جلویی این ماهی شباهت زیادی به نوک پرندگان دارد که به بلند کردن غذاهای دریایی ظریف کمک می کند. بهر حال یک صدف سخت نمی تواند از یک خرچنگ یا نرم تن محافظت کند وشانس کافی درداخل دهان ماهی ندارد.صفحه استخوانی بالایی و پایینی به آسانی صدف صدفداران را می شکند
sattarz
12-30-2009, 04:58 PM
--------------------------------------------------------------------------------
Pantherapardus
مشخصات :جثه ای بزرگ ،بدنی عضلانی ولی نرم و قابل انعطاف ،سری پهن ، گوش هایی کوچک وگرد دارد . دست و پا نسبتا کوتاه با پنجه های پهن و ناخن های تیز و بلند ،موها نرم و کوتاه ورنگ موهای پشت کرم متمایل به نارنجی ،و زیر بدن کرم متمایل به خاکستری است سطح پشت و پهلو از خال های تو خالی شبیه گل و سر و گردن ،روی دستها وپاها و زیر بدن از خال های تو پر پوشیده است.
پراکندگی : در ایران علاوه بر جنگلهای انبوه در مزارع و دشتهای وسیع ، مناطق کوهستانی و بیابانی نیز زندگی می کند. پلنگ می تواند در محیط های مختلفی زندگی کند به همین علت توانسته است بهتر از بقیه گونه های بزرگ نسل خود را حفظ نموده و پراکندگی وسیع تری داشته باشد .
تغذیه : از اکثر پستانداران بزرگ و کوچک و به خصوص پازن ،قوچ و میش ،و همچنین پرندگان ،خزندگان ،ماهی ها و حشرات تغذیه میکند ،به شکار و خوردن گوشت روباه و سگ اهلی نیز علاقه مند است.
تولید مثل :جفت گیری معمولا در اواسط زمستان صورت می گیرد . در این فصل صدای نعره پلنگ ها شنیده می شود . گاهی دیده شده که چند نر برسر یک ماده نزاع می کنند و در هر زایمان 1 تا 6 بچه متولد می شود.
sattarz
12-30-2009, 04:58 PM
ببر سفید
ببر سفید که به آن ببر بنگال نیز گفته می شود حدود سه متر طول و وزنی بین 180 تا 285 کیلو دارد، موهای تن این نوع ببر نسبت به نژاد سیبری کوتاه تر می باشد.رنگهای تیره در این ببر بیشتر و خطوط بدن تیره تر می باشد.
ببر سفید شاخه ای از نژاد ببر بنگال است با این تفاوت که رنگش سفید می باشد.آنها زال یا یک نژاد خاص از ببر نیستند.آنها دارای چشمانی آبی ، بینی صورتی و پوستی پوشیده از خز شیری رنگ با خطوط شکلاتی هستند.ببر سفید نوعی از ببر می باشد که حامل یک ژن غیر معمول است که برای ایجاد رنگ سفید به آن نیاز می باشد.ببرهای سفید وحشی بسیار نایاب می باشند.
این حیوان در نواحی جنوب شرق آسیا و همچنین جنوب و مرکز هند زندگی می کند.ببر سفید بیشتر در مکانهای سرسبز، مردابها و جنگلها و هر جائی که آنها براحتی بتوانند خود را استتار کنند، زندگی می کند.آنها معمولا در جاهایی که دور از چشم انسانهاست زندگی می کنند.هر چند که اغلب آنها امروزه در باغ وحشها و پارکهای حیات وحش زندگی می کنند.در خیلی از کشورهای آسیایی با وجود ممنوعیت شکارببر سفید، این حیوان همچنان توسط شکارچیان غیر قانونی.کشته می شود. اعضای بدن این حیوان برای استفاده در طب سنتی چینی در نسخه های نا متعارف استفاده می شود.همچنین پوست این حیوان از ارزش بالایی برخوردار است.برای خیلی از شکارچی ها که می خواهند
sattarz
12-30-2009, 04:59 PM
عروس هلندی
قسمت اول
معرفی و تاریخچه:
عروس هلندی پرنده ای با نام علمی Genus Nyphicus بومی استرالیا می باشد. در زبان انگلیسی این پرنده را Cockatiel می نامند. این پرنده در سالهای 1800 میلادی ه انگلستان آورده شده است. احتمالا این پرنده توسط کسانی که به استرالیا تبعید شده بودند در بازگشت به انگلستان آورده شده است. محوبیت این پرنده افزایش پیدا کرد و امروزه این پرنده یکی از محبوب ترین پرندگان خانگی می باشد.بیشتر محبوبیت این پرنده به سبب طبیعت ملایم و سر وتاج رنگی پرنده می باشد. همچنین این پرنده به سادگی اهلی و دست آموز می شود.
انواع عروس هلندی:
عروس هلندی در چندین جهش رنگی موجود می باشد که به قرار زیر می باشد.
sattarz
12-30-2009, 04:59 PM
خاکستری: دارای بدنی خاکستری با زمینه سفید در بالها، سر زرد رنگ و گونه های نارنجی ، پرهای تاج ممکن است خاکستری یا زرد باشند. در ماده ها رنگ گونه تیره تر می باشد.
Lutino : بدن زرد رنگ با سری به رنگ زرد که رنگ سر از بدن تیره تر می باشد. بدن می تواند سفید به نظر آید. هر دو جنس گونه های نارنجی روشنی دارند.
صدفی: رنگ پرهای بدن برنگ خاکستری روشن با زمینه سفید می باشد. دارای سر زرد و گونه های نارنجی می باشن.
دارچینی: رنگ پرهای بدن بسیار روشن و اغلب برنگ قهوه ای روشن می باشد. سر به رنگزرد و گونه ها برنگ نارنجی می باشند.
نقره ای: در حقیقت بسیار شبیه نژاد خاکستری است بجز اینکه بدن برنگ سفید می باشد. ماده ها دارای گونه کدر تری هستند.
ابلق: 70% زرد یا سفید (رنگ بدن) و 30% ابلق (رنگ بالها خاکستری) نشانه یک عروس هلندی ابلق تمام عیار است. نرها و ماده ها بسیار شبیه هم می باشند.
زرد کمرنگ: از نظر رنگ بسیار شبیه نژاد صدفی است با این تفاوت که پرنده صدایی تولید نمی کند.
صورت سفید: رنگ آمیزی شبیه نژاد خاکستری داشته با این تفاوت که پرهای صورت بجای زرد سفید بوده و گونه ندارد.
عروس هلندی دارای گونه های بسیار زیادی است که در اثر جهش های ترکیبی مختلف بوجود آمده اند ولی نژاد های بالا رایج ترین گونه ها می باشند.
sattarz
12-30-2009, 04:59 PM
فنچ راه راه
سابقه فنچهاي راه راه
فنچ راه راه با نام علمی poephila يكی از پرندگان كوچك با طول متوسط 9 سانتيمتر بومي چمنزارهاي استراليا مي باشد. با توجه به اينكه كشور استراليا داراي سياست درهاي بسته براي صدور حيوانات به خارج مي باشد، اغلب فنچهايي كه در خارج از اين كشور ديده مي شوند در استراليا متولد نشده اند.
فنچهاي راه راه داراي تنوع رنگ بسياري مي باشند و در زمره معروفترين پرندگاني كه در قفس نگهداري ميشوند، بشمار مي آيند. فنچهاي راه راه حيوانات دلپذيري براي نگهداري در منزل، محل كار و كلاس درس محسوب مي شوند. يك فنچ نر بالغ رنگينتر و معمولاً براحتي از فنچ ماده قابل تشخيص است. يك فنچ نر بطور معمول داراي نوك و گونه هاي نارنجي روشن، هاشورهاي سياه و سفيد در سرتاسر گلو و سينه و خالهاي قهوه اي در دو طرف بدن مي باشد.
محبوبيت شديد فنچ هاي راه راه به دو خصوصيا رنگين بودن و قابليت زاد و ولد آسان آنها نسبت داده مي شود. معمولاً دارندگان فنچها فرصتهاي مكرري براي ديدن رفتارهاي جنسي، جفت گيري و تولد جوجه هاي فنچها خواهند داشت.
آوای لطيف
يكي ديگر از جذابيت هاي عمده فنچ هاي راه راه صداي جيك جيك لطيف آنها مي باشد. عده اي صداي شيرين و مطبوع جيك جيك فنچ هاي راه راه را بر عكس ديگر پرندگان اين دسته بسيار آرامش بخش و خوش آيند توصيف كرده اند.
زندگی اجتماعی
فنچ هاي راه راه پرندگان فوق العاده اجتماعي هستند، اگر چه اين رفتار تنها در بين همنوعانشان مشاهده مي شود. به عنوان مثال، فنچهاي راه راه در حضور انسانها بسيار خجالتي هستند و دوست ندارند دست آموز باشند و يا در دست انسانها قرار بگيرند. بعضي از دارندگان فنچهاي دست آموز معتقدند اين پرندگان احساس بهتري نسبت به لمس كردن و نوازش دارند. بر اين اساس نمي توان فنچ هاي راه راه را گزينه مناسبي براي جويندگان حيوانات دست آموز خانگي بحساب آورد.
در محل سكونت بومي آنها در استراليا، فنچ هاي راه راه بصورت دسته هاي بزرگ در چمنزارهاي پهناور و دشت هاي وسيع حركت مي كنند و حتي فنچ هاي محبوس در قفس نيز اين طبيعت شديداً اجتماعي خود را حفظ مي كنند.
فنچ هاي راه راه با اختيار جفت خوشحالي و شادماني خويش را تضمين مي كنند. يك جفت فنچ راه راه در مواقع استراحت، جفتگيري، تيمار و آراستن يكديگر، نزديك و چسبيده به هم قرار مي گيرند. اگر چه اغلب نزاع بين يك جفت فنچ بر سر جايگاه و محل سکونت در مي گيرد كه البته محدود به خوابيدن روي تخمها نمي شود. يك استراتژي براي محدود كردن يك فنچ نر پرخاشجو مهيا كردن يك وسيله بازي و سرگرمي جهت تخليه پرخاشگري او مي باشد.
sattarz
12-30-2009, 04:59 PM
بی رحم ترین حشره دنیا
بی رحم ترین حشره دنیــا حشره دعا خوان ماده است.هنگامی که حشـــره ماده از همسرش باردار می شود، به آن نیش می زند و همسر نیمه جان پس از جفتگیری غذای لذیـذی برای حشــــــــره ماده می شود
sattarz
12-30-2009, 05:00 PM
زرافه
در میان جانوران غول پیکر روی زمین، بلند قدترین و یکی از عجایب موجودات است. درازی فوق العاده گردن و پاهایش که هیچگونه تناسبی با تنه اش ندارد و بلندی قدش که از 6 متر تجاوز میکند سیمایی ناموزون و استثنایی به او می بخشد بعلاوه چنین به نظر میآید که این لندهور گردن دراز، هر قسمت از بدنش را از یک جانور دیگر عاریه گرفته است مثلاٌ تنه اش به اسب گردنش به شتر پاهایش به بز کوهی شاخک هایش به گاو وحشی و گوش هایش به الاغ شباهت دارد و پوست بدنش از پشم کوتاهی پوشیده شده با نقش پوست پلنگی و بنابراین به پلنگ هم بی شباهت نیست به همین جهت در قدیم آن را شترگاوپلنگ هم نامیدهاند و از قرنها پیش همواره به عنوان یکی از حیرت انگیزترین اعجوبههای طبیعت مورد بحث و توجه بوده است.
زادبوم کنونی زرافه افریقاست و در بخش اعظم این قاره از چاد تا اتیوپی و سودان و کنیا و از کنگو تاانگولا و موزامبیک و افریقای جنوبی یافت میشود. جانوری است گیاهخوار که معمولاٌ به خاطر قد بلند و گردن درازش به راحتی از برگ درختان تغذیه میکند و بخصوص به برگ درختان اقاقیا علاقه فراوان دارد از این رو بیشتر در مناطق جلگهای پر درخت و بیشههای سر سبز و پیرامون آبگیرها زندگی میکند.
در سده گذشته تعداد زرافههای افریقا بسیار زیادتر از امروز بود اما هر اندازه تمدن گسترش می یابد و جنگلها و دشتها به شهرها و شهرکها و مناطق کشاورزی و صنعتی تغییر شکل می دهد قلمرو حیات وحش محدوتر میشود و شمار جانوران وحشی کاهش می یابد که طبعاٌ زرافه نیز از این سرنوشت غم انگیز مصون نمانده است با وجود این در سالهای اخیر بعضی کشورهای افریقایی زرافهها را تحت حمایت گرفته و دست اندازی به مناطق زیست آنها را ممنوع اعلام کردهاند به این امید که نسل این حیوان منحصر به فرد از زوال نجات یابد.
معماهای زرافه
پژوهشهای جانورشناسان نشان می دهد که زرافهها در گذشته بزرگتر بودهاند و در مناطقی به جز قاره افریقا نیز وجود داشتند. مثلاٌ در شمال و شرق هندوستان و نواحی مالزی فسیلهایی از نوعی زافه آسیایی کشف شده که بلندی قدش به 8 تا 10 متر و بیش از دو تن وزن داشته است در حالی که زرافههای کنونی افریقا بین یک تا یک و نیم تن وزن دارند و جنس ماده این حیوان معمولاٌ کوچکتر و کوتاهتر از جنس نر است. بدینگونه نسل زرافههای غول آسای آسیایی به کلی از میان رفته است که این نابودی را ناشی از نامساعد بودن محیط زیست حیوان میتوان دانست.
از قرن گذشته که پژوهشهای علمی در باره زرافه پیگیری شده، اندام شناسی این حیوان معماهایی را برای دانشمندان مطرح کرده است، مثلاٌ تعداد مهرههای اسکلت زرافه بیش از پستانداران دیگر نیست اما گردن دراز او را با دو متر طول روی تنه اش نگه می دارد آن هم به صروت مایل... همچنین استخوانهای پاهای او شبیه جانوران جانور گیاهخوار دیگر نظیراسب آهو بز کوهی و شتر است اما این استخوانها به صورتی شگفت آور طویل هستند و در نتیجه پاهای دراز و باریکی را به وجود می آورند با نزدیک به دو متر طول و این پاها به سمی ختم میشوند شبیه سم الاغ یا اسب که در وسط شکافی دارد و بیش از یک تن وزن زرافه روی این پاهای دراز و بارکی و سمهای نسبتاٌ کوچک تکیه میکند. از این هم عجیب تر زرافه با هیکل یک تنی و آن پاهای بلند و باریک یکی از سریع السیرترین جانوران است و هنگامی که به سرعت یورتمه میرود سرعتش به 50 کیلو متر در ساعت می رسد که در میان جانوران تیز تک یک رکورد قابل توجه است.
از خصوصیات جالب دیگر زرافه دید بسیار تیز و زبان دراز و پرقدرت اوست که هر دو فوق العاده برایش کارساز هستند. این حیوان به خاطر بلندی قد همچون یک برج دیده بانی بر گستره محیط زیست خود مسلط است و با نگاه تیزبینی که دارد کوچکترین خطر و حرکتی مشکوک را در فواصل دور شناسایی میکند و برای رویارویی با آن واکنش نشان می دهد. بدینگونه حتی جانوران دیگری که در پیرامون او زندگی میکنند از قدرت تیزبینی این دیده بان مراقب سود می برند و با فرار به موقع یا پنهان شدن در جاهای امن از خطر ناگهانی جانوران درنده مصون می مانند.
اما زبان دراز زرافه که سیاهرنگ است و نیم متر طول دارد تنها یک زبان معمولی نیست بلکه یک اندام همه کاره است که به جای دست و چنگال برای گرفتن و کندن برگ درختان و فرو بردن آنها به دهان و بسیاری کارهای دیگر مورد استفاده قرار میگیرد و انعطاف پذیری و قدرت عضلانی آن در کمتر حیوان دیگری دیده میشود. زرافهها معمولاٌ زندگی دسنه جمعی دارند و در دستههای 5 تا 12 تایی و حتی 20 تایی زندگی میکنند هنگام چرای روزانه غالباٌ زرافههای ماده و بچه هایشان با هم و نرها جداگانه دیده میشوند اما در فصل جفت گیری این ترتیب به هم می خورد و بر سر تصاحب زرافههای ماده میان نرهای رقیب درگیری پیش میآید جنگ زرافهها بسیار تماشایی است دو زرافه نر برای جنگ با هم ابتدا پاهای دراز و باریکشان را با فاصله بیشتری از یکدیگر قرار می دهند تا هنگام زد و خورد تعادلشان را از دست ندهند. سپس جنگ آغاز میشود و زرافهها گردنهای درازشان را به هم پیچ و تاب می دهند و هر یک می کوشد با شاخکهایی که روی پیشانی دارد به پیشانی حریف ضربه بزند و گاه این ضربهها شدید و خطرناک است و یکی از دو زرافه زخمی میشود یا تعادل خود را از دست می دهد و به زمین می خورد که به منزله شکست نهایی است اما زرافه پیروز دیگر مزاحمتی برای حریف مغلوب ایجاد نمی کند و مبارزه به همین جا پایان میگیرد.
روی هم رفته زرافهها جانورانی بی آزار و آرامش جو هستند و با حیوانات دیگر همزیستی مسالمت آمیز دارند مگر اینکه مورد تعرض قرار گیرد که در این صورت با تمام قوا از خود دفاع میکنند و مؤثرترین حربه آنها هم فرار است چون با سرعت 50 کیلومتر در ساعت میتوانند خود را از گزند مهاجم برهانند با وجود این اگر حمله مهاجم غافلگیرکننده باشد زرافهها حربه تدافعی دیگری هم دارند و آن لگد پراکنی با پاهای جلوی به سوی دشمن است که اغلب مؤثر واقع میشود و مهاجم را از ادامه تعرض باز می دارد.
sattarz
12-30-2009, 05:00 PM
خطرناک ترین دشمن دیرینه زرافه سلطان جنگل یا شیر است که برق آسا حمله میکند و قربانی غول پیکر خود را سبعانه می درد و از پا در می آورد. معمولاٌ خطر چنین حملهای هنگامی که پیش میآید که زرافهها برای آشامیدن آب به آبگیر یا چشمه منطقه می روند. مشکل ترین کار زرافه آشامیدن آب است چون این چارپای لندهور برای اینکه پوزه بلندش را از ارتفاع 6 متری به سطح آب برساند ناگزیر است پاهای درازش را تا حداکثر ممکن گشاد از هم بگذارد و گردنش را به سوی پایین خم کند و همین حالت یک وضع آسیب پذیری برای او به وجود می آورد و شیر که در گوشهای در کمین است از این فرصت استفاده میکند و با یک جست خود را به طعمه اش می رساند و با از هم دریدن زرافه شکمی از عزا در می آورد شیرها اغلب به زرافههای کوچک و تازه سال حمله میکنند و گاه میان آنها و زرافههای بزرگسال جنگی خونین در میگیرد که برای هر دو طرف تلفاتی در بر دارد.
و آخرین نکته درباره زرافه اینکه بچه این حیوان هنگام زایش در حدود 2 متر قد دارد و دوران شیرخوارگی او فقط یک ماه طول می کشد و پس از آن چرا را فرا میگیرد و به سرعت رشد میکند دوران حاملگی زرافه ماده نیز در میان جانوران دارای نوعی رکورد و این بار از نظر درازی مدت است زیرا 445 روز طول می کشد.
sattarz
12-30-2009, 05:00 PM
رفتار شناسى
مانند بيشتر حيوانات، زرافه هاى بالغ مراقب دوروبرشان هستند.اما حتى وقتى كه تنهايند يا وقتى كه شير هاى گرسنه و شغال هاى فرصت طلب در آن حوالى در كمين نشسته اند و حتى وقتى كه ممكن است جوان ترهايشان در خطر باشند، باز به نظر مى رسد كه آنها بيشتر يكديگر را مى پايند تا اينكه نگران شكارچيان دوروبرشان باشند. نتايج يك تحقيق ميدانى در پارك ملى «كروگر» آفريقاى جنوبى كه توسط دو زيست شناس، اليزا كامرون از دانشگاه نوادا و جان ديوتويت از دانشگاه پرتوريا در آفريقاى جنوبى، صورت گرفته حاكى از آن است كه زرافه ها در هنگام تغذيه مرتباً دست از خوردن مى كشند و اطراف را زير نظر مى گيرند و در اين ديد زدن ها عمدتاً محل حضور زرافه هاى نر هم محلى را تحت كنترل دارند. نر هاى كوچك و ماده ها وقتى كه نرهاى بزرگ در نزديكى آنها حضور دارند كاملاً هوشيار و گوش به زنگ هستند.
حيوانات به طور كلى وقت شان را صرف پاييدن شكارچيان احتمالى و خوردن غذا مى كنند. اما زرافه ها با يك معضل ديگر هم مواجه اند. زرافه هاى ماده به طور جداگانه در زمان هاى مختلفى از سال به لحاظ جنسى پذيرا مى شوند. از اين رو نرهاى سالم و قوى دائماً در جست وجوى يافتن شريك جنسى آماده جفت گيرى اند. از اين رو نرها مجبورند كه مرتباً در كار مهم خوردن غذاى كافى براى گذراندن روز وقفه بيندازند. ماده هاى «نرپذير» هم طبق گفته زيست شناسان، بايد حواس شان به نر هايى كه نزديك مى شوند، باشد تا بتوانند پيش از آنكه كار از كار بگذرد از محل دور شوند و اما جوانترها، يعنى نرهاى كوچك تر بايد مراقب رقباى بزرگ تر باشند چرا كه جنگ زرافه ها به راستى جنگى تمام عيار و بسيار وحشيانه و خطرناك است. علاوه بر اينها معلوم شده است كه گردن دراز زرافه ها در اين بين بيشتر دردسرآفرين است تا مفيد. زرافه ها براى دستيابى به شاخه هايى كه به طرف آسمان رفته اند مجبورند كه گردنشان را به طور عمودى نگه دارند و نمى توانند اطرافيان را در ميدان ديد خود داشته باشند. از اين رو بايد مرتباً دست از خوردن بردارند و وقت بيشترى را صرف وارسى اطراف و رفتار زرافه هاى همسايه كنند كه مشغول تغذيه از شاخه هاى پايين ترند.
--------------------------------------------------------------------------------
sattarz
12-30-2009, 05:00 PM
همانگونه كه چشمان ما نمي توانند براي ديدن دنياي زير آب مانند چشم ماهيها تعديل گردند، ماهيها نيز فاقد اين توان براي ديدن دنياي خارج از آب مي باشند. جالب اينكه ماهي چهارچشم يا آناب لپس Anableps مي تواند هم دنياي داخل آب وهم دنياي خارج ازآب را ببيند،عجيب تراينكه اين ماهي ميتواند همزمان اين دودنياي متفاوت رانظاره نمايد.
اين ماهي معمولاً در سطح آب شنا ميكند وبگونه اي خود را نگه ميدارد كه نصف كره هر چشم آن در آب ونصف ديگر درون هوا قرار گيرد . هر چشم در حقيقت از دو چشم كه در يك عدسي ويك كره چشم شريك هستند درست ميشود. در پشت عدسيها ، آن قسمت از هر چشم كه از آب بيرون ميماند، داراي يك مردمك و يك شبكيه است ، همين امر در مورد قسمت پائيني هر چشم صدق مي كند. ماهي چهار چشم با اين ويژگي ميتواند با قسمتهاي بالايي چشمها مواظب ماهيخوارهاي خارج از آب ، وبا قسمتهاي پائيني چشمها مواظب عبور طعمه هاي احتمالي باشد.
sattarz
12-30-2009, 05:00 PM
شكفتيهاي جهان آبزيان
بزرگترين ماهي دريائی
بزرگترين ماهي دريائي كوسه نهنگ است كه طول آن تا 15 متر يا بيشتر ميرسد. كوسه ماهي سفيد بزرگ ممكن است تا 12 متر يا بيشتر برسد.
بزرگترين كوسه آدمخوار
بزرگترين كوسه آدمخوار، كوسه ماهي سفيد بزرگ است كه طول آن ممكن است تا 12 متر برسد.
بزرگترين ماهي رودخانه اي
ماهي آراپاي ما Arapaima كه در مناطق استوائي آمريكاي جنوبي يافت ميشود تا 2 متروبوزن 111كيلوگرم ميرسد. گفته ميشود كه اين ماهي تا 5/4 متر ميرسد. ولي اين بيشتر به افسانه شبيه است.
كوچكترين ماهي
كوچكترين ماهي دنيا نوعي گاو ماهي بنام لوزون Luzon است كه در فيليپين زندگي ميكند وطول آن تا 12 ميلي متر ميرسد.
پرعمرترين ماهيها
فيل ماهي يا بلوگاي درياي خزر تا 120 سال عمر ميكند ووزن آن از يك تن تجاوز ميكند. ماهي آبنوس تا 5 سال، ماهي كاد تا 20 سال يا بيشتر ونوعي كفشك ماهي بنام په ليس Plaiceشصت سال يا بيشتر عمر ميكند.
كم عمرترين ماهيها
در رودخانه هاي آفريقا وآمريكاي جنوبي 26 نوع ماهي زندگي ميكنند كه عمر آنها به يكسال نميرسد. اين ماهيها در پايان فصل بارندگي وهنگام خشك شدن رودخانه ها ميميرند. قبل از مردن تخمهائي ميگذارند كه تحمل خشكي را دارند. اين تخمها ، هنگام شروع بارندگي به نوزاد تبديل ميگردند. بنابراين سن اين ماهيها حتي از يكسال هم كمتر است.
سريعترين ماهيها
ماهي ملوان كه قدرت شناي آن حدود 110 كيلومتر در ساعت است سريعترين ماهيهاي شناخته شده ميباشد.
حداكثر ارتفاع پرش ماهي از آب
مارماهي تارپون ميتواند تا ارتفاع 5 متر ودر قوسي بطول 9 متر از آب بيرون بجهد
sattarz
12-30-2009, 05:01 PM
رنگ تخم مرغ يكي از خصوصيات ويژه نژادهاي مختلف طيور است . عوامل ژنتيكي در گله مادر رنگ تخم مرغ را تعيين مي نمايد. رنگ تخم مرغ يا رنگ دانه موجود در آن در مراحل انتهايي تخمگذاري آهكي تخم مرغ ترشح مي گردد.موقعيت اين رنگ دانه ها را مي توان در سطح خارجي تخم مرغ بوسيله يك آزمايش ساده كه بر روي تخم مرغ پوسته قهوه اي انجام مي گيرد ، تعيين نمود .رنگ پوسته تخم مرغ توسط خيساندن تخم مرغ در سركه از بين مي رود . معمولأ رنگ نرمه گوش پرنده ، رنگ پوسته تخم مرغ را تعيين مي كند . مرغهايي كه نرمه گوش سفيد دارند ، تخم مرغهايي با پوسته سفيد و پرندگاني با نرمه گوش قرمز ، تخم مرغهايي با پوسته قهوه اي توليد مي كنند . در جدول زير رنگ تخم مرغ نژادهاي مختلف طيور مشخص شده است .
رنگ پوسته تخم مرغ---- نژاد مرغ
قهوه اي تا قهوه اي روشن = (Plymoth Rocks ) پليموت راك
قهوه اي= (Dominiques ) دو مينيكوس
قهوه اي كم رنگ تا پررنگ= (Wyandittes ) وياندوت
قهوه اي=(Javas ) جاوا
sattarz
12-30-2009, 05:01 PM
هنگام سپيده دم و با شروع يك صبح مه آلود ويلزي، نخستين پرندگاني كه خواندن آواز را شروع مي كنند سينه سرخ اروپايي، توكاي سياه و توكاي آوازه خوان هستند. با بالا آمدن كامل خورشيد گونه هاي ديگري چون سهره جنگلي و چرخ ريسك آبي نيز به اين گروه اضافه مي شوند. اما معمولا ۱۰۰ دقيقه طول مي كشد تا آواز خود را با پرندگان گروه اول هماهنگ كنند.اين الگوي آوازخواني در ميان تمامي پرندگان و در سرتاسر جهان ديده مي شود. همين مسئله پرنده شناسان را واداشت تا درصدد كشف عامل تعيين كننده زمان آوازخواني پرندگان در صبح برآيند. عده اي از دانشمندان معتقدند كه توانسته اند توضيحي براي اين مسئله پيدا كنند: هر چه چشم يك پرنده بزرگ تر باشد زودتر از سايرين شروع به خواندن آواز مي كند.آواز دسته جمعي پرندگان نخستين بار در ۷۰ سال قبل مورد توجه دانشمندان قرار گرفت اما در آن زمان هيچ كس نتوانست در مورد علت آن توضيحي ارايه بدهد.
در حال حاضر، دانشمندان نظريه اي كه در اوايل دهه ۶۰ مطرح شد و هرگز مورد آزمايش قرار نگرفت را مورد بازبيني قرار داده اند. طبق اين نظريه: حدت بينايي- كه با اندازه چشم مشخص مي شود- عامل اصلي تعيين كننده زمان آواز خواني پرندگان در صبح است.رابرت جي توماس (R.J.Thomas ) از دانشگاه بريستول انگلستان و هم تيمي هاي او به منظور تست اين نظريه، همزمان با بالا آمدن خورشيد اقدام به ثبت لحظه اي زمان و شدت روشنايي كردند. لازم به ذكر است كه اين آزمايش در ۷ منطقه جنگلي اروپا انجام شد.
در ادامه پژوهشگران، موقتا ۵۷ پرنده از اين گونه ها را اسير كرده و با استفاده از كوليس قطر تقريبي چشم آنها را اندازه گيري كردند.پژوهشگران در شماره ۲۲ آوريل خلاصه مقالات Royal Society بريتانيا اعلام كردند كه ميان شدت نور در لحظه اي كه پرنده شروع به خواندن آواز مي كند و اندازه چشم آن ارتباط قدرتمندي وجود دارد. به گفته توماس: پرندگاني كه داراي چشمان درشتي هستند زودتر از ساير پرندگان اقدام به خواندن آواز مي كنند. اين ارتباط قدرتمند حتي پس از آنكه دانشمندان با استفاده از آمار، خطاي ناشي از دخالت فاكتورهاي ديگر چون اندازه بدن را از ميان بردند نيز به چشم مي خورد(همچنان كه در شكل ديده مي شود قطر تقريبي چشم سينه سرخ اروپايي ۸۰مرتبه بزرگ تر از قطر چشم گنجشك خانگي است و همين مسئله با عث مي شود كه سينه سرخ اروپايي زودتر از گنجشك خانگي خواندن آواز را شروع كند).
ساندرا وهرنكمپ (Vehrencamp.S) از دانشگاه كورنل مي گويد: اثبات اين نظريه قابل پيش بيني بود. اين مورد يك نمونه عالي از شيوه اي است كه نشان مي دهد چگونه توانايي هاي بينايي، رفتارهاي ارتباطي موجودات را تحت تاثير خود قرار مي دهد.پرندگان معمولا در سپيده دمان و به هنگام غروب آفتاب، به منظور جلب جفت مناسب، اقدام به خواندن آواز مي كنند. علاوه براين با استفاده از اين شيوه، قلمرو خود را مشخص و به سايرين در مورد نزديك شدن به آن هشدار مي دهند. اما اين كار خطرات بالقوه بسياري براي آنها به همراه دارد. از جمله اينكه باعث جلب توجه و كشيده شدن شكارچياني چون جغدهاي جنگلي به زيستگاه آنها مي شود. خطر ديگري كه خواندن آواز دسته جمعي مي تواند به دنبال داشته باشد اين است كه ممكن است صداي زياد مانع از شنيده شدن صداي خطر توسط پرندگان شود. اما توماس، عقيده ديگري دارد. او معتقد است كه آواز دسته جمعي پرندگان كاملا معقولانه به نظر مي رسد چرا كه آنها پس از ديد زدن محيط و مطمئن شدن از محيط اطراف خود شروع به خواندن آواز مي كنند.
sattarz
12-30-2009, 05:01 PM
در طول تاريخ هيچ گونه اي به اندازه سگ ها پيوند نزديك با انسان نداشته است (اگر چه ممكن است كه دوستداران گربه با اين موضوع موافق نباشند). اما به راستي چرا سگ ها با آسودگي و فراغت در كنار انسان زندگي مي كنند؟ درواقع درباره تاريخچه اين ارتباط اطلاعات كمي در دست است.ما مي دانيم كه سگ ها از نژاد گرگ ها بوده، جثه بزرگ تري داشته، از راسته گوشتخواران اند و قطعاً با انسان هاي اوليه براي شكار رقابت مي كرده و گاه گاهي هم از انسان به عنوان خوراك استفاده مي كرده اند.سگ ها مطيع تر از گرگ ها هستند مگر در مواقعي كه براي مبارزه تربيت شده باشند. بنابراين اين موضوع مي تواند بخشي از جواب ما باشد، اما اطاعت صرف دليل قانع كننده اي براي تمايل انسان ها براي نگهداري از سگ در خانه هايشان نيست، زيرا گوسفندان هم موجودات بسيار سر به راه و مطيعي هستند اما تعداد كمي از مردم از آنها به عنوان حيوان دست آموز نگهداري مي كنند.
برايان هير (B.Hare) از دانشگاه هاروارد معتقد است كه پاسخ اين سئوال را مي داند. وي در انجمن پيشبرد علوم آمريكا (AAAS) در سياتل واشنگتن گفت: «علت اين مسئله نمي تواند به ضريب هوشي بالاي انسان بازگردد چرا كه اگر به اين دليل مي بود قطعاً چنين ارتباطي ميان سگ ها و شامپانزه ها نيز مي بايست برقرار مي شد در حاليكه عملاً در طبيعت چنين پيوندي به چشم نمي خورد.» طبق فرضيه دكتر هير سگ ها نسبت به نشانه هاي زندگي اجتماعي انسان حساسيت نشان مي دهند. علاوه براين قادرند خود را با شرايط زندگي اجتماعي انسان ها وفق بدهند. در نگاه اول، اين مسئله ممكن است يك حس مشترك به شمار آيد. اما انسان ها موجودات اجتماعي هستند كه به كرات از پي بردن به اينكه چگونه مهارت در برقراري ارتباط با يكديگر در آنها ايجاد شده است، ناتوان مانده اند.
به همين منظور دكتر هير تصميم گرفت كه اين توانايي ها در سگ ها را با انواع مشابه آن در شامپانزه ها مقايسه كند (شامپانزه ها از نظر هوش غريزي و ذاتي در مقام دوم بعد از انسان قرار مي گيرند). آزمايش وي بسيار ساده بود. او حيوانات مورد آزمايش را با دو فنجان وارونه و تكه اي غذا مورد آزمايش قرار داد. در ابتدا او فنجان ها را پشت پرده اي مخفي كرده و يك تكه غذا در زير يكي از آنها قرار داد و بعد پرده را از جلوي فنجان ها كنار كشيد. در مرحله بعد به حيوانات مورد آزمايش اين اجازه را داد تا فنجاني كه به نظر مي رسيد غذا زير آن است را انتخاب كنند. اگر آزمايشگر هيچ نشانه و علامتي به هيچ كدام از دو گونه در خصوص فنجان درست نشان نمي داد، هر گونه قريب به ۵۰ درصد از وقت خود را صرف پيدا كردن فنجان مورد نظر مي كرد. اما اگر با راه هايي همچون آهسته ضربه زدن يا چشم دوختن به فنجان مورد نظر به آنها كمك مي شد تنها اين سگ بود كه با توجه به علامت داده شده فنجان صحيح را پيدا مي كرد در حالي كه شامپانزه بدون توجه به اين نشانه ها، مرتباً سعي مي كرد با كمك هوش و ذكاوت خود شانس خود در پيدا كردن فنجان صحيح را امتحان كند.
اين آزمايش بارها و بارها تكرار شد اما در نتيجه كار هيچ تغييري حاصل نشد. بنابراين او چنين نتيجه گرفت كه شامپانزه ها به راحتي علائم زندگي اجتماعي را درك نمي كنند. با اثبات اين فرضيه، دكتر هير مصمم شد كه به سئوالات ديگري كه در اين زمينه مطرح مي شود بپردازد. مثلاً اين مهارت در برقراري ارتباط از كجا سرچشمه مي گيرد؟ او سه فرضيه براي اين مسئله ارائه كرد. فرضيه اول اين بودكه اين مهارت از اجداد آنها يعني گرگ ها به ارث رسيده است چرا كه گرگ ها نيز موجوداتي اجتماعي هستند. اين فرضيه بسيار محتمل به نظر مي رسيد اما زماني كه گرگ ها در آزمايش غذاي پنهان شده در زير فنجان شركت داده شدند به هيچ وجه بهتر از شامپانزه ها عمل نكردند.
طبق فرضيه دوم سگ ها مهارت در برقراري ارتباط را به دليل زندگي در كنار انسان ها آموخته اند. اين فرضيه هم رد شد. زيرا دكتر هير اين آزمايش را با سگ هايي كه از بدو تولد به گونه اي پرورش داده شده بودند كه حداقل تماس را با انسان ها داشته باشند و همچنين سگ هايي كه در كنار انسان ها بزرگ شده بودند تكرار كرد ولي در عمل مشاهده كرد كه اين دو گروه هيچ تفاوتي با هم نداشتند.
سومين فرضيه براي حساسيت سگ ها نسبت به علائم و نشانه هاي زندگي اجتماعي انسان ها مربوط به سازگاري ژنتيكي است. اين سازگاري ژنتيكي به گونه اي تكامل يافته است كه به سگ ها اين اجازه را مي دهد كه به آشيان اكولوژيك جديد وارد شوند و با انسان ها همزيستي داشته باشند. براي آزمايش اين فرضيه دكتر هير تيمي را به سرپرستي خودش به گينه نو و جزيره اي كه جمعيتي از سگ هاي موسوم به سگ هاي زوزه كش زندگي مي كردند، برد.دادن لقب زوزه كش به اين سگ ها به اين باز مي گردد كه آنها به جاي واق واق كردن، زوزه مي كشيدند. شكل ظاهري سگ هاي زوزه كش به جاي اينكه شبيه به گرگ ها باشد شباهت زيادي به سگ ها داشت و اين مسئله مي تواند دلالت بر اين داشته باشد كه اين سگ ها زماني اهلي شده اند. در تحقيق ديگري كه بر روي روباه هاي پرورش يافته در مزارع به منظور استفاده از پوست آنها صورت گرفت مشخص شد كه شكل ظاهري آنها نيز تحت تاثير آموزش هايي قرار گرفته كه براي رام شدن در مزرعه ديده اند.
اما سگ هاي زوزه كش گينه نو، اكنون كاملاً وحشي بوده واز طرفي علم ديرين شناسي هم حدس مي زند كه آنها از هزاران سال قبل مي زيسته اند.دكتر هير معتقد است كه براي انتخاب طبيعي حذف ويژگي اي كه ارزش زيادي براي حيوان ندارد كافي است و اين موضوع نيز قبلاً ثابت شده است.اگر سگ هاي زوزه كش حتي از زمان تولد در كنار انسان ها قرار گرفته و بزرگ شوند، نمي توانند بهتر از گرگ ها غذاي پنهان شده در زير فنجان را بيابند. در پايان نتيجه مي گيريم آن چيزي كه باعث انتخاب سگ هاي زوزه كش، كه گاهي اوقات به عنوان اولين اجداد سگ ها در نظرگرفته مي شوند، توسط انتخاب طبيعي شده توانايي آنها در درك روابط انسان ها و همچنين روابط فيمابين است.
sattarz
12-30-2009, 05:04 PM
هر چه از استوا به سمت قطب پيش ميرويم اندازه موجودات بزرگتر ميشود مثل پنگوئن ها - روباه - وال.
- گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنلي که گاو باز در مقابل چشمانش تکان ميدهد به خشم ميايد و ديگر فرقي نميکند که شنل به چه رنگي باشد.
- وزن کل موريانه های جهان ده برابر وزن کل انسانها است.
- ادرار موش در زير اشعه ماورا بنفش ميدرخشد و همين امر باعث ميشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
- کانگروها قادر نيستند بسوی عقب راه بروند.
- مارها و ببرهای استراليايي که چشمهايشان توسط پرندگان کور شده اند به راحتي ميتوانند به زندگي خود ادامه دهند
- يکي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريائي است که سم آن در کمتر از دو دقيقه قرباني خود را ميکشد.
- فقط سي درصد از مارهای دنيا سمي هستند.
- عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيری به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگری مگس.
- مار ?آناکوندا? تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد.
- ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.
- زمان بارداري فيل به ۲ سال مي رسد.
- نوعي ماهي وجود دارد که با کمک باله هايش به سطح آب مي آيد و يک و نيم دقيقه در هوا پرواز مي کند و به شکار طعمه خود مي پردازد.
- اسب ماده سي دندان و اسب نر سي و شش دندان دارد.
- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
- از بزاق يک نوع خفاش خون آشام داروي ساخته اند که جلوی سکته مغزی را ميگيرد.
- در صورت نبودن غذا تمساح قوي همنوع ضعيفتر از خود را مي خورد.
- كوچكترين سگ جهان ، داركيده پيترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن مي باشد.
- پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پگوئن ماده چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد.
- قلب گنجشك ۱۰۰ بار در دقيقه مي زند ، درضمن ميدانستي که گنجشکها روي زمين راه نمي روند بلكه مي پرند.
- مار ميتواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند.
- بزرگترين مار جهان ، ۸ متر طول و ۱۲۵ كيلوگرم وزن دارد.
- قدرت بينايي جغد هشتاد و دو برابر انسان است.
- دلفينها و فيلها فقط ۲ ساعت در شبانه روز مي خوابند.
- حداكثر سرعت لاك پشت هاي غول پيكر چهار و نيم متر در دقيقه است كه خرگوش اين فاصله را در كمتر از نيم ثانيه مي پيمايد.
- بزرگترين جانور بي مهره ماهي مركب غول پيكر است د بلنديش ممكن است تا حدود ۱۵ متر برسد.
- شمپانزه، اورانگوتان، گوريل، ميمون، سگ، گربه، راكون، خوك، فيل و اسب ۱۰ تا از باهوشترين حيوانات هستند.
- وزن مغز گوريل ۶۰۰ گرم است و مغز فيل يك هزارم وزن بدن اوست.
- سگها دنيا را بيرنگ و مات مي بينند د آنها نزديك بين بوده و تنها سايه هاي خاكستري رنگ را تشخيص مي دهند.
- ماهي قزل آلا يكي از بهترين و معروفترين ماهيهاي پرورشي آبهاي شيرين است و نوع رنگين كمان آن نخستين بار از آمريكا به نقاط ديگر برده شده است.
- فيل از گوشهايش بعنوان تهويه هوا نيز استفاده ميکند د فيل دمای بدنش را توسط گوشهايش متعادل نگه ميدارد ، چون سطح بزرگي دارد که حيوان ميتواند از طريق آن گرمای بدنش را کاهش دهد.
- ضربان قلب مرغ مگس خوار ۱۰۰۰ مرتبه در دقيقه است.
- حيواناتي چون سگ و گربه تنها از طريق نفس زدن تند ، تند به دفع گرمای بدن خود مي پردازند و بدين علت است که سگ در هوای گرم دهان خود را باز کرده و له له مي زند ، تا بدينگونه از حرارات و گرمای بدن خود بکاهد.
- بعضي از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند برای حفظ اين گرما ، غذای زيادی بخورند د بطوريکه اگر شما بخواهيد باندازه اين نوع پرندگان غذا بخوريد بايد در هر وعده غذا حداقل ده کيلو غذا بخوريد.
sattarz
12-30-2009, 05:04 PM
دانستنيها حيوانات (قسمت دوم)
- داندنهای تمساح در همه سنين عمر دوباره در ميايد.
- جانوری موسوم به ?راکون? قبل از صرف غذا، حتما بايد ابتدا غذای خود را با آب بشويد.
- يک زنبور ناگزير است دو ميليون دفعه روی گلها بنشيند تا بتواند يک ليوان عسل توليد کند.
- مار ناشنوا ست و محيط اطراف خود را با ارتعاشاتي که از زمين دريافت ميکند احساس ميکند.
- زالو در يک دفعه ۲ تا ۳ سانتيمتر مکعب خون مي مکد و بعد از آن يک سال تمام چيزی نميخورد.
- کنه که حشره ای ريز است، ميتواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند.
- شاخ گرگدن گر چه شبيه استخوان است اما در واقع توده ای از موهايي است که محکم در هم تنيده شده است.
- زمانيکه گورخرها گله ايي در کنار هم مي ايستند با خطهايي که به بدن دارند در همديگر ادغام ميشوند و اين باعث ميشود که حيوانات درنده نميتوانند جهت شکار آنها تمرکز حواس کنند.
- طول بدن تمساح به ۵ متر و وزن آنها بيش از پانصد و بيست کيلوگرم هم مي رسد تمساح ها براحتي در آب شنا ميکنند و با بستن پرده گوش و بيني خود ميتوانند بيش از يکساعت نفس خود را در سينه حبس کنند و زير آب بمانند.
- اسب های آبي ميتوانند مسافت کوتاهي را با سرعتي برابر ۳۰ کليومتر در ساعت بدوند با اين تصور که اسب های آبي وزني در حدود سه تن دارند.
- بعضي از جانوران براينکه بتوانند بخوابند علاوه بر چشم، گوشهای خود را نيز مي بندند تا صدا کمتر مزاحم خواب آنان بشود.
- يک فيل قادر است پنج تن بار را به آساني به پشتش حمل کند.
- فقط پشه ماده نيش ميزند و از پروتئين خون ميکده شده جهت تخم گذاری استفاد ميکند.
- بزرگترين نهنگ جهان به نام نهنگ آبي رنگ که ۳۳ متر طول و ۱۸۰ تن وزن دارد، چند سال پيش در آبهای خليج فارس مشاهده شده است.
- خرچنگهای ماده پس از جفتگيری، زوج خود را ميکشند و ميخورند.
- دوران بارداري در فيل ۲۱ ماه است.
- يک نژاد خاصي از خفاشها به نام هومل، کوچکترين پستاندار روي زمين هستند اين نوع خفاش وزنش بيشتر از ۲ گرم نيست.
- تند روترين جانور روی زمين چيتا يا همان يوزپلنگ است که در دشتهای افريقا يا جنوب آسيا از جمله ايران زندگي ميکند. گفته ميشود که اين جانور قادر است بيش از پانصد متر را طي پانزده ثانيه بپيمايد د به عبارت ديگر، سرعت او در حدود ۱۲۰ کليومتر در ساعت است.
- فيلها قدرت بينايي ضعيفي دارند، به طوری که شبها بچه خود را با کفتار اشتباه ميگيرند.
- چشمان موش کور به کوچکي انتهای سوزن ته گرد است و فقط تاريک و روشن را نشان ميدهد.
- فقط قورباغه هاي نر قور قور ميکنند.
- در آفريقای جنوبي، اسب آبي در مقايسه با ديگر حيوانات، باعث بشترين تلافات جانی در بين انسانها ميشود.
- تمساح نمي تواند زبانش را بيرون بياورد.
- وزن مغر فیل ۱۰۰۰/۱ وزن اوست.
- زرافه میتواند با سرعت ۵۷ کیلومتر در ساعت بدود.
- یک سوسک، بدون سر میتواند ۹ روز زنده بماند قبل از اینکه از گرسنگی بمیرد.
- فیل تنهاحیوانی است که نمی تواند بپرد.
- چشم شترمرغ بزرگتر از مغزش است.
- قوه چشايي پروانه ها در پاهای آنان تعبيه شده است.
sattarz
12-30-2009, 05:05 PM
زندگی طبیعی موجودات مختلف با هم متفاوت است. این تفاوت در حیوانات گاهی به حدی است که از دانستن آنها شگفت زده می شویم.آنچه می خوانید برخی از ویژگی های عجیب و غریب حیوانات است:
▪ دندان های تمساح در همه سنین عمر دوباره در می آید.
▪ جانوری موسوم به «راکون» قبل از صرف غذا باید ابتدا غذایش را با آب بشوید.
▪ یک زنبور ناگزیر است دو میلیون دفعه روی گل ها بنشیند تا بتواند یک لیوان عسل تولید کند.
▪ مار ناشنواست و محیط اطراف خود را با ارتعاشات دریافتی از زمین درک می کند.
▪ زالو یکدفعه ۲ تا ۳ سانتی متر مکعب خون می مکد و بعد از آن یک سال تمام چیزی نمی خورد.
▪ کنه که حشره ای ریز است می تواند یک سال تمام بدون غذا زنده بماند.
▪ شاخ کرگدن گر چه شبیه استخوان است اما در واقع توده ای از موهایی است که محکم در هم تنیده شده اند.
▪ زمانی که گورخرها گله ای کنار هم می ایستند با خط های بدنشان در همدیگر ادغام می شوند و این موضوع حیوانات درنده را برای شکار آنها گمراه می کند.
▪ طول بدن تمساح به پنج متر و وزن آن به بیش از پانصد و بیست کیلوگرم هم می رسد. تمساح ها به راحتی در آب شنا می کنند و با بستن پرده گوش و بینی شان می توانند بیش از یک ساعت نفس خود را در سینه حبس کنند و زیر آب بمانند.
▪ اسب های آبی می توانند مسافت کوتاهی را با سرعتی برابر ۳۰ کیلومتر در ساعت بدوند؛با این تصور که حدود سه تن وزن دارند.
▪ بعضی از جانوران هنگام خواب علاوه بر چشم، گوش های خود را نیز می بندند تا صدا کمتر مزاحم خواب آنان شود.
▪ یک فیل قادر است پنج تن بار را به آسانی حمل کند.
▪ فقط پشه ماده نیش می زند و از پروتئین خون مکیده شده برای تخم گذاری استفاده می کند.
▪ بزرگ ترین نهنگ جهان به نام نهنگ آبی رنگ که ۳۳ متر طول و ۱۸۰ تن وزن دارد، چند سال پیش در آب های خلیج فارس مشاهده شد.
▪ خرچنگ های ماده پس از جفتگیری، زوج خود را می کشند و می خورند.
▪ دوران بارداری در فیل ۲۱ ماه است.
▪ نژاد خاصی از خفاش ها به نام هومل، کوچک ترین پستاندار روی زمین به شمار می آید که وزن آن بیشتر از ۲ گرم نیست.
▪ تندروترین جانور روی زمین چیتا یا همان یوزپلنگ است که در دشت های آفریقا یا جنوب آسیا از جمله ایران زندگی می کند. گفته می شود این جانور می تواند بیش از پانصد متر را طی پانزده ثانیه بپیماید و طی کند. به عبارت دیگر، سرعت چیتاحدود ۱۲۰ کلیومتر در ساعت است.
▪ فیل ها قدرت بینایی ضعیفی دارند؛ به طوری که شب ها بچه خود را با کفتار اشتباه می گیرند.
▪ چشمان موش کور به کوچکی انتهای سوزن ته گرد است و فقط تاریک و روشن را تشخیص می دهد.
▪ فقط قورباغه های نر قور قور می کنند.
▪ در آفریقای جنوبی، اسب آبی در مقایسه با دیگر حیوانات، باعث بیشترین تلفات جانی در بین انسان ها می شود.
▪ تمساح نمی تواند زبانش را بیرون بیاورد.
▪ زرافه می تواند با سرعت ۵۷ کیلومتر در ساعت بدود.
▪ یک سوسک، بدون سر می تواند ۹ روز زنده بماند، قبل از اینکه از گرسنگی بمیرد.
▪ مغز فیل یک هزارم وزن بدن اوست.
▪ چشم شترمرغ بزرگ تر از مغزش است.
sattarz
12-30-2009, 05:05 PM
قوه چشایی پروانه ها در پاهای آنان تعبیه شده است.
▪ هر چه از استوا به سمت قطب پیش می رویم، اندازه موجوداتی مثل پنگوئن ها، روباه و وال بزرگ تر می شود.
▪ گاو نر کور رنگ است و تنها در برابر حرکات شنلی که گاو باز در مقابل چشمانش تکان می دهد به خشم می آید و دیگر فرقی نمی کند شنل چه رنگی باشد.
▪ وزن کل موریانه های جهان ده برابر وزن کل انسان هاست.
▪ ادرار موش زیر اشعه ماورا بنفش می درخشد و همین باعث می شود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
▪ کانگوروها نمی توانند به سمت عقب راه بروند.
مارها و ببرهای استرالیایی که چشم هایشان توسط پرندگان کور شده اند، به راحتی می توانند به زندگی خود ادامه دهند.
▪ یکی از سمی ترین حیوانات دنیا نوعی عروس دریایی است که سم آن در کمتر از دو دقیقه قربانی خود را می کشد.
▪ فقط سی درصد از مارهای دنیا سمی هستند.
▪ عقرب ها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیو اکتیویته تاثیری برآنها ندارد و جالب تر اینکه عقرب ها دو دشمن دارند یکی از آنها نوعی سار است و دیگری مگس.
▪ مار «آناکوندا» تنها نمونه افعی است که بچه می زاید.
▪ ملکه موریانه پنجاه بار بزرگ تر از جفت خود است.
▪ نوعی ماهی وجود دارد که با کمک باله هایش به سطح آب می آید و یک و نیم دقیقه در هوا پرواز و طعمه خود را شکار می کند.
▪ اسب ماده سی دندان و اسب نر سی و شش دندان دارد.
▪ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.
▪ از بزاق نوعی خفاش خون آشام، دارویی ساخته اند که جلوی سکته مغزی را می گیرد.
▪ در صورت نبودن غذا، تمساح قوی، همنوع ضعیف تر خود را می خورد.
▪ کوچک ترین سگ جهان، دارکیده پیترزبورگ با ۶۰۰ گرم وزن است.
▪ پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پنگوئن ماده، چیزی نمی خورد و چهل درصد وزن خود را از دست
دهد.
▪ قلب گنجشک ۱۰۰ بار در دقیقه می زند.
▪ مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند.
▪ بزرگ ترین مار جهان ۸ متر طول و ۱۲۵ کیلوگرم وزن دارد.
▪ قدرت بینایی جغد هشتاد و دو برابر انسان است.
▪ دولفین ها و فیل ها فقط ۲ ساعت در شبانه روز می خوابند.
▪ حداکثر سرعت لاک پشت های غول پیکر چهار و نیم متر در دقیقه است که خرگوش این فاصله را در کمتر از نیم ثانیه می پیماید.
▪ بزرگ ترین جانور بی مهره، ماهی مرکب غول پیکر است که بلندی اش می تواند تا حدود ۱۵ متر برسد.
▪ شامپانزه، اورانگوتان، گوریل، میمون، سگ، گربه، راکون، خوک، فیل و اسب جزو باهوش ترین حیوانات هستند.
▪ وزن مغز گوریل ۶۰۰ گرم است.
▪ سگ ها دنیا را بی رنگ و مات می بینند، آنها نزدیک بین هستند و تنها سایه های خاکستری رنگ را تشخیص
می دهند.
▪ ماهی قزل آلا یکی از بهترین و معروف ترین ماهی های پرورشی آب های شیرین است و نوع رنگین کمان آن نخستین بار از آمریکا به نقاط دیگر برده شد.
▪ فیل از گوش هایش به عنوان تهویه هوا نیز استفاده می کند. او دمای بدنش را توسط گوش هایش متعادل نگه می دارد، چون سطح بزرگی دارد که حیوان می تواند از طریق آن حرارت بدنش را کاهش دهد.
▪ ضربان قلب مرغ مگس خوار ۱۰۰۰ مرتبه در دقیقه است.
▪ حیواناتی چون سگ و گربه تنها از طریق نفس زدن تندتند به دفع گرمای بدن خود می پردازند و به این علت است که سگ در هوای گرم دهان خود را باز می کند و له له می زند، تا به این ترتیب از حرارت بدن خود بکاهد.
▪ بعضی از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند برای حفظ این گرما، غذای زیادی بخورند، به طوری که اگر شما بخواهید به اندازه این نوع پرندگان غذا بخورید باید در هر وعده غذا حداقل ۱۰ کیلو غذا میل کنید.
sattarz
12-30-2009, 05:05 PM
رفتار شناسي حيوانات
--------------------------------------------------------------------------------
● مفاهیم کلی
فرایندهای رفتاری همانند سایر خصوصیات و فعالیتهای جاندار در اصل تحت کنترل ژنتیکی قرار دارند. بنابراین نوع رفتاری که یک جاندار از خود بروز میدهد، اجباری است و لااقل تا حدی توسط اطلاعات ژنتیکی که به ارث برده تعیین میشود. مثلا مردم تا حدی از آنرو میتوانند باهم صحبت کنند که ژنهای لازم برای رشد ماهیچهها و سایر اجزای دهان و حلق را که برای حرف زدن لازمند به ارث بردهاند.
اما جنبههای ویژهای از رفتار ، بر تجربه استوارند و مکانیسمهای غیر ژنتیکی آنها را در کنترل دارند. در عین حال ، با آنکه عوامل ارثی و آموخته شده در هر گونه نقش دارند، تاثیر نسبت این دو گروه ، بر روی رفتارهای مختلف فرق میکند. این تاثیر نسبی ، معمولا از روی میزان تعدیل پذیری یک فرایند رفتاری ، سنجیده میشود. بر این اساس سه نوع رفتار عمومی با نامهای واکنشی ، فعال و شناختی داریم.
● رفتار واکنشی
رفتار واکنشی شامل همه فعالیتهایی است که بیشتر خود به خودی و تقلید نشده باشند. این گروه فعالیتها نماینده ابتداییترین ترازهای رفتاری هستند. رفتارهای واکنشی بطور کلی بروز شدهاند و به محض آنکه جاندار مراحل رشد جنینی خود را به پایان میرساند، به صورت نسبتا ثابت و یا همه یا هیچ جلوه میکنند. از جمله این رفتارها کینزها ، تاکتیسم و تروپیسم را میتوان نام برد. مثلا حرکت پارامسی با تغییر زاویه به صوت ثابت در هنگام برخورد با یک مانع صورت میگیرد. نمونهای از کنیز میباشد. در تاکتیسم ، نور گریزی سوسریها و در تروپیسم ، جهت رشد ساقه در حضور نور به طرف بالا.
● رفتار فعال
در گروه رفتارهای فعال ، وراثت تواناییهای ویژهای را به جاندار میبخشد. اما تحقق این تواناییها تا حدود زیادی به یادگیری و تاثیر جهت دهندگی محیط وابسته است. بنابراین ، جانداری که رفتار واکنشی از خود نشان میدهد قابل مقایسه با ربات بوده، اما جانداری که رفتار فعال دارد، ابتدا محرک را ارزیابی میکند و بعد پاسخ مناسب میدهد. این شکل از رفتار ، نیازمند دستگاه عصبی نسبتا پیشرفتهای است.
بنابراین در جانوران عالی و بویژه در مهرهداران بروز میکند. از جمله این رفتارها ، جستجوی غذا و استفاده از آن ، آراستن و پاکیزه کردن خود ، ارتباط با دیگران ، جفتگیری ، دفاع و حمله ، زندگی و خانواده و اجتماعی شدن را میتوان نام برد. برخی از اینها تا حد زیادی آموخته شدهاند برخی دیگر اساسا از طریق ارثی برنامهریزی شدهاند مثل بلعیدن غذا.
● رفتار شناختی
پیشرفتهترین صورت رفتارها را فعالیتهای شناختی تشکیل میدهند. در این تواناییهای رفتاری ، ژنها فقط زمینهای بسیار عمومی و وسیع را فراهم میآورند و کاربرد عملی آن تواناییها ، وابستگی بسیار به عوامل خارجی دارد. جانور در این مورد نه تنها فعالانه در برابر محرک پاسخ میدهد، بلکه میتواند راههای تازهای برای چگونه پاسخ دادن را بجوید یا آنکه فعالیتهای خود را ابداع کند. از جمله این نوع رفتارها ، نوع اکتشافی را میتوان نام برد که طی آن جانور خود را با اوضاع محیط تازه وفق میدهد.
اشیا ناآشنا از طریق بینایی ، بویایی یا لمس کردن مورد بازرسی قرار میگیرند. معمولا در ابتدا به سرعت عقب نشینی میکند. بعد عملیات بازرسی مکرری صورت میگیرد، که فواصل میان آنها تدریجا زیاد میشود. هر چه شی پیچیدهتر باشد، اعمال اکتشافی نیز زیادترند. نوع دیگر بازی است که بخصوص در بین پستانداران عمومیت دارد، اما در سایر مهرهداران هم مشاهده میشود. این نوع پیچیدهتر از اکتشافی است و اثر آموزشی در رفتارهای حمله و دفاع ، جفتگیری و مقابله با تعارضهای اجتماعی بعدی دارد.
▪ آموختن و حافظه
از آنجا که به هر حال همه رفتارها تا حدی تحت تاثیر تجریبات گذشتهاند، بسیاری از دانشمندان میکوشند تا مبانی عصبی و شیمیایی حافظه را معین کنند. اگر مکانیسمهای عامل این ذخیره سازی اطلاعات کشف شوند، میتوان یادگیری را در بسیاری از جانوران از جمله آدمی بهبود بخشید یا تحت کنترل گرفت. تحقیق درباره اساس سلولی و شیمیایی کنش مغز در طول سالیان اخیر به پردازش ما درباره چندین نوع از رفتارهای طبیعی افراد ، افزوده است.
بعضی از این قبیل یافتهها حتی در معالجه انواعی از بیماریهای وابسته به مغز موثر بودهاند. بیشتر این نتایج مستقیما از این جا منشا میگیرد که داروهای ویژهای با تاثیر گذاردن بر ناقلهای عصبی موجود در مغز ، بعضی از انواع رفتارهای غیر طبیعی انسان را از بین میبرند. مثلا بسیاری از داروهایی که برای رهایی از افسردگی تجویز میشوند در گروههای ویژهای از سیناپسهای مغزی ، بر مقدار نور اپینفرین اثر کرده و آنرا افزایش میدهند.
sattarz
12-30-2009, 05:06 PM
▪ ساعتهای بیولوژیکی
بیشتر رفتارهای همه جانداران دارای نظمهای دورهای است و اغلب این رفتارهای دورهای با بعضی از چرخهای محیط فیزیکی همزمان شدهاند. مثلا رفتارهای زیادی در گیاهان و جانوران وجود دارند که دوره تناوب آنها ۲۴ ساعت است و به چرخه شب و روز و تغییرات وابسته به دما مربوطند. بیشتر جانداران منطقه ساحلی رفتارهای متناوبی از خود ظاهر میسازند که با چرخه جزر و مد هماهنگ است.
▪ جهت یابی
مثل ساعتهای بیولوژیکی که جاندار خود را در موقعیت زمانی خاص قرار میدهد، مکانیسمهای رفتارهای دیگری هم وجود دارند که جاندار در موقعیت مکانی مناسب قرار میدهد. اساسیترین رفتارهای موثر در جهت یابی کینزها ، تاکتسیم و تروپسیم میباشند. مثلا کینزها و تاکتیسمها با فعالیتهای حرکتی توامند که سبب میشوند جانداران که به مناسبترین صورت در زیستگاه خود توزیع شوند. تروپیسمها میتوانند جانداران غر متحرک را در موقعیتهای مناسبی نسبت به محیط اطراف خود قرار دهند. یکی از راهنمایان خوب جهت یابی ، تنظیم موقعیت خود نسبت به خورشید است که جاندار بر اساس محل و یا تغییر مکان ظاهری خورشید در آسمان ، مسیر خود را اصلاح میکند.
● الگوهای سازمان اجتماعی
در تمام جانوران اجتماعی ، اعضای یک گروه متقابلا بهم وابستهاند اما هر کدام در کار ویژهای تخصص یافته است. همکاری بین اعضای یک گروه ، توسط یک یا چند شکل ارتباط ریست شناختی ، یعنی فعالیتهای فردی برقرار میشود که رفتار سایر جانداران را به شکلی سازگار کننده تغییر میدهد. ارتباط بین جانداران ، از طریق علامات گوناگونی برقرار میشود که شامل فرومونها و سایر مواد شیمیایی ، صداها ، نور افشانی ، تغییر رنگ و دادن حالات مختلف به بدن است.
● جوامع حشرات
در این مورد میتوان به رفتار تولید مثلی زنبور عسل اشاره کرد که در بین سایر حشرات نیز مشابه همین دیده میشود. زمانی که که جمعیت کندو زیاده از حد شد، ملکه ، چند زنبور نر و چند هزار کارگر از کلونی جدا شده و به منطقه دیگری رفته تا کندویی تازه درست کنند. در کندوی قبلی هم ، کارگرها، چند تخم ملکه را پرورش داده و نخستین ملکه بیرون آمده، فورا ملکههای دیگر را نیش میزد و آنها را از پا درمیآورد. ملکه جوان و بیرقیب ، به زودی با یکی از نرها درمیآمیزد.
در این هنگام بارها به ارتفاعات زیاد هوا میروند و در آنجا میلیونها اسپرم دریافت کند. این اسپرمهای دریافت شده، تا آخر تخمگذاری ملکه ، باقی میمانند. در ملکه پیری که اسپرمهایش تمام شده، تخمهای بارور نشده، زنبور نر و نوع بارور شده هم ، به ملکه یا کارگر تبدیل میشود که این بستگی به نوع تغذیه آنها دارد. اگر از غذای معمولی استفاده کنند، کارگر و اگر از ژله سلطنتی استفاده کنند به ملکه تبدیل میشوند.
● جوامع مهرهداران
رفتار پرخاشگری ، رفتاری است که طی آن یک فرد عضویت خود را بر گروه تحمیل میکند و سهم جا ، غذا و جفت ویژه خود را تعیین میکند. وسایل تجاوز نیز شامل تهدید و اقدام به نبردهای واقعی است.
تظاهر به پرخاشجویی از الگوهای کمابیش استاندارد شدهای تبعیت میکند از طریق هشدار دادن، لاف زدن یا ترساندن دشمن بالقوه ، جلوی پیکار واقعی را میگیرد. در بسیاری از موارد ، این نمایشها حتی در برابر اعضای سایر گونهها هم موثر واقع میشوند. مثلا نمایش دادن وسایل دفاعی ، نگاهی خیره که مستقیما متوجه رقیب است، به انقباض درآوردن ماهیچهها ، حرکتی محتاطانه و آرام که در بعضی موارد با غرش توام است و یا بزرگتر جلوه دادن بدن یا بلند کردن پرها یا موها ، همه در بین مهرهداران به عنوان نشانههای تهدید تلقی میشوند.
مهرهداران کمتر تا سر حد مرگ باهم میجنگند. اگر تبادل حرکات تهدید آمیز و تهاجمی برتری یکی رقیبان را نشان ندهد، با آغاز جنگ معمولا چنین برتری فورا آشکار خواهد شد. در این صورت پیکار تمام میشود و در بیشتر موارد به محض آنکه یکی از دو طرف زخمی شود پیکار تمام میشود. هدف از جنگ جانوران ، نابود کردن رقیب نیست بلکه از میان بردن خطری است که از وجود آن ناشی میشود و در این میان باید حداقل ضرر به حریف وارد آید و خودش نیز کوشش چندانی نکند.
● چشم انداز بحث
هر جامعهای رفتارهای متفاوتی را برمیانگیزند که این رفتارها ، در جهت و با هدف تبادل آن جامعه میباشد. بطوری که اگر دخالت عمدی انسان در این جوامع ، افراطی و غیر قابل جبران باشد، باعث بهم خوردن تعادل این رفتارها شده و گسیختگی این جوامع را موجب خواهد شد. بنابراین در بحث بقاء گونهها ، باید به رفتار شناسی موجودات نیز توجه شایانی گردد.
sattarz
12-30-2009, 05:06 PM
موش خاردار Spiny mouse
این پستاندار متعلق به راسته جوندگان و خانواده موش می باشد. خانواده موش از نظر ظاهری و جثه، تفاوتهای زیادی با هم دارند؛ ولی به طور کلی دم و کف پای عقب آنها سخت و بدون مو است، هر یک از دندانهای آسیای آنها تیز دارای شیار است. و اما موش خاردار:
این موش در قسمتهای جنوبی ایران هر جا یخبندان صورت نمی گیرد، فراوان دیده می شود. موش خاردار در مناطقی که در لابلای صخره ها، بوته هایی روییده باشد، فراوان تر است، زیرا این بوته ها بذر فراوانی را برای خوارک تاین حیوان تامین می کنند. در بدن موش خاردار برای دور کردن دشمنانش تغییرات مناسبی ایجاد شده است. اولا پشت این موش با خارهای با قسمتی از بدنش که چندان مهم نیست مشغول می شوند و خود فرار می کند. یک موش خاردار مسن با دم کامل به ندرت دیده می شود. بعضی از سوسمارها نیز چنین خصوصیتی دارند، با این تفاوت که موش خاردار مانند سوسمارها نمی تواند مجددا دم در بیاورد.
ماده ها تنها چهار پستان دارند. تعداد نوزادها یک تا سه، و اغلب یکی است، و این پدیده در میان جوندگان بسیار نادر است. هر چند میزان تولید مثل موش خاردار خیلی کم است، ولی با وجود این تعداد آنها در منطقه بسیار زیاد است، بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که موش خاردار طعمه با ارزشی برای گوشتخواران نیست.
sattarz
12-30-2009, 05:08 PM
کرم خاکی
در طبقه بندی جانوران که در آغار قرن 19 قرن انجام گرفت، تمام جانورانی که دارای بدنی دراز و فاقد ضمایم واضح بودند به کرمها موسوم شدند. این جانوران به علت داشتن یک انتهای قدامی یا سر که دارای اندامهای حسی است و به قصد برخورد و روبرو شدن با محیط به طرف جلو حرکت میکنند و یک انتهای خلفی یا دم ، با اسفنجها و مرجانها و شانهداران اختلاف و تمایز دارند. رده کمتاران ، ردهای از کرمها هستند که به صورت حلقوی هستند که در هر حلقه چندین تار دارند. کرمهای خاکی نمونه ای از این رده است. از کرمهای خاکی بزرگ لومبریکوس ترستریس نمونه جالبی است که ممکن است به درازای 30 سانتیمتر و به قطر 9 میلیمتر رشد کند.
مشخصات خارجی
بدن این کرم ، استوانهای دراز و بطور واضح در دو انتها نازک و باریک است. سطح شکمی آن پهن و رنگ پریدهتر از سطح پشتی است و سطح پشتی تیره است. سر مشخص و متمایزی در حیوان وجود ندارد. بدن یک کرم بالغ به 80 تا 100 قطعه حلقهای شکل که بوسیله شیارهای عرض مجزا است، تقسیم شده است. دهان کرم در حلقه اول است و بوسیله یک قطعه گوشتی به نام پیش دهان آویزان میباشد. مخرج آن بیضی شکل و بطور عمودی در حلقه آخر قرار دارد. روی حلقههای 31 تا 37 برآمدگی غدهای واضحی به نام کمربند تناسلی دیده میشود. کمربند تناسلی ماده سازنده پیله را که محتوی تخم است ترشح میکند.
تارهای کرم خاکی
در هر حلقه به جز اولی و آخری ، 4 جفت تار موی مانند کوچک وجود دارد که در سطح شکمی و جانبی مختصر برجستگی پیدا کرده است. هر تار عبارت است از یک میله کیتینی نوک تیزی است که در یک کیسه اپیدرمی مخصوص واقع در درون دیواره بدن جای گرفته است. تار میتواند بوسیله عضلات منقبض کننده در هر جهت حرکت کرده، امتداد یابد و یا عقب کشیده شود و تارها در موقعی که کرم در سوراخش قرار دارد و یا روی زمین حرکت میکند مانند گیره یا میخ عمل مینماید.
sattarz
12-30-2009, 05:08 PM
دیواره بدن
قسمت خارجی کرم از یک کوتیکول شفاف و نازک پوشیده شده است.کوتیکول دارای خطوط عرضی نازکی است که یک منظره قوس و قزحی مختصری ایجاد میکند. در کوتیکول سوراخهایی در روی بسیاری از سلولهای حسی اپیدرم موجود است. اپیدرم روی یک غشای قاعدهای قراردارد و زیر غشای قاعدهای لایه نازکی از عضلات حلقوی و لایه ضخیمتری از عضلات طولی وجود دارد. سطح داخلی دیواره بدن از صفاق مستور است. شکل جانور در نتیجه خاصیت کشش دیواره بدن روی اندامها و مایعات درونی حفظ میشود.
دستگاه گوارش
این دستگاه از قسمتهای زیر تشکیل میشود:
- دهان که دنباله آن حفره دهانی است. (در حلقههای 3 - 1)
- حلق (در حلقههای 5 - 4) با غدههای مخصوص چرب و نرم کردن و الیاف عضلانی در دیوارههای خارجی آن.
- مری باریک و مستقیم (در حلقههای 14 - 6) که بوسیله سه جفت غدههای آهکی از پهلو اتصال دارد.
- یک چینهدان بزرگ با دیواره نازک که در حقیقت یک پیشخانه برای ذخیره میباشد.
- سنگدان (در حلقههای 18 - 17) با دیوارههای عضلانی ضخیم و محکم که در داخل از کوتیکول مفروش است.
- روده که تا مخرج امتداد دارد.
دستگاه گردش خون
خون در تمام قسمتهای بدن کرم جاری است و یک سیستم رگهای خونی بسته با مویرگها وجود دارد. پنج رگ اصلی ممتد در طول بدن و پنج جفت قلب در حلقههای 11 - 7 دیده میشود. از حلقه 12 به طرف عقب ، هر حلقه دارای رگهای بند بند زوج است که رگهای طولی را به اندامهای گوناگون مربوط میسازد.
sattarz
12-30-2009, 05:09 PM
دستگاه تنفس
دستگاه تنفسی منظم در این کرمها موجود نیست. خون جاری اکسیژن را در مویرگهای نزدیک کوتیکول مرطوب در دیواره بدن ، دریافت کرده و co2 پس میدهد. اکسیژن با هموگلوبین در پلاسما ترکیب شده به بافتهای مختلف حمل میشود.
دستگاه عصبی
در بالای حلق (حلقه 3) یک جفت گانگلیونهای مغزی با مغز وجود دارد. دو رابط از پیرامون حلق به گانگلیونهای زیر مری دو قطعهای کشیده میشود، به نام حلقه دور مری و از گانگلیونهای زیر مری طناب عصبی شکمی در طول کف حفره عمومی بدن تا حلقه مخرجی امتداد مییابد. چندین عصب نیز به پیش دهان و ناحیه دهانی متصل میگردد. طناب عصبی شکمی در هر حلقه دارای یک عقده بزرگ است و 3 جفت عصب جانبی از آن خارج میشود. طناب و عقدهها به صورت ساختمانهای جفت بوجود میآید، رشته اعصاب جانبی به عضلات ، سلولهای اپیدرمی ، نفریدیها ، کیسههای تار و سایر اندامها عصب میدهد.
دستگاه تولید مثل
کرم خاکی تک جنسی است و در هر کرم اندامهای جنسی نر و ماده در قسمت شکمی جای دارد. کرمهای خاکی در بیشتر سال ، تولید مثل میکنند، ولی حداکثر فعالیت تکثیری آنها در هوای گرم و مرطوب است. جفتگیری در شب صورت گرفته. دو کرم خود را از سوراخ بیرون کشیده، سطح شکمی قدامیشان را نزدیک هم میآورند، بطوری که انتهای قدامیشان در دو جفت مخالف هم قرار دارد. در هر کرم یک جفت شیار اسپرمی تشکیل میشود که در طول آنها تودههای اسپرم به منظور دخول در جایگاه اسپرمی دیگری عبور میکند. پس از این عمل ، کرمها از هم جدا میشوند. بنابراین عمل لقاح دو جانبه و متقابل است
رابطه کرم خاکی با انسان
کرمهای خاکی به عنوان طعمه در ماهیگیری مصرف عملی دارند. اثرات طویلالمدت کرمهای خاکی در طبیعت جنبههای عملی مشخصی دارد. از آنجا که خاک را سوراخ میکنند اثرات قابل توجهی در حاصلخیزی خاک دارند.
-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
sattarz
12-30-2009, 05:09 PM
نام عمومی : ببر سیبرینام علمی : Panthera tigris altaica
وضعیت جمعیت : برآورد ها نشان می دهد که فقط حدود 5000 عدد از این ببر در دنیای وحشی و آزاد موجود باشد اما تعدادی نیز در باغ وحش های کشورهای مختلف موجود می باشد.
توزیع و پراکندگی : بنظر می رسد که گله های پر جمعیت ببر ابتدا در سیبری و خاور دور زندگی می کرده اند. اما برخی گله های کوچک نیز در شمال چین و کره شمالی نیز وجود داشته اند.
محل زندگی : ببرها عموما” در جنگلهای پر از درختان بلند مانند کاج زندگی می کنند. به اینصورت راحت تر می توانند خود را در میان درختان پنهان کنند. هر ببر معمولا” در محدوده ای بین 64 تا 640 کیلومتر مربع زندگی می کند و به عبارتی در آنجا حمکرانی می کند. در این میان قلمرو ببرهای نر در محدوده های بزرگتر و ببرهای ماده در محدوده های کوچکتری قرار دارد. معمول بر این است که محدود قلمرو یک ببر نر با تعداد زیادی از ببرهای ماده تداخل می کند.
بچه ببرها در شش ماهگی از شیر گرفته می شوند
ابعاد بدن : ببر سیبری و خاور دور از گونه های ببر بنگال (Bengal) که در هند مشاهده شده است داری جثه بزرگتری می باشد. این گونه ببر دارای پوست کلفت تری می باشد که توانایی آنها را برای زندگی در سرما بیشتر می کند. طول ببرهای نر سیبری به حدود سه متر می رسد و وزن آنها حدودا” 220 کیلو گرم می باشد، در حالی که برای یک ببر ماده این مقادیر معادل 2.5 متر و 130 کیلو گرم می باشد.
تولید مثل : ببرهای ماده از سن سه تا چهار سالگی قادر به تولید مثل می باشند. طول مدت بارداری آنها حدود سه ماه و نیم می باشد و در هر دوره بارداری تا چهار فرزند به دنیا می آورند. بچه های ببر توانایی دیدن ندارند و نیاز به مراقبت بسیار دارند. آنها از سن شش ماهگی از شیر گرفته می شوند و در 18 ماهگی تقریبا” مستقل زندگی می کنند. ببرها - مانند انسانها - فصل خاصی برای تولید مثل ندارند اما اوج تولید مثل آنها در اواخر زمستان و اوایل بهار می باشد.
رژیم غذایی : یک ببر بالغ به حدود 4.5 کیلو گرم غذا در طی روز نیاز دارد اما مشاهده شده که تا یک ببر تا حدود 40 کیلو گرم هم طی یکروز غذا بخورد، در اینصورت تا یکی دو هفته غذا نخواهند خورد. از جمله غذاهای مورد علاقه ببر می توان به طاووس، خرگوش، خارپشت، آهو، گراز وحشی و گاو اشاره کرد.
سایر موارد : ببرها به شناکردن بسیار علاقه دارند. خطوطی که روی بدن آنها وجود دارد علاوه بر استتار مشخصه ای است برای تشخیص هر یک. ببرها معمولا” با قرار دادن علامتهایی توسط پنجه خود روی درختان، حدود قلمرو خود را مشخص می کنند. قدرت بینایی یک ببر در شب شش برابر بیشتر از یک انسان می باشد. ببرها می توانند تا 20 سال در باغ وحش و تا 15 سال در طبیعت زندگی کنند.
sattarz
12-30-2009, 05:09 PM
دانستنی های جانوران
-------------------------
هر چه از استوا به سمت قطب پيش ميرويم اندازه موجودات بزرگتر ميشود مثلپنگوئن ها - روباه - وال.
گاو نر کور رنگ است و فقط نسبت به حرکات شنليکه گاو باز در مقابل چشمانش تکان ميدهد به خشم ميايد و ديگر فرقي نميکند که شنل بهچه رنگي باشد.
وزن کل موريانههايجهان ده برابر وزن کلانسانها است.
ادرار موش در زير اشعه ماورا بنفش ميدرخشد و همين امر باعثميشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
کانگروها قادر نيستند بسويعقب راه بروند.
فیل هنگام پیچیدن به یک سمت در موقع دویدن از دمش برای حفظتعادل استفاده میکندسرعت یک یوز پلنگ به 110 کیلومتر در ساعت میرسد که برایرسیدن به این سرعت فقط به سه ثانیه (سه سوت) زمان احتیاجدارد
پژوهشگران چينی دو فسيل متعلق به جانوری را که تصور می کنند ممکناست از اجداد اوليه "تيراناسور رکس" باشد يافته اند.
اين هيولا که "گوانلانگووچای" نام گرفته تقريبا يک صد ميليون سال قبل از تی-رکس می زيسته.
کشف اينفسيل ها در صحرابی گُبی در نشريه نيچر گزارش شده است.
تی-رکس مخوف بدون شکمعروف ترين دايناسور جهان است. اما اين درنده شش تنی و 14 متری نسبت به ساير انواعدايناسورها خيلی دير پا به عرصه حيات گذاشت.
سر و کله تی-رکس تقريبا 70ميليون سال قبل، کوتاه زمانی پيش از آنکه برخورد يک شهاب سنگ عظيم تمامی خزندگانعظيم الجثه را محو و نابود کند، در زمين پيدا شد.
تاکنون پرسش های زيادیدرباره اصل و نسب واقعی تی-رکس وجود داشته است. اما گويی گوانلانگ ووچای پاسخ هايیدر اين مورد به دست می دهد.
اين دايناسور که قدش در زمان بلوغ کامل تنها بهسه متر می رسد، 160 ميليون سال قبل می زيست.
وجه تسميه "گوانلانگ ووچای" بهمعنی "اژدهای تاجدار از صخره پنج رنگ" اين است که ظاهرا نوعی تاج جلوی سرش داشته کهشايد برای جلب جفت کاربرد داشته است.
اين موجود نيز شکارچی بوده اما احتمالابيشتر در قالب کفتار، درحالی که تی-رکس شير عصر ژوراسيک به حساب میآمد.
sattarz
12-30-2009, 05:09 PM
اينکه چگونه اين دايناسورهای خوفناک در نهايت بر خشکی ها حاکم شدندسوالی است که کارشناسان به کشف آن اميد بسته اند.
كوسهتنها حيوان دريايي است كه جرم حجمي آن از آب بيشتر است . به همين دليل اگر شنا نكندغرق مي شود . به همين دليل كوسه ها يا محلي ساكن در عمق مناسب را براي خوابيدنانتخاب مي كنند و يا اينكه در حال شنا كردن مي خوابند .
آيا ميدانستيدرازترين دم به سوسمار آبهاي شور تعلق دارد که درازاي آن به سه متر ميرسد؟
ايا ميدانستي کهكبوتر ماده اگر تنها و دور از هم جنسان خود باشد نمي تواند تخم بگذارد، امّا اگرخود را در آيينه ببيند به تصور اينكه كبوتر ديگري وجود دارد تخمميگذارد؟
آيا ميدانستي مورچههايجوان زير نظر مورچههايبخصوصي که نقش معلم رادارند تعليم داده ميشوند؟
آيا ميدانستي که خون ميگوها آبي رنگ است و عنكبوتها خوني روشن وشفاف دارند؟
ـ زمان بارداري فيل به دو سال است.
در بين انواع خرس ، خرس پاندا بزرگترين جمجمهرا دارد.
دانشمندان دريافته اند که مورچه همچون انسان صبح به هنگام بيدارشدن خميازه ميکشند
هرعنكبوت تار ويژه خود را دارد و هيچگاه دو تار عنكبوت به هم شبيهنيستند
آياميدانستي که نوعي كوسه داراي 3500 دندان مي بـــاشد كه از هيچ يك از آنها استفادهنميكند؟
آيا ميدانستي که يك موش كور قادر به حفر تونلي به طول 9 كيلومترتنها در يك شب ميباشد؟
آيا ميدانستي که اغلب ماتيكها حاوي فلسهاي ماهي ميباشند؟
آيا ميدانستي سرعت سريعترين حلزون 2.3 ميليمتر در ثانيه ميباشد يعنييک کيلومتر در پنج شبانه و روز؟
آيا ميدانستي طولاني ترين دوران حاملگيمتعلق به فيل هندي هست که ششصد روز به طول ميانجامد، بهتر است بدانيد که دروانحاملگي کرگدن نيز به چهارصد و نود روز بطول مي انجامد؟
ايا ميدانستيد در جنوب افريقا نوعي مار هستکه به دشمنان اجازه ميده تا از گوشتش بخورن در صورتي که به انها حمله نميکنه و ازهمهجالبتر بايد بدونيدکه يکي از خطر ناکترين زهر هارو داره
آيا ميدانستيد که روباه همه چيز را خاکستريرنگ مي بيند ـ
آيا ميدانيدکه خرگوش و طوطي تنها حيواناتياستند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را ببينند ـ
آيا ميدانستيد که همه نوزادان ميگو نر متولد ميشوند و بعد از چندهفته بخشي از نوزادان به ماده تبديل
ميشوند ـ
آيا ميدانستيد که تعداد افرادي که در اثر گزندگي زنبور ميميرند بيشاز افرادي استند که در اثر مار گزدگي ميميرندـ
sattarz
12-30-2009, 05:10 PM
پلنگ تیره برنئو – یک گونه کاملا جدید- به عنوان آخرین مورد در فهرست روبه رشد گیاهان و حیوانات منحصر به فرد جنگلهای بارانی آسیای جنوب شرقی قرار گرفت.
به گزارش آسوشیتدپرس بنیاد جهانی حیاتوحش (WWF) پنجشنبه 15 مارس (24 اسفند) اعلام کرد آزمونهای ژنتیکی در موسسه ملی سرطان آمریکا نشانداده است که پلنگ تیره برنئو یک گونه منحصر به فرد از گربهسانان است و برخلاف تصور قدیمی با پلنگ مشابهی که در سرزمین اصلی آسیای جنوب شرقی وجود دارد یکی نیست.
پلنگهای تیره اسرارآمیز بزرگترین شکارچیان در جزیره برنئو هستند و گاهی به اندازه یک یوزپلنگ کوچک میرسند. آنها درازترین دندانهای نیش نسبت به اندازه بدن را در میان گربهسانان داردند.
تنها چند هفته پیش بود که WWF گزارش داد که دانشمندان در سال گذشته دست کم 52 کونه جدید گیاهی و جانوری در برنئو – سومین جزیره بزرگ دنیا که بین اندونزی، مالزی وبرونئی تقسیم شده است- کشف کردهاند.
"قلب برنئو"، یک منطقه کوهستانی در مرکز این جزیره با وسعت پنج برابر سوئیس که با جنگلهای بارانی استوایی پوشیده شده است، آخرین پناهگاه بزرگ جنگلی پلنگ تیره برنئو است.
تخمین زده میشود 5 تا 11 هزار راس از این پلنگها که از گونه مشابهاش در سرزمین اصلی تیرهتر است و نقشه خالهای متفاوتی دارد در جنگلهای برنئو زندگی کنند.
بزرگترین تهدید برای این جانور تخریب زیستگاههای آن بوسیله انسانها است.
[URL="[Only registered and activated users can see links]"]
sattarz
12-30-2009, 05:11 PM
لاکپشت 230 ساله چینی در باغ وحشی در چین مرد.
باغ وحش استان "شانگهای"پس از 35 سال نگهداری شبانه روزی از لاکپشت پیر در نهایت مرگ او را بر اثر کهولت سن اعلام کرد.
این لاک پشت که جزو تنها 5 عدد گونه کمیاب از لاکپشتهای مسن در دنیا بود بر اثر ابتلا به بیماری در کبد بیمار شد و جان خود را از دست داد .
گفته می شود این لاکپشت در سال 1971 در استان "یونان"پیدا شده بوده و از آن زمان با دقت بسیار اهالی باغ وحش از او نگهداری میشد.
sattarz
12-30-2009, 05:11 PM
شناسايي يك پرنده نادر در گيلان
--------------------------------------------------------------------------------
پرنده نادر «شناگر بلوطي»، در پارك ملي خشكي-دريايي بوجاق بندر كياشهر شناسايي شد.
«كامران زلفينژاد»، مديركل حفاظت محيط زيست گيلان با اعلام اين خبر به ايرنا گفت: اين پرنده فالاروپ بلوطي يا شناگر بلوطي نام دارد و در مجموعه تاريخ پرندهشناسي مدون، تنها دو بار در كشور گزارش شده است كه يك بار آن توسط كارشناسان در جنوب و بار ديگر در شمال كشور بودهاست.
وي اضافه كرد: ورود پرندگان نادر از اين دست نشاندهنده اهميت بالاي اكولوژيك پارك ملي خشكي- دريايي بوجاق است كه هرساله به تعداد پرندگان مهاجر و تركيب گونهاي در آن افزوده ميشود.
زلفينژاد اظهار داشت: يكي از عوامل مهم در تعيين سطح حفاظت در مناطق چهارگانه محيط زيست وجود گونههاي كمياب و تعداد آنها است كه هماكنون در پارك ملي بوجاق ۱۴گونه از اين نوع ثبت شده است.
مدير كل حفاظت محيط زيست گيلان، از غاز پازرد، غاز پيشانيسفيد كوچك، فالاروپ و عروس غاز به عنوان نمونههاي ديگر از پرندگان كمياب ياد كرد.
وي درباره ويژگيهاي فالاروپ بلوطي اظهار داشت كه اين پرنده از حشرات و لارو آنها در محيط تالابي تغذيه ميكند و نقش عمدهاي در كنترل جمعيت برخي حشرات در اكوسيستمها دارد.
زلفينژاد افزود: تعداد پرندگان رصدشده در اين پارك تاكنون به ۲۳۵ گونه رسيد كه نشان از دقت نظر سازمان محيط زيست در شناسايي توان اكولوژيكي كمنظير اين منطقه دارد.
پارك ملي خشكي- دريايي بوجاق در شرق استان گيلان و در بخش بندر كياشهر واقع شده است.
sattarz
12-30-2009, 05:11 PM
بزرگترین مار در جهان کدام است؟
--------------------------------------------------------------------------------
بزرگترین ماری است که تاکنون شناخته شده و طول این مار 11 متر میباشد که در شبه جزیره مالایا ، برمه ، هند ، چین و جزایر فیلیپین یافت میشود. آناکوندا: این مار در مناطق گرمسیری آمریکای جنوبی زیست میکند و طولش 8 متر است. پیتون هندی و پیتون صخرهای: که اولی در شبه جزیره مالایا و دومی در آفریقا زیست میکند طولشان به 5.7 متر میرسد. پیتون الماسی: که به سرزمین استرالیا و گینه نو تعلق دارد و تا 7 متر رشد میکند. کبرا: که بزرگترین مار زهری دنیاست و طولش 6 متر است. بوآ: که محل زیست این جانور در مکزیک - جنوبی- آمریکای مرکزی و امریکای جنوبی است و طولش حدود 5 متر است. به لحاظ وزن آناکوندا سنگینترین مار است که حدود 170kg وزن دارد، یعنی 50kg سنگینتر از پیتون.
sattarz
12-30-2009, 05:11 PM
شاهین
پرنده ای از راسته شکاریان روزانه از تیره بازها است. شاهین جزو شکاریان بسیار جسور و با شهامت است، و با وجود آنکه از قوش کوچکتر است ولی بعلت جسارتی که دارد گاهی عموماً به عقاب وقوش حمله میکند. در حدود ۴۰ گونه از این پرنده شناخته شده است که با نامهای گوناگون زیستگاهشان در سراسر کره زمین پراکنده است. شاهین عموماً آشیانه خود را در کوهستانهای بلند و دور افتاده و در غارهای مشرف به پرتگاهها و صخرهها بلند میسازد ولابلای صخره های کوهستانی تخم گذاری میکند. گونههای مختلف این پرنده در کوههای ایران فراوان است. شاهین را صیادان جهت شکار تربیت میکنند. زیستگاه این پرنده در کوهستانهای بلند و دور افتاده، و آشیانه خود را در غارها مشرف به پرتگاهها و صخرهها بلند میسازد.
نمای ظاهری
شاهین دارای قرنیهای سیاه رنگ و پرهایی زرد رنگ است که به خاکستری میگراید، و زیر گلو وزیر شکمش قهوهای و دارای خالهای تیره است. نر این پرنده قدری کوچکتر از ماده است.
sattarz
12-30-2009, 05:11 PM
ناروال
ناروال (نام علمی: Monodon monoceros) پستانداری آبزی است از رده آببازان خانواده تکدندانها (Monodontidae). این پستاندار دریایی متعلق به گروه والهای دندان دار است. عضو دیگر این گروه وال بلوگا است. در آبهای سرد قطبی یافت میشود. عجیبترین مشخصه ناروالها، عاج (دندان) پیچ خورده نیزه مانند بلند آنهاست که فقط در جنس نر مشاهده میگردد. این عاج، در حقیقت، دندان درازی است که از میان شکافی در لب بالایی رشد کرده است.
sattarz
12-30-2009, 05:12 PM
بلوگا
بلوگا یا (دلفیناپترس لوکس) Delphinapterns leucas از جمله گونههای قطبی و زیر قطبی نهنگ سانان، از حیث اندازه و ترکیب شبیه دلفینها میباشند و این گونه ماهیها از نسل ناروالها هستند و همینطور به گونه دلفینها شبیه اند. بلوگا از راسته آببازان است. طول این نهنگهای کوچک اجتماعی به 5 متر میرسد و وزنشان نیز حدود 5/1 تن می باشد. وزن آنها در زمان تولد حدود 80 کیلو گرم است. والهای بالغ بدلیل رنگ سفید، سر گرد و کوچک و تیغه پشتی بجای باله از سایر والها قابل تشخیص هستند. این والها پستاندارانی هستند که به کندی شنا میکنند و خوراک عمده آنها ماهی است. بعضی از گروههای این والها مهاجرت میکنند ولی اندازه پوشش یخ میزان جمعیت مهاجر را تعیین میکند.
مهمترین شکارچیان طبیعی این نهنگها خرسهای قطبی هستند خصوصاً هنگامی که آنها در میان یخ گرفتار میشوند. انسانها هم از جمله خطرناکترین تهدیدها برای این والها به شمار میآیند. اسکیموها در گذشته به شکار این گونه میپرداختند اما در حال حاضر شکار بی رویه و تجاری این گونهها نگران کننده است. مزاحمتهای انسانها و آلودگی آبها از دیگر تهدیدات بشمار میآید. بدن بلوگاهای ساکن خلیج نسیت لورنس در کانادا مملو از مواد آلاینده است که اجساد این والها را به لاشههای سمی تبدیل کرده است.
بلوگاها یکی از معدود والهایی هستند که در اکواریوم و پارکهای حیات دریایی نگهداری میشوند. این گونهها به دلیل رنگ خیره کننده و لبخند همیشگی صورتشان که توجه همگان را به خود جلب میکنند. بیش از خوک دریایی به چشم میخورد
sattarz
12-30-2009, 05:20 PM
سوسک
سوسک جانداری است بندپا از رده حشرات، زیررده بالداران (Pterygota) فرو-رَده نوبالان (Neoptera)، راسته سوسریان (Blattodea). سوسک نامی کلی است برای خانواده سوسکیها.
سوسکها بزرگترین گروه حشرات را به خود اختصاص دادهاند و در محیط زیستهای مختلفی دیده میشوند. از زمینهای سنگلاخی تا جنگلهای استوایی تحت قلمرو سوسکها به حساب میآید. بیشتر سوسکها قدرت پرواز دارند.آنها دارای بالهایی هستند که وقتی در حال پرواز نیستند آنهارا در محفظه محکمی روی پشت خود جمع میکنند و در زیر این محفظه نگهداری میکنند. سوسکها از انواع مختلف گیاهان، گونههای حیوانات و لاشههای مرده آنها تغذیه میکنند.
تمام سوسکها دارای بخشهایی برای نیش زدن و جویدن در ناحیه دهان خود هستند. بعضی از سوسکها دارای آروارههای بزرگی هستندکه آنها را قادر میسازد که طعمه خود حمله کرده و او را قطعه قطعه کنند. سوسکهای دیگر مثل شپشه گندم دارای آروارههای کوچکی در انتهای پوزه درازشان میباشند. شپشه گندم پوزه بلند خود را برای سوراخ کردن اجسام سخت و رسیدن به غذا، به کار میبرد.او دارای شاخکهای زانویی بوده که میتواند آنها را خم کرده و در شیار پوزه اش پنهان کند. کوچکترین حشرات جهان سوسکهای دارای بالهای پردار میباشند. بدن بعضی از آنها دارای طول کمتر از ۵ میلیمتر (۵۰/۱ اینچ) میباشد. نوع نر سوسک گرد امریکایی جنوبی درازترین سوسک در جهان است. این سوسک دارای دو شاخ بزرگ است و میتواند تا ۱۵ سانتیمتر (۶ اینچ) رشد کند و قد بکشد.
بیشتر سوسکها هرگز آب نمینوشند. بچه بعضی از سوسکها میتوانند بدون غذا تا ۵ سال زنده بمانند.
vBulletin® v 3.6.2, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.